eitaa logo
𝐏𝐮𝐫𝐠𝐚𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐭𝐞𝐚𝐫𝐬
653 دنبال‌کننده
64 عکس
2 ویدیو
0 فایل
𝑨 𝒉𝒖𝒏𝒅𝒓𝒆𝒅 𝒍𝒆𝒕𝒕𝒆𝒓𝒔 𝒕𝒐 𝒂 𝒉𝒖𝒏𝒅𝒓𝒆𝒅 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆𝒔
مشاهده در ایتا
دانلود
«عیدتون همایون» نامه‌ای به این عید. ☆‌______‌☆‌______☆‌______☆‌_______☆‌_ رخشان خنده‌ٔ شیرین فرخنده؛ باز آمد بهاری دیگر سواری بر اسب و رخش شیرین پیکر، نو بهاران آورده‌اند امید واهیان وامانده‌اند. وصف این خاک نتوان فرمود که جانم درد آموخت از بلای ابر، طغیان خون برافروخت. این صدای نعره ز آسمان است، بشنو ای فلک آسمان ز درد زمین می‌گرید. این عید بر بام خانه‌ها بجای شکوفه‌ها، کفن‌ها رویید. بجای خورشید بر بام، ابر ارام گرید. بجای سبک‌بالی برف آمد و شد زنجیر در رگ. کدامین جشن ها، مرگ ها می‌آورد!؟ نور ده، نور ده، ای آخرین جشن...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این عید رو به یکی دو نفر تبریک نمیگم توی این سال با خیلی هاتون آشنا شدم هم صحبت شدیم اونقدر که میترسم اسما رو بگم و بازم کسی باشه که اسمش رو جا انداخته باشم ازتون ممنونم که توی این سالم یه نقشی داشتید و هر کدومتون به یکی از خاطراتم رنگ دادید اگر فردا دنیا به آخر برسه و بمیرم پشیمون نیستم چون حداقلش باهاتون آشنا شدم تا همیشه هم دوستون دارم و بهتون فکر می‌کنم من نمیدونم فردا هستم یا نه پسفردا هستم یا نه اینم اینطور نیست که یه وصیت نامه بشه و اینجا در نهایت بشه ارامگاهم ازتون ممنونم که کنارم بودید از تک تک تون اگر بدی ازم سر زد دلتون رو آزردم و آزاری از من بهتون رسیده عذر میخوام برای همتون آرزو میکنم سال خوبی نصیبتون بشه چه شما ۲۶۰ نفر چه افرادی که باهاشون اشنا شدم چه کسایی که دوستم بودند توی این مدت چه کسایی که حتی نمی‌شناسم عید همتون مبارک و مهم تر از همه مراقب خودتون باشید.
تونستم قبل تموم شدن اولین شب ۱۴۰۵ اینجا رو ۳۰۰ کنممممم
اولین تایم ۰۰:۰۰ سال ۱۴۰۵ فدای تمام مردم سرزمینم
ا﷽ا هر که را مسخره کردیم، رسیدیم به او مگر آن‌ها که به خوشبختی‌شان خندیدیم
نامه‌ای برای داداشم..لوکی برادر دلتنگتم تو همون ادم خاص و جالب و البته متفاوت و بد اخلاقی هستی که توی قلبم خالی بود ، دوست دارم داداش و ممنون که قلبم و اکیپ مارول رو برام کامل کردی. نمی دونم یهو چیشد که انقدر ازت دور شدم و چرا نشد دور هم باشیم با اینکه خیلی نبودم اما توی همون مدت کوتاه رفاقت رو ازت یاد گرفتم حتی اگه تا ابد طول بکشه یا همینجوری دور باشیم با تمام اتفاق ها باز هم هر صبح رو به فکر شما بیدار میشم و روز رو با یادتون بیدار میشم و هر شب رو با رویای شما میگذرونم و در خواب وجودتون رو حس میکنم . همه حرفات رو یادمه چه شوخی و چه جدی ، بحث هامون و دعوا ها و.. تو همیشه داش لوکی هستی و میمونی درکت میکنم سلطان مراقب خودت باش و خودت رو ناراحت نکن زندگیم توی ارزوی دوباره داشتن تون شاد کنار هم خلاصه میشه و تا اخرین لحظه ای که جون توی بدنم هست به یاد تو و بچها ام و سال نو ات مبارک داش لوکی امیدوارم سال خوبی داشته باشی و موفقیت و آرامش همیشه همراهت باشه وجودم و زندگیم فدات بهترین ___________________________________ صدایی خفه. مرز بین یادآوری تکه آجریست که فاصله انداخته؛ فاصله‌ای که هر صبح در مُشته، مشتی که هر صبح گرفته میشه، تا زمانی که موجب یاداوری بشه آجری که هر لحظه‌ای اضافه میشه و خط فاصله رو طولانی تر می‌کنه و هر آجر خیال شیرینی است از با هم بودن در حالی که واقعیت تلخی است از نبود.