هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
شاید زندگی در ایران زیبا نبود ولی جسورانه بود!
#تعریف_کن
@farsitweets
یکم موقعیت ناجور بود
فردا کسی نامه ای داشت نامه اش رو تکمیل میکنم و مینویسم
و اگر وقت هم شد یه چالش هم میذارم در واقع یه چیز جدیده میخوام امتحانش کنم
فردا به طور رندوم فرقی نداره از افراد کانال یا بیرون کانال حتی شده غریبه برای چند نفر تصادفی نامه مینویسم و بعدم تقدیمشون میکنم
امیدوارم خوشحال بشن
𝐏𝐮𝐫𝐠𝐚𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐭𝐞𝐚𝐫𝐬/نفور
فردا به طور رندوم فرقی نداره از افراد کانال یا بیرون کانال حتی شده غریبه برای چند نفر تصادفی نامه می
چقدر خسته تر از انجامشم بهتره بندازم یک سال بعد-
ا﷽ا
خبر ده به درویش سلطان پرست
که سلطان ز درویش مسکین ترست
گدا را کند یک درم سیم سیر
فریدون به ملک عجم نیم سیر
نگهبانی ملک و دولت بلاست
گدا پادشاه است و نامش گداست
گدایی که بر خاطرش بند نیست
به از پادشاهی که خرسند نیست
نامه ای به او
تموم نشو. نابود نکن.
از طرف همان او.
_____________________________________
صدایی خفه.
در هم آویختن گاهی برای شاخهای به شاخهی دیگریست ولی در این مکان هر از گاهی آدمیان در خود بر درونی به درونی دیگر آویخته میشوند؛ شاید زمانی که صدای شکستن شنیده شود دیده شود سردرگمی، که بخاطر آن دست بر دست و بر دست در هم آویختیم در درون خود تا آغوشی برای خود پدید آوریم به آن مقداری که آغوشی نبود در درون آغوش شده خود شدهایم تا حال که اگر ترک های شکستمان باز شود و زخمی دوباره بر خود زند در درونمان تنها دست های خشکیدهای است که خود را در آغوش کشیدند و ما آنان هستیم که سردرگمی برای آنکه از سردرگمی رهایی یابیم ما را در آغوش گرفت و خشکید تا شاید جوانه بزنیم...