eitaa logo
نشریه حلما
96 دنبال‌کننده
166 عکس
7 ویدیو
8 فایل
🔸آیدی جهت ارتباط: @ujad_admin 🔸پیج اینستاگرام: https://www.instagram.com/helma.jad?igsh=eXhnenIyOXdhZGNh 🔸کانال تلگرام: https://t.me/helma_jad
مشاهده در ایتا
دانلود
⁉️*ازدواج* بخش مهمی از زندگی است، اما قرار نیست همه‌ی زندگی باشد؛ بحران‌ها می‌توانند زاویه دید انسان را تغییر دهند. ‌ ‌ _بحران انگار ذهن را مجبور می‌کند که هر تصمیم فوری را بهتر از "ماندن"ببیند؛ درحالی که ازدواج برای شکل‌گیری، نیازمند شناخت، آرامش ذهنی و هدف‌های روشن است. ‌ ‌ ♦️*بخش دوم نشست* "ازدواج در بحران" با حضور سرکار خانم محمدی(دانش آموخته حقوق زنان و مطالعات خانواده) ‌ ‌ 🔹| @urmiajad | 🔸| @helma_jad |
بسم خالق مادر ‌ در انتظار اولین آغوش ‌ چه انتظاری زیباتر و شیرین‌تر و قطعاً سخت‌تر از انتظار یک مادر در به آغوش کشیدن فرزند دلبندش است؛ که ماه‌هاست با جادوی عشقش او را در تار و پود وجودش رشد داده؟ چه لحظه‌هایی که مادر، از تصور شانه زدن موهای دخترکش، از لحظه‌های بوییدن گردن پسرکش، از بوسه‌های بر گونه و پیشانی نرم و لطیفش، و از صدا و قهقه‌های فرزند کوچکش، قلبش به تپش در‌آمده و امید را دوباره در خودش زنده کرده است. مگر داریم منتظری بالاتر از مادر که به خوبی معنای عاشقی را به تصویر می‌کشد؟ کلمۀ مادر به خوبی جلوه‌گر همان گل تشنه‌ای است که چشم انتظار بارانی است که او را سیراب می‌کند؛ بارانی از جنس تولد، تولد دلبندش. ‌ آری، قصۀ انتظار مادر بسی دراز اما شیرین است. ‌ زهره هم روز به روز در انتظار تو، تاریکی خستگی و ناامیدی‌اش را به سپیده دم تولد تو می‌سپرد. سمانه منتظر بود که تو با وجودت همان رنگ و بویی شوی که زندگی‌اش با وجود آن جان می‌گرفت. نزدیک شدن به پایان انتظار تو، نور شوق و امید را چنان در دل و وجود محدثه روشن می‌کرد که انگار نوری بود بی پایان. ضربان قلب تو تنظیم کنندۀ نبض زندگی انسیه‌ای بود؛ که حتی تصور آغوش تو زدایندۀ همۀ خستگی‌های تنش بود.
نشریه حلما
بسم خالق مادر ‌ در انتظار اولین آغوش ‌ چه انتظاری زیباتر و شیرین‌تر و قطعاً سخت‌تر از انتظار یک مادر
آری، آن‌ها هم در آستانۀ مادر شدن بودند؛ مادرانی که چشم به مسیر آمدن فرزندان نوگلشان دوخته بودند. اما چه شد؟ چه شد که ناگهان نور امید دیگر طلوع نکرد؟ چه شد که این‌بار به جای طنین بلبل‌ها، هیاهوی بمب‌ها و موشک‌ها آخرین صدا و صحنه‌ای شدند که در چشم و دل آن‌ها ماندگار شد؟ چه شد؟ این دنیا هم با تمام ابهت و با تمام نیرویش نمی‌توانست اکسیر عشق این مادران را بشکند، اما چه شد که ناگهان این موشک‌ها از دل تاریک‌ترین و کثیف‌ترین سنگ‌دلان و کودکشان عالم، بر فراز آسمان تهران، میناب، بروجرد و هشتگرد به پرواز در‌آمدند و پایانی شدند برای این انتظار شیرین؟ قاتلی شدن بر آخرین نفس‌های گرم این مادران منتظر در زیر آوارها، که هنوز نور امید در دلشان بود. کسی چه می‌داند، شاید انتظار این مادران که حال کلمۀ «شهیده» در کنار اسمشان نقش بسته، در باغ بهشت، در میان رایحه های گل لاله، زیر سایۀ رحمت حضرت عشق‌، با به آغوش کشیدن فرزند نوگل و دلبندشان به پایان رسیده. کسی چه می‌داند، شاید مادر و فرزند با هم پر کشیدند تا درد و رنج فراق دیگر طاقت‌فرسا نباشد. اما از خون این مادران و فرزندان، شیر‌زنان و دلیرمردانی ایرانی همچون سلیمانی‌ها خواهد رویید که سخت انتقام خواهند گرفت از امریکا و اسراییلی که دستشان به خون میلیون‌ها مظلوم آلوده شده. آن روز دیر نیست. ‌ ________________ ‌ ✍️فاطمه قیانلوی، دانشجوی کارشناسی فقه و حقوق اسلامی ‌ ‌ 🔹| @urmiajad | 🔸| @helma_jad |
🇮🇷ازشیر مادر تا پرچم مقاومت جاودان🇮🇷 در قلب تپندۀ خودرویی که در مسیر افتخار می‌راند، کودک یک و نیم سالۀ وطن، در آغوش پدر، چون نگینی بر تاج افتخار می‌درخشد. شیشۀ شیرش، جام پیروزی، در یک دست، و پرچم سه رنگ وطنش، گویی که خود حیات و پویایی سرزمینش است، در دست دیگرش، برافراشته است. چشمان مقتدر و نافذش، با نگاهی که فراتر از سن او است، از پنجرۀ ماشین به بیرون می‌نگرد؛ نگاهی که صلابت کوهستان و درایت تاریخ را در خود دارد. کودک ما، جرعه‌ای از شیر، نه از برای رفع عطش، که چون داشتن بیعت با آرمان وطن، می نوشد. طعم آن، طعم میهن است، طعم استقامت. سبیل شیری بر لبانش، همچون نشان افتخاری است بر چهرۀ پاکش. آنگاه، دستان کوچکش، اما با قدرتی که از اعماق تاریخ برمی‌خیزد، پرچم را بلندتر می‌گیرد. تکان پرچم، نه یک حرکت صرف، که رجزخوانی خاموشی است به سوی دشمنان: «ای دشمنان وطن! بدانید! این دست‌های کوچک، که امروز لایق در دست گرفتن این پرچم مقدس شده‌اند، روزی مدافعان سرسخت این آب و خاک خواهند شد. این اراده، که امروز در نگاه من می‌بینید، از جان شیران این سرزمین جوشیده! ما کوچکیم، اما قلبمان به وسعت تمام وطن می‌تپد. روح ایستادگی در کالبد ما دمیده شده، ما ایستاده‌ایم و هرگز از پا نخواهیم نشست! هرگز گمان مبرید که کوچکی ما، نشانۀ ضعف است، که ما وارثان پرچم سربلندی هستیم!» ________________ ✍️رقیه رضوی، پسادکتری بهداشت مواد غذایی ‌ 🔹| @urmiajad | 🔸| @helma_jad |
🔴جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه با همکاری جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان پردیس فاطمه‌الزهرا(س) تبریز، برگزار می‌کند: 🔸نشست تحلیلی در تبیین نقش و کارکرد شُعام «شورای عالی امنیت ملی» 🔻«اصلا بود و نبود شعام چه فرقی به حال کشور میکنه؟!»: اگر توهم پاسخ این سوالو نمیدونی، این نشست جای توئه! 👤با حضور: استاد میلاد صامتی| پژوهشگر قانون اساسی و اندیشه انقلاب اسلامی، عضو اسبق شورای مرکزی بسیج دانشگاه تهران 📅زمان: چهارشنبه ۱۳ خرداد ماه ۱۴۰۵, ساعت ۱۶ در بستر اسکای روم 🔗لینک شرکت در نشست 🎁در پایان جلسه به شرکت‌کننده‌ای که به پرسشنامه (که از محتویات نشست گردآوری شده) بیشترین پاسخ درست را بدهد، به انتخاب خود فرد، کمک هزینه ۶۰۰ هزار تومانی خرید کتاب، تعلق خواهد گرفت. 🖇️با همکاری: @jad_tfu ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🌐| @urmiajad |
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّهِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ💚 اميرالمؤمنين؛ همان صراط ِمستقیم در قرآن است ✨ 🌸 عید سعید غدیر خم، هنگامه‌ی طلوع امامت از آسمان نبوت، پرشکوه‌ترین و زیباترین جلوه ولایت، روز تداوم رسالت، عید امامت و ولایت، بر شیعیان رهرو سعادت مبارك باد🌸 ‌ 🔹| @urmiajad | 🔸| @helma_jad |
در دنیای امروز که رسانه‌ها به‌جای بازتاب حقیقت، به ابزاری برای مهندسی افکار عمومی تبدیل شده‌اند، واقعه محکومیت «زینب دشتی» لایه‌های عمیقی از یک نبرد نابرابر را آشکار می‌کند. او به‌عنوان یک مجری در متن رسانه‌ای حضور داشت که وظیفه‌اش دیکته کردن روایت‌های رسمی بود؛ اما درست در لحظه‌ای که باید میان امنیت شغلی و فریاد حقیقت یکی را برمی‌گزید، راه دوم را انتخاب کرد. زینب دشتی با این کنش، از یک «مجری صرف» به یک «رسانه زنده» تبدیل شد. رسانه‌های بزرگ جهان امروز در انحصار قدرت‌هایی هستند که تنها اجازه شنیدن آن چیزی را می‌دهند که با منافع باطل همسو باشد؛ در چنین اتمسفری، شکستن این محاصره رسانه‌ای و بیان حق، جرمی است که تاوانش حبس و انزواست. ایستادن در طرف حق، آن هم زمانی که دستگاه‌های عظیم تبلیغاتی سعی در بایکوت و تحریف واقعیت دارند، یک جهاد تمام‌عیار است. موضع مشخص کردن در فضای غبارآلود رسانه‌ای، جسارتی می‌طلبد که ریشه در حماسه حسینی دارد. امام حسین(ع) به ما آموخت که حتی اگر تمام دنیا در برابر تو صف بکشند و صدای تو در هیاهوی شمشیرها و تبلیغات دروغین گم شود، باز هم نباید از حق عقب نشست. زینب دشتی، با تأسی به نام بزرگ خود، نشان داد که زن بودن در تراز مکتب عاشورا، یعنی برهم‌زدن بازی باطل با قدرت کلام. او که می‌توانست با سکوتی عافیت‌طلبانه به جایگاه خود ادامه دهد، ترجیح داد به حاشیه رانده شود، اما شرافت قلم و زبانش را نفروشد. اینجاست که باید به آن حدیث ژرف و دقیق امیرالمومنین علی(ع) تمسک جست که فرمودند: «لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلة اهله»؛ یعنی در مسیر هدایت، از کمی همراهان و خلوتی راه نهراسید
این تنهایی و به حاشیه رانده شدن، نه یک شکست، بلکه نشانه اصالت مسیر است. وقتی تمام دنیا با ابزارهای فشار و زندان جلوی یک انسان می‌ایستد، آن نور درون و فطرت حق‌طلبی به موتوری محرک تبدیل می‌شود که اجازه سکوت نمی‌دهد. زینب دشتی با تحمل این حکم سنگین، ثابت کرد که نور حقیقت از لابه‌لای میله‌های زندان هم به بیرون ساطع می‌شود و هیچ دیواری نمی‌تواند مانع تشعشع وجدان بیدار شود. در نهایت، این خفقان رسانه‌ای و مظلومیتِ طرفداران حق، سرآغاز یک دگرگونی بزرگ است. ما با نگاهی امیدوار به افق تاریخ می‌نگریم؛ به روزی که خورشید امید از پسِ ابرهای غیبت طلوع کند و بساطِ این روایت‌های دروغین را برچیند. آن روز که قائم آل محمد(عج) ظهور کند، طرفداران حق که سال‌ها در تنگنا و تحت فشار بوده‌اند، سرانجام نفسی به راحت خواهند کشید. آن روز، عصر پایان انحصار رسانه‌ای باطل و طلوع حقیقت محض است. ما به آن سحرگاه صادق ایمان داریم؛ روزی که دیگر هیچ فریاد حقی به بند کشیده نخواهد شد و جهان لبریز از عدالت موعود می‌گردد. مهسا جهانبخش؛ دانشجوی رشته باستان‌شناسی، دانشگاه محقق اردبیلی ‌ 🔹| @urmiajad | 🔸| @helma_jad |
«گاهی در میان هیاهوی خبرها، خبری منتشر می‌شود که فراتر از یک تیتر ساده است؛ خبری که ما را وادار می‌کند درباره مفاهیمی مانند آزادی بیان، هزینه ایستادن بر سر عقیده و بهای دفاع از یک باور تأمل کنیم. در روزهای اخیر، رسانه‌ها از محکومیت یک مجری زن کویتی خبر دادند؛ زنی که پس از انتشار مطالبی در فضای مجازی، مطالبی که از نگاه مقامات کشورش حمایت از جمهوری اسلامی ایران تلقی شد، با حکمی سنگین روبه‌رو شد. حکمی به سنگینی سه سال زندان... شاید سه سال را بتوان تنها در چند کلمه بیان کرد؛ اما وقتی پای زندگی یک انسان در میان باشد، سه سال یعنی هزاران ساعت دوری از خانواده، هزاران لحظه نگرانی، و روزهایی که پشت دیوارهای زندان سپری می‌شود. این اتفاق بار دیگر توجه افکار عمومی را به وضعیت روزنامه‌نگاران، فعالان رسانه‌ای و صاحبان تریبون در کشورهای مختلف جلب کرده است؛ افرادی که گاه تنها به دلیل بیان دیدگاه خود یا انتشار مطلبی که با سیاست‌های مستکبرانه خودشان همسو نیست، با محدودیت‌ها و مجازات‌های سنگین مواجه می‌شوند. در چنین شرایطی، این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح می‌شود: آیا آزادی بیان تنها زمانی معنا دارد که سخن ما مورد پسند دیگران باشد؟ یا آنجا ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که فردی بتواند بدون ترس از مجازات، عقیده‌ای را که مبتنی بر حق است بیان کند؛ حتی اگر آن عقیده مورد قبول حاکمیت‌های باطل یا جریان‌های قدرتمند نباشد؟ داستان این مجری کویتی صرفاً داستان یک فرد نیست؛ بلکه روایتی است از تقابل اندیشه‌ها، از هزینه‌هایی که برخی انسان‌ها برای دفاع از باورهای خود می‌پردازند