eitaa logo
𝐏𝐮𝐫𝐠𝐚𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐭𝐞𝐚𝐫𝐬/نفور
664 دنبال‌کننده
63 عکس
0 ویدیو
0 فایل
𝑨 𝒉𝒖𝒏𝒅𝒓𝒆𝒅 𝒍𝒆𝒕𝒕𝒆𝒓𝒔 𝒕𝒐 𝒂 𝒉𝒖𝒏𝒅𝒓𝒆𝒅 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆𝒔
مشاهده در ایتا
دانلود
اینم بمونه از ۴۴۴ شدن
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ا﷽ا جانا ز که آموختی این عشوه گری را عشاق کشی خانه کنی پرده دری را سرو از تو خجل گشت چو سیب ذقنت دید آری چه کند سرزنش بی ثمری را
نامه‌ای به Heliya. گفت‌وگوی ساده‌، گاه جدالی بین بینش های فرو خورده می‌شود، سپس از پس‌ این جدال هرج‌ومرجی پدید می‌آید؛ هرج و مرجی که سلطه را پیشی می‌دهد و قدرت را در دستان خدایانی می‌سپارد که از وجودشان تنها نام‌هایشان باقیست برای همین است که در تنفس های آخرینش جدال بر سر هیچ است؛ اما همیشه جدالی پیروز است که توهم های شیرین را وعده می‌دهد حتی اگر دروغی بیش نباشد پیروزی مطلق برای جدال است؛ جدالی که میان حیوان های انسان پیکر تقسیم شده است تا هر کدام احمقانه ترین نظریت را پیشنهاد دهند.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ا﷽ا شور دیدارت اگر شعله به دل ها بکشد رود را از جگر کوه به دریا بکشد گیسوان تو شبیه است به شب اما نه شب که اینقدر نباید به درازا بکشد
نامه‌ای به ویلیام. عمق چاه همیشه دارای تیرگی ست؛ اما در این مسیرِ تاریکی، تنها جایی که کمی نور در درونش جریان دارد چاهی است که در همین نزدیکی خفته است، چاهی که در انتظار آرزو کننده‌اش هنوز پایداریش را حفظ کرده؛ برای دیدار دوباره‌ی آرزو کننده‌اش که چهره‌ی او را در بازتاب آب هایش ببیند، که چگونه جوانه‌ی امید در نگاه آرزو کننده‌اش می‌روید. چاه آرزو ها سال ها ساکن ماند، زیرا پاهی برای حرکت نداشت و گیسوانش از انتظار آرزو کننده‌اش، سپیداری ماه را نشان می‌داد... با هر انتظار از عمر عمق چاه کم می‌شد؛ اما هنوز پرتو های نور را در قلبش نگه داشته بود تا زمانی که آرزو کننده‌اش آن را پیدا کند؛ چاه آرزو ها حال متعلق به یک نفر است؛ یک نفری که آرزویش را تقدیم همه کرد.