eitaa logo
𝐏𝐮𝐫𝐠𝐚𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐭𝐞𝐚𝐫𝐬/نفور
658 دنبال‌کننده
63 عکس
1 ویدیو
0 فایل
𝑨 𝒉𝒖𝒏𝒅𝒓𝒆𝒅 𝒍𝒆𝒕𝒕𝒆𝒓𝒔 𝒕𝒐 𝒂 𝒉𝒖𝒏𝒅𝒓𝒆𝒅 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆𝒔
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ا﷽ا موئینه به بر کردی و بی ذوق تپیدی آنگونه تپیدی که بجائی نرسیدی در انجمن شوق تپیدن دگر آموز
نامه‌ای به الی. شب که آواز سر داد، قصه را آغاز پنداشت. هزاران سوگوار سوگند خوردند؛ هر کدام ماتم نهاده می‌گفت، از داستان هایش روانه می‌جست؛ افسانه ها زنده کردند، شب بیداری را به صبحِ سحر کشاندند؛ سحر که شد با پایان هر داستان، داستان می‌مرد و افسانه می‌شد.. هر کدام بر سر افسانه خود سوگند یاد می‌کردند؛ «سوگند به افسانه‌ی دیرینه کز خانه برون تاخته صد قصه به گوش آغشته آخر به برون راسته» دم دم های صبح، هزاران سوگوار بر سر قبر افسانه خود جان باخته بودند؛ چه سحر مبارک بادی شد، هر سر به زیر سوگواری شد...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از بهشت آمد ندا؛ چلچله هیاهوکنان رفت و ز آنجا داد صدا، کز به پا خیزید نوری آمد به راه، فروزان و جوشان کودکیست پا به گاهواره نَهاد پله شد، موج موج رفت و صعودی کرد ز آنجا؛ آفتاب مهتابم شد نوری بِزد بر رخسار ماه، ماه بخندید و زین پسِ شادی نور شد بارید به شب ها؛ ای شب های خروشان به پاس دارید نهان، خورشیدِ ماهِ گریان زاده شد زین بهشت جاودان گر ستارگان سقوط کردند و ماه نیمش را ز دست داد پرتو های او خواهند نواخت تار های نور را با خیال های افروخته؛ به پاس دارید نگهبان شبان، خورشید بهشتان است. «برای فئو دوست‌دارت دانته»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ا﷽ا صلاح کار کجا و من خراب کجا ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
نامه‌ای برای لانا. خاکسترها ز هوا برخاستند؛ عامه در تعجب که چیست این رنگینه ز خاکستر!؟ صد خاکستر ز آتش او رقصینه برفتند؛ کجا جای اون بُوَد گر ز خاکستر پرسان شوی؟ رقص خاکستر به دیده باز آید؛ اما کدامین خاکستر باز ابی گردد..!؟ ز مرگ او آتش نمانده، تنها خاک است که آبی مانده؛ صد دریا آورند آبی تر از او نشود و تو باز گمان بر رقص سوگوار بَری..!؟ بنگر که مه ندیدی خاکستر تر از او نبینی؛ هر خاک ز مرده‌ای روید آبی تر از او نبینی. هان شو و آگاه باش که مهرت جفای جان خاکستر شده است. رنگینه او را تو زدی بی‌رنگ کردی؛ بخند تا خندان شود، رقصی زند، چرخی زند و باز زنده شود.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا