ا﷽ا
به روز مرگ، چو تابوت من، روان شد
گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
نامهای به violet.
رنگ باختگی یک توهم به چیزی اوزان میشود که رنگی تازه دریافت کند؛ رنگِ لایهیِ بیرنگیِ خیال، رنگی تازه است..
برای زمانی که با دستهای از گل های بنفشه به دیدار بیرنگیاش میروی و دسته گل پژمردهات را روی اوراق بنفش مانندش میگذاری.
نامهای به لیوای...
آسایش جایگاه متوهم، زمانی به کرسی مینشیند که در اندوه دگر لبخند نهفته نباشد؛
اندوه زمانی دردش کمی مینشیند که نیازی نباشد در هنگام رنجشِ مرگ لبخند بنماید،
اندوهی که زمانی را برای اندوهگین بودن خود ندارد دردناک تر از علل اندوه است؛
اندوهگین باشید به هنگام سوار اندوه بودن زیرا که انسان ز اندوه زاده شده دلیلی بر پنهان نمودن نیست.
نامهای به Helen.
درنگ از آسمان میبارد،
برای لحظهای که توقف به ایستگاه لبخند، آرامش مینمود؛
لبخندی که مدتی در آغوش لب ها به سر میبرد،
حال سرگردان بر آوار ها قدم میزند و غم زخمی بر لبان بیشه نهاده، جایی که انگار از آوار ها گریز کرده و خانه ای بر خانهی پیشین لبخند بنا نموده است.
نامهای به Bella.
لحظه ناب سر خوشی برای ما جویباری ست از سادگی،
سادگیهایی که دیگران زندگی را بر آنان سپری میکنند بر ما آرزوست؛
رویای سادهزیستی در انبوهی از مشکلات ولی گویا پاسخ زندگی بر وجودمون سختزیستی است.
برای رسیدن به آن سادگی باید پیچیدگی را به آسودگی معنا نمود.
چهار تا نامه کوچیک رندومی که قرار بود، به دو نفر از اعضای چنل و دو نفر از غیر چنل تقدیم شد.
روز دختر هم با تاخیر مبارک تمام فرشته های روی زمین بشه✨
درود بر اهالی اشک برزخ
یه چنل به عنوان پیشکشی برای اینجا زدم که بعضی وقتا یسری صحبتا رو اونجا میکنم
نیازی نیست حتما عضو بشید ولی بعضی وقتا اگر میخواستید از چیزی مطلع بشید اونجا رو چک کنید چون اینجا خیلی پیام غیر متفرقه نمیدیم و اونجا یکم راحت تر پیش میریم.
https://eitaa.com/joinchat/2634548806C44694d3fdc