هدایت شده از محمدرضا غلامی
۱- کانَ فَرَسٌ صَغیرٌ مَعَ أُمِّهِ فی قَریَهٍ. قالَتْ أُمُّ الْفَرَسِ لِوَلَدِها:
ترجمه: اسب کوچکی با مادرش در روستایی بود. مادر اسب به بچهاش گفت:
۲- «نَحنُ نَعیشُ مَعَ الْإنسانِ وَ نَخدِمُهُ؛
ترجمه: «ما با انسان زندگی میکنیم و به او خدمت میکنیم.
لِذا أَطلُبُ مِنْکَ حَمْلَ هٰذِهِ الْحَقیبَهِ إلَی الْقَریَهِ الْمُجاوِرَهِ.»
ترجمه: بنابراین از تو میخواهم که این کیف را به روستای مجاور (همسایه) ببری.»
۳- هوَ یَحْمِلُ الْحَقیبَهَ وَ یَذْهَبُ إلَی الْقَریَهِ الْمُجاوِرَهِ.
ترجمه: او کیف را بر میدارد و به سوی روستای مجاور میرود.
۴- فی طَریقِهِ یُشاهِدُ نَهْراً. یَخافُ الْفَرَسُ
ترجمه: در راهش رودی را میبیند. اسب میترسد
وَ یَسْأَلُ بَقَرَهً واقِفَهً جَنْبَ النَّهرِ:
ترجمه: و از گاوی که کنار رود ایستاده، میپرسد:
۵- «هَلْ أَقدِرُ عَلَی الْعُبورِ؟»:
ترجمه: «آیا میتوانم عبور کنم؟»
الْبَقَرَهُ تَقولُ: «نَعَم؛ لَیسَ النَّهْرُ عَمیقاً.»
ترجمه: گاو میگوید: «بله؛ رود عمیق نیست.»
هدایت شده از محمدرضا غلامی
۶- یَسْمَعُ سِنجابٌ کَلامَهُما وَ یَقولُ:
ترجمه: سنجاب حرف آنها را میشنود و میگوید:
«لا؛ أیُّهَا الْفَرَسُ الصَّغیرُ، أنتَ سَتَغْرَقُ فِی الْماءِ،
ترجمه: «نه؛ ای اسب کوچک تو در آب غرق میشوی
هٰذَا النَّهرُ عَمیقٌ جِدّاً. عَلَیْکَ بِالرُّجوعِ. أَ تَفهَمُ؟»
ترجمه: این رود بسیار عمیق است. تو باید برگردی. آیا میفهمی؟»
۷- وَلَدُ الْفَرَسِ یَسْمَعُ کَلامَ الْحَیَوانَینِ وَ یَقولُ فی نَفْسِهِ: «ماذا أَفْعَلُ یا إلٰهی؟!»
ترجمه: بچه اسب حرف دو حیوان را میشنود و با خود میگوید: «خدایا چه کار کنم؟!»
هدایت شده از محمدرضا غلامی
۷- فَیَرْجِعُ إلی والِدَتِهِ وَ یَبْحَثُ عَنِ الْحَلِّ.
ترجمه: به سوی مادرش بر میگردد و به دنبال راه حل میگردد.
۸- اَلْأُمُّ تَسْألُهُ: «لِماذا رَجَعْتَ؟!»
ترجمه: مادر از او میپرسد: «چرا برگشتی؟»
۹- یَشْرَحُ الْفَرَسُ الْقِصَّهَ وَ تَسْمَعُ الْأُمُّ کَلامَهُ.
ترجمه: اسب قصه را توضیح میدهد و مادر حرف او را میشنود.
اَلْأُمُّ تَسأَلُ وَلَدَها:
ترجمه: مادر از بچهاش میپرسد:
۱۰- «ما هوَ رَأْیُکَ؟ أَ تَقْدِرُ عَلَی اَلْعُبورِ أَمْ لا؟
ترجمه: «نظر تو چیست؟ آیا میتوانی عبور کنی یا نه؟
مَنْ یَصْدُقُ؟ وَ مَنْ یَکْذِبُ؟»
ترجمه: چه کسی راست میگوید؟ و چه کسی دروغ میگوید»
۱۱- ما أَجابَ الْفَرَسُ الصَّغیرُ عَنْ سؤالِها … لٰکِنَّهُ قالَ بَعدَ دَقیقَتَینِ:
ترجمه: اسب کوچک به سوال او جواب نداد… اما بعد از دو دقیقه گفت:
۱۲- «اَلْبَقَرَهُ تَصْدُقُ وَ السِّنجابُ یَصدُقُ أَیضاً.
ترجمه: «گاو راست میگوید و سنجاب هم راست میگوید.
اَلْبَقَرَهُ کَبیرَهٌ وَ السِّنْجابُ صَغیرٌ.
ترجمه: گاو بزرگ است و سنجاب کوچک است.
کُلٌّ مِنهُما یَقولُ رَأیَهُ. فَهِمتُ الْمَوضوعََ».
ترجمه: هر یک از آنها نظرش را میگوید. موضوع را فهمیدم.»
۱۳- یَفْهَمُ الْفَرَسُ الصَّغیرُ کَلامَ أُمِّهِ وَ یَذْهَبُ إلَی النَّهرِ وَ یُشاهِدُ الْبَقَرَهَ وَ السِّنجابَ مَشغولَینِ بِالْجَدَلِ.
ترجمه: اسب کوچک سخن مادرش را میفهمد و به سوی (نهر) رود میرود و میبیند که گاو و سنجاب مشغول بحث (جدل) هستند.
۱۴- اَلبَقَرَهُ: «أنا أَصدُقُ وَ أَنتَ تَکذِبُ.»
ترجمه: گاو: «من راست میگویم و تو دروغ میگویی.»
۱۵- اَلسِّنجابُ: «لا؛ أنَا أَصدُقُ وَ أَنتِ تَکذِبینَ.»
ترجمه: سنجاب: «نه من راست میگویم و تو دروغ میگویی.»
۱۶- یَعْبُرُ الْفَرَسُ ذٰلِکَ النَّهرَ بِسُهولَهٍ؛
ترجمه: اسب به راحتی از آن رود میگذرد
ثُمَّ یَرْجِعُ وَ یَفْرَحُ لِلتَّجرِبَهِ الْجَدیدَهِ.
ترجمه: سپس بر میگردد و به خاطر تجربه جدید خوشحال میشود.
هدایت شده از شاهد علامه حلی قم
نمونه سوالات استاندارد دوره اول متوسطه☝️☝️
هدایت شده از نهم یک شاهد علامه حلی
اطلاعیه..
با سلام و احترام.
اولیای گرامی و دانش آموزان محترم،
بنا به تصمیم و مصوبه شورای مدرسه، روز شنبه ۱۴۰۳/۱۰/۰۱، جهت آماده سازی سالن امتحان ، کلاسهای درس دایر نمی باشد و به دانش آموزان فرصت مطالعه آزاد داده شده است.
اما کادر اجرایی( مدیر و معاونین) در مدرسه حضور دارند.لذا در صورت نیاز می توانید به مدرسه تشریف بیاورید.
با تشکر
کل مدرسه 1404-1403.pdf
حجم:
176.1K
شماره صندلی و محل نشستن دانش آموزان در آزمونهای نوبت اول سال تحصیلی 1403-1404