ا﷽ا
جهانا چه بدمهر و بدخو جهانی
چو آشفته بازار بازارگانی
به درد کسان صابری اندر و تو
به بدنامی خویش همداستانی
به هر کار کردم تو را آزمایش
سراسر فریبی،سراسر زیانی
و گر آزمایمت صدبار دیگر
همانی همانی همانی همانی
«عیدتون همایون»
نامهای به این عید.
☆______☆______☆______☆_______☆_
رخشان خندهٔ شیرین فرخنده؛
باز آمد بهاری دیگر سواری بر اسب و رخش شیرین پیکر، نو بهاران آوردهاند امید واهیان واماندهاند.
وصف این خاک نتوان فرمود که جانم درد آموخت از بلای ابر، طغیان خون برافروخت.
این صدای نعره ز آسمان است، بشنو ای فلک آسمان ز درد زمین میگرید.
این عید
بر بام خانهها بجای شکوفهها، کفنها رویید.
بجای خورشید بر بام، ابر ارام گرید.
بجای سبکبالی برف آمد و شد زنجیر در رگ.
کدامین جشن ها، مرگ ها میآورد!؟
نور ده، نور ده، ای آخرین جشن...
این عید رو به یکی دو نفر تبریک نمیگم توی این سال با خیلی هاتون آشنا شدم هم صحبت شدیم اونقدر که میترسم اسما رو بگم و بازم کسی باشه که اسمش رو جا انداخته باشم ازتون ممنونم که توی این سالم یه نقشی داشتید و هر کدومتون به یکی از خاطراتم رنگ دادید اگر فردا دنیا به آخر برسه و بمیرم پشیمون نیستم چون حداقلش باهاتون آشنا شدم
تا همیشه هم دوستون دارم و بهتون فکر میکنم من نمیدونم فردا هستم یا نه پسفردا هستم یا نه اینم اینطور نیست که یه وصیت نامه بشه و اینجا در نهایت بشه ارامگاهم ازتون ممنونم که کنارم بودید از تک تک تون اگر بدی ازم سر زد دلتون رو آزردم و آزاری از من بهتون رسیده عذر میخوام برای همتون آرزو میکنم سال خوبی نصیبتون بشه
چه شما ۲۶۰ نفر
چه افرادی که باهاشون اشنا شدم
چه کسایی که دوستم بودند توی این مدت
چه کسایی که حتی نمیشناسم
عید همتون مبارک و مهم تر از همه مراقب خودتون باشید.
𝐏𝐮𝐫𝐠𝐚𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐭𝐞𝐚𝐫𝐬
این عید رو به یکی دو نفر تبریک نمیگم توی این سال با خیلی هاتون آشنا شدم هم صحبت شدیم اونقدر که میترس
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا