پــــــروفایل پســـــرونہ
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
🍃🌸گفت: حالا با این حساب هم باز نمیخواهید با هم حرف بزنید؟😢
نمیدانست به دوستم چه چیزها که نگفته بودم؛ وقتی به جواب خواستگاری کسی گفت نه و او دو هفته بعد شهید شد و حالا من جای او بودم.😞
بر سر دو راهی که چه بگویم به ابراهیم.
نمیدانست بارها خواب ابراهیم را دیدهام. نمیدانست خواب دیدهام ابراهیم رفته روی قله بلندی ایستاده و داردبرای من خانه سفیدی میسازد.😢
نمیدانست خواب دیدهام رفتهام توی ساختمانی سه طبقه،رفتهام طبقه سوم، دیدم ابراهیم توی اتاق نشسته. دور تادور هم خانمهایی باچادرهای مشکی با روبنده نشستهاند.👌
گفتم: برادر همت!
شما اینجا چکار میکنید؟👌
گفت: برادر همت اسم آن دنیای من بود.
اسم این دنیای من "عبدالحسین شاه زید" است.
🍃🌸این را آن روزها به هیچکس نگفتم.حتی به خودِ ابراهیم.
بعدها،بعد از شهادتش،رفتم پیش آقایی تا خوابم را تعبیر کند.چیزی نمیگفت،یا شانه خالی میکرد.
گفتم: ابراهیم شهید شده خیالتان راحت باشد. شما تعبیرتان را بگویید.
نه خودم را معرفی کردم،نه او را،نه موقعیت هردومان را.
گفت:#عبدالحسین_شاه_زیدیعنی ایشان مثل امام حسین به شهادت میرسند.
مقامشان هم مثل زید است،
فرمانده لشکر حضرت رسول.
همینطور هم بود.
🍃🌸ابراهیم بیسر بود و آنروزها در مجنون فرمانده لشکر ۲۷ حضرت رسول(ص)
همین خوابها بود که نگرانترم میکرد.
برگشتم رفتم اصفهان،رفتم پیش حاج آقا صدیقین برای استخاره.
آیه سیزدهم از سوره کهف آمد؛ با این معنی که: آنها به خدای خودشان ایمان آوردند و ما به لطف خاص خودمقام ایمان و هدایتشان را بیافزودیم.
راوی: همسرشهیدهمت
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
زندگینامه سردار خیبر شهید حاج محمد ابراهیم همت 🌸🌹🥀🌼🌸🌼🌹🥀🌼🌸🌹🥀 این قسمت دشت هاے سوخته فصل ششم قسمت 2
زندگینامه سردار خیبر شهید حاج محمد ابراهیم
همت
🌸🌹🥀🌼🌸🌼🌹🥀🌼🌸🌹🥀
این قسمت دشت هاے سوخته
فصل ششم
قسمت 3⃣1⃣1⃣
بچه ها خوشحال شدند. بوی خانواده که به دماغ شان خورد ، تازه یاد دلتنگی هایشان افتادند و محله و بوی نان سنگک تازه و پنیر و چای... رفتند.😘😃
کارهای اولیه که اندکی سامانی گرفت ،حاج احمد پس از مشاوره با ابراهیم هِمّت و محمود شهبازی؛ (( سه تن از کیفی ترین فرمانده هان عملیاتی تیپ 27 محمد رسول الله(ص) را برای به عهده گرفتن مسئولیت کار در محمود بلتا و ارتفاعات علی گره زد، گلچین کرد.🤔
این سه نفر عبارت بودند از : حسین قجه ای فرمانده گردان سلمان فارسی ،محسن وزوایی فرمانده گردان حبیب ابن مظاهر و رضا چراغی فرمانده گردان حمزه سیدالشهدا. در توصیف اهمیت ونقش محوری استراتژیک علی گره زد در منطقه غرب دزفول می توان گفت که اگر بتوان بلندی های ((تپه چشمه)) تا شاوریه، محیط بر جاده ی سوق الجیشی اندیمشک دهلران را به شکل یک نیم دایره ی هلالی در نظر گرفت، در مرکز این هلال فرضی ، تپه های استراتژیک علی گره زد و
((علی گریذد)) قریب یکصد و هشتاد عراده توپ متعلق به یگان توپخانه ی سپاه چهارم ارتش عراق مستقر بود که از اوایل جنگ تا به آن زمان ، شهرهای اندیمشک، هفت تپه، شوش و دزفول را آماج گلوله باران شبانه روزی چنین حجم متراکمی از توپ های خود قرار داده بود .🙄😦
برنامه ریزی عمده ی فرمانده تیپ 27 برای کار در این جبهه، دست زدن به یک مانور غیر متعارف؛ یعنی
دور زدن دشمن و نفوذ در عمق مواضع توپخانه ی سپاه چهارم ارتش عراق بود.🙂😀
بر همین اساس از سوی فرماندهی تیپ 27 محمد رسول الله(ص) طرح اعزام سه گردان رزمی زُبده ی این تیپ به عمق هلال فرضی، با هدف تصرف
واحد های توپخانه و آتشبار سنگین ...
ادامه دارد 🌹🌹🌹
ادامه این داستان ان شاالله امشب در کانال تخصصی شهید همت
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
💢 #پنج_ملعون_خدا_و_ملائکه #قسمت دوم 💢 ♨️دومین و سومین ملعون کسی که مرد است، اما خودش را مثل زن د
💢 #پنج_ملعون_خدا_و_ملائکه
#قسمت سوم 💢
❌چهارم از کسانی که مورد لعنت هستند آن کسی است که شما را فریب میدهد و مسخره میکند. به گدا میگوید :«بیا پول بدهم » وقتی گدا جلو می آید، چیزی به او نمیدهد و میگوید: گردنت کلفت، برو دنبال کار! برو کار کن! خُب چرا به او گفتی بیا پول بگیر؟ این بنده خدا حالا آمده است. کسی که شخص دیگری را فریب دهد و او را مسخره کند، به فقیر بگوید بیا به تو پول بدهم و اذیتش کند مورد لعنت خداست و ملائکه هم آمین میگویند.
🔹شخصی میگفت: دم تیمچه فقیری آمد از شخصی سوال کرد، پول که به او ندادند هیچ، مسخره اش هم کردند. فردا دکان آن شخص آتش گرفت و تمام دکان از بین رفت. لذا یک شعری طلبه ها در جامع المقدمات به مناسبت لعن میخوانند که میگویند:
🌸لاتُهینَ الْفَقیرَ عَلَّکَ أَنْ
🌸تَرْکَعَ یَوْماً وَ الدَّهْرُ قَد ْرَفَعَهُ
🔹یعنی به فقیر اهانت نکنید، هر چند دروغ بگوید و فقیر نباشد.
🔹ظاهراً ادعای فقر میکند، شاید راست بگوید، چرا اهانت میکنی؟ شاعر میگوید: به فقیر اهانت نکن شاید یک روزی تو فقیر شوی
🔹وَ الدَّهْرُ قَد ْرَفَعَهُ و روزگار آن فقیر را بالا ببرد.
🔹یادم هست فقیری آب حوض خانه ما را میکشید و یک دکان هم داشت. هر کس خانه میخواست به او میگفت، از بس که برای این و آن خانه پیدا کرد، سرانجام یک معاملات ملکی باز کرد، کت و شلوار مشکی میپوشید و کیف و.. یک کسى شد برای خودش، یک آدم شد. پس میشود یک روز کسی چیزی نداشته باشد و بعد ثروتمند شود.
ادامه دارد...
🔻🔻🔻
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌸🌈🌱 •|... ﷽... |• #شهید_حاجابراهیم_همت : « این قدر این مرد صلابت و شجاعت وشهامت داشت که انسان به حا
🌸🌈🌱
•|... ﷽... |• #عصبانیت_بیسابقه_شهیدهمت
۸ مــرداد ۱۳۶۱ عـملیـات رمـضـان درحـالی به پایـان رسیـد کـه فشـار زیـادی بـه نیـروهـا و کـادر تیـپ ۲۷ وارد آمـد به طوری که عکس العمـل هـای آنهــا سخنـان تنــد #شهیــدهمـت را در جلســه روز ۹ مـرداد ۱۳۶۱ در پـی داشـت😐 الان نماینــده امــام، اطمینـانش از لحــاظ بــرش عملیــاتی و کیـفیـت کــار، به دو سـه تـیپ اسـت آنـوقــت خـدایی نـاکــرده، کـادرهای مـا بیاینـد و بـه ما بـگوینـد ما دیگـر مـی خواهیـم بـه صـورت نیـروی عادی و پـرسنـل سـاده وارد عملیـات بشـویم؟ خـدا گـواه اسـت☝️، بـه شــرف حضــرت زهـــرا سلام الله علیها قسم مـن سـه بار رفتـم پیـش محـسن رضــایی که بگــویم مـن استعفــاء می دهــم؛ مـن معلــم هستــم و مــی خواهــم بــروم بچسبــم بـه شغــل معلمـی خــدا گــواه است☝️😒 هــر بار خــواستم این را مطــرح کنــم، جــرأت نکــردم و بــر خـودم لرزیــدم دیـدم هـر جمله ای را کـه می خواستـم مطـرح کنـم، اشــک بـه چشـم محسـن مـی آورد💔، ایـن بـود کـه خـودم رویـم نشــد و خجـالـت کشیــدم چیــزی بگویـم علت اینــکه کـه اگـر کسـی بـود، اگر مسئـول مناسبـی در دستــرس آنها بـود که دیگـر بـه مـن خـاک بر سـر نـمی گفتنـد🍃 تـو بیـا و مسئـولیت بگیــر منــی کــه عرضــه ی چـــرخــاندن بیست نفــر آدم را هم نــدارم😔؛
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
🌸🌈🌱 •|... ﷽... |• #عصبانیت_بیسابقه_شهیدهمت ۸ مــرداد ۱۳۶۱ عـملیـات رمـضـان درحـالی به پایـان رسیـد
🌸🌈🌱
•|... ﷽... |• #عصبانیت_بیسابقه_شهیدهمت
۸ مــرداد ۱۳۶۱ عـملیـات رمـضـان درحـالی به پایـان رسیـد کـه فشـار زیـادی بـه نیـروهـا و کـادر تیـپ ۲۷ وارد آمـد به طوری که عکس العمـل هـای آنهــا سخنـان تنــد #شهیــدهمـت را در جلســه روز ۹ مـرداد ۱۳۶۱ در پـی داشـت😐 الان نماینــده امــام، اطمینـانش از لحــاظ بــرش عملیــاتی و کیـفیـت کــار، به دو سـه تـیپ اسـت آنـوقــت خـدایی نـاکــرده، کـادرهای مـا بیاینـد و بـه ما بـگوینـد ما دیگـر مـی خواهیـم بـه صـورت نیـروی عادی و پـرسنـل سـاده وارد عملیـات بشـویم؟ خـدا گـواه اسـت☝️، بـه شــرف حضــرت زهـــرا سلام الله علیها قسم مـن سـه بار رفتـم پیـش محـسن رضــایی که بگــویم مـن استعفــاء می دهــم؛ مـن معلــم هستــم و مــی خواهــم بــروم بچسبــم بـه شغــل معلمـی خــدا گــواه است☝️😒 هــر بار خــواستم این را مطــرح کنــم، جــرأت نکــردم و بــر خـودم لرزیــدم دیـدم هـر جمله ای را کـه می خواستـم مطـرح کنـم، اشــک بـه چشـم محسـن مـی آورد💔، ایـن بـود کـه خـودم رویـم نشــد و خجـالـت کشیــدم چیــزی بگویـم علت اینــکه کـه اگـر کسـی بـود، اگر مسئـول مناسبـی در دستــرس آنها بـود که دیگـر بـه مـن خـاک بر سـر نـمی گفتنـد🍃 تـو بیـا و مسئـولیت بگیــر منــی کــه عرضــه ی چـــرخــاندن بیست نفــر آدم را هم نــدارم😔؛ چــه برســد به اینــکه بیــایم و مسـئولیت شرعــی خــون سه چهار هزار نفر آدم را در یک تیــپ به عهـــده بگیـــرم؛ خــود شمــا هــم همینطــور، تـک تـک مـاهــا هــم همینطـــور، عــرضــه ی چــرخانــدن خــودمان را هــم نداریــم خودمــان را هــم را نمــی تــوانیــم بســازیم،🍃 بچــرخــانیم و فرمانــدهی کنیــم، دیگــر چــه بــرسد بـه اینکـه بیـاییم و سـه چهــار هــزار نفــر را فرمــاندهی کنیــم،نـــداریـــم اگـــر کســی چنیــن عرضـــه ای را دارد بیایــد و بــگویــد ولـــی آیـــا حیثیت اســلام و انقــلاب چـنیـن اظهــار خستگـی را از مــا قبـول مـی کنــد👌؟و به قــول بــرادر رضـا چــراغی کــه دیشــب مــی گفــت مــا به ایــن ترتیـب بـایـد مــرگ بـر شـاه هـم نمی گفتیم وقتـی گفتیم، بایــد پــاے آن بایستیـــم✌️💪 منبـع نـوار📼 جلسـه ی روز نهـم مــرداد مـاه سال ۱۳۶۱، محـوطه ی بیـرونی قـرارگاه مرکـزی کـربلا
#شهیدحاجمحمدابراهیمهمت❤️ 🌸🌈🌱
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
بوی رنگ اتاق را پر کرده
استنشاق میکنم
یاد میکنم😢
روزی را که خونِ سرِ بریده ات، جاری بر خاکِ غمگینِ جزیره ای "مجنون" ، مجنونتَرَش میکند ...😰😰
حس میکنم، تورا، نگاهت را. عظمت خلوصِ مخلَص را. خدا را. خدا را ....😢😔
.
دعایمان کن
صدیقِ شهید
چقدر خدا،
دوستت دارد ....😭😭😭
.
#شهید_همت
.
#ما_مدعیان_صف_اول_بودیم
#از_آخر_مجلس_شهدا_را_چیدند ...
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
#طرح_مربع 👆خاکریز خاطرات ۱۱۱ 🌸 شهیدی که در عالم رویا امامزمان(عج) به او فرمود: از تو راضیام ...
.
📝 متن خاکریز خاطرات ۱۱۱
✍ شهیدی که در عالم رویا امامزمان(عج) به او فرمود: از تو راضیام ...
#متن_خاطره
مصطفی هراسان از خواب بیدار شد؛ اما دیدم داره میخنده. علت رو که پرسیدم،گفت: توی خواب بالای یک تپه ایستاده بودم که امام زمان(عج) رو دیدم. آقا دست روی شانه ام گذاشتند و فرمودند: مصطفی! از تو راضی هستم...
📌خاطرهای از زندگی دانشمند شهید مصطفی احمدیروشن
📚منبع: پایگاه اینترنتی راسخون به نقل از همسر شهید
#تکلیف_گرایی #پرکاری #تلاش #تقوا #شهیداحمدی_روشن #امام_زمان #عاقبت_به_خیری #علم_و_دانش
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
. 📝 متن خاکریز خاطرات ۱۱۱ ✍ شهیدی که در عالم رویا امامزمان(عج) به او فرمود: از تو راضیام ... #مت
#طرح_مستطیل
👆خاکریز خاطرات ۱۱۲
🌸 نامهی عاشقانهی شهید برای من و شما...
#بسیار_زیبا
#عاشقانه #غیرت #مردانگی #ایثار #شهیدسیدمجتبیهاشمی #وصیتنامه #جهاد
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
#سردار_شهید #محمد_ابراهیم_همت #دوران_سربازی #ماه_مبارک_رمضان #مسئول_آشپزخانه #قسمت_دهم نیمهشب اس
#سردار_شهید
#محمد_ابراهیم_همت
#دوران_سربازی
#ماه_مبارک_رمضان
#مسئول_آشپزخانه
#قسمت_یازدهم
یونس درحالیکه از کارهای #ابراهیم خندهاش گرفته، کف شوررا برمیدارد و میگوید: «چشم قربان»
بعد درحالیکه مشغول کار میشود، با صدای بلند آواز میخواند.
#ابراهیم، #سجادهاش را روی تخت پهن میکند و میایستد به #نماز.
از بیرون، صدای ماشین میآید. اول، ماشین سرلشکر و بعد یک جیپ نظامی جلو ساختمان آشپزخانه میایستند. داخل جیپ، چند نظامی چماق به دست نشستهاند.
سرلشکر و سگش از ماشین پیاده میشوند.
سرلشکر به نظامیها میگوید: «من میروم داخل... وقتی صدا زدم، شما هم بیایید.»
سرلشکر، چماق یکی از نظامیها را میگیرد و بهطرف آشپزخانه راه میافتد.
سگ جلوتر از او میرود. صدای آواز یونس و مناجات #ابراهیم شنیده میشود.
#ادامه_دارد
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
🔥
📛 #هر_وقت_فکر_گناه_میاد_به_ذهنم
➰ #مرگ_در_قرآن_مجید
🕊بسم الله الرحمن الرحیم🕊
🔶يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ
🔷اي كاش همان مرگ مي بود و بس ،😞
📗سوره: مدثر آيه: 19
#تلنگر⁉️
🗯همین الان خودتو تو قبرستون تنها فرض کن چ حسی داری.... 🗯😱😱😢😢
🔥http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
:
چه خنده های قشنگی
به لب نشانده ای
ای #یـــار
چه #خاطرات که مانده
ماندگار افق های ناکجا آباد ..
و من انگار #بیدارم
و شعر شهــ🌷ــادت می خوانم!!
مرا به خود برسان💞
دلم برای تبسم هایت تنگ💔 است..
#صبحتون_شهدایی
💐شهیدحاج محمد ابراهیم همت💐
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f