°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
بسم ا...الرحمن الرحیم 14 تیر 1361 در داخل پادگان زبدانی، همه چشم به در پادگان دوخته اند تا بازگش
بسم ا...الرحمن الرحیم
14 تیر 1361
در داخل پادگان زبدانی، همه چشم به در پادگان
دوخته اند تا بازگشت سردار احمد متوسلیان را شاهد باشند.
عباس برقی می گوید :
《... ساعت ها از رفتن حاج احمد می گذشت و ما هیچ خبری از آنها نداشتیم. ترسیده بودیم .
فکری ناراحت کننده آزارم می داد.هرچه فکر می کردم.
نمی دانستم علت این همه نگرانی و آزار چیست . مدتی را در حالت گیجی گذراندم. یک دفعه موضوع تازه ای تمام ذهنم را اشغال کرد. از همان جا به یاد صحبت های حاج احمد افتادم. صحبت های آن شب ، مثل پتکی محکم بر سرم می کوبید. موضوع چنان بر ذهنم فشار می آورد که باعث شد با ترس و لرز خودم را به
حاج همّت برسانم. حاجی از بس به جاده خیره شده بود، نگاهش پر از خستگی بود. با نگرانی گفتم:
برادر همّت ، چیزی می خواهم بگویم. نمی دانم چطور بگویم!
حاج همّت ، بدون اینکه نگاهم کند ، گفت : چیه برقی، چه می خواهی بگی ؟
گفتم : باور کن حاجی ، نمی دانم چطور بگویم!
حاج همّت که از طرز صحبت کردن من نگران شده بود، با کنجکاوی پرسید : چی می خواهی بگی ؟ خبری از حاج احمد شنیدی؟
از گفتن آنچه که می دانستم، اکراه داشتم. با توجه به صحبت های چند شب پیش ، این فکر برایم تداعی شد که حاج احمد، یا اسیر شده است یا شهید . گفتم : راستش را بخواهی ، حاج احمد دیگر بر نمی گردد.
حاج همّت با شنیدن این جمله ، مثل این که از خواب عمیقی بیدار شده باشد، نگاه به من کرد و پرسید: چرا این حرف را می زنی؟
ناچار تمام آنچه را که حاج احمد در آن شب برایمان تعریف کرده بود ، گفتم. رنگ حاج همت پرید و حالش دگرگون شد. غم سنگینی بر چهره اش نشست. ساکت نگاهش می کردم که یک دفعه با غیظ نگاهی به من کرد و گفت:
《برقی ، الهی لال بشی، این حرف چیه که میزنی !》
این را گفت ، با عصبانیت از من روگرداند و به سمتی رفت. قبل از این که دور شود ، گفتم : این که گفتم، همان چیزی بود که خود حاج احمد گفته . حالا من هم تصور می کنم که دیگر برنگردد.
حاج همّت که دور شد ، لرزیدن شانه هایش را دیدم.
بدین ترتیب، حاج احمد متوسلیان، بنیان گذار و فرمانده سلحشور تیپ 27 محمد رسول الله(ص) به همراه سه تن از یارانش در ساعت 12 ظهر روز چهاردهم تیر 1361 به اسارت فالانژیست ها در آمد.
هر چند نیروهای اعزامی به سوریه و لبنان نتوانستند در هیچ عملیات نظامی علیه اسرائیلی ها شرکت داشته باشند، امّا همین حضور معنوی آنها باعث شکل گیری هسته های مقاومت حزب الله در لبنان گردید
بر گرفته از کتاب ارزشمند همپای صاعقه
《صفحه 783 تا785》
ومن الله توفیق
#سردار_جاویدالاثر_حاج_احمد_متوسلیان
#سردار_شهید_حاج_محمّد_ابراهیم_همّت
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
🍁 #عملیات_والفجر_چهار 🍂
☘
✔
آبان ۱۳۶۲
عملیات #والفجر_چهار
#پنجوین ، دشت شیلر
فرمانده لشکر در کنار معاونش
#حاج_همت و #اکبر_زجاجی ❤❤
♡
☆
✍ خیلی جالبه و قابل تامّل که هردو تو #خیبر شهید شدن؛ اون هم به فاصله سه روز...
🏷
🚩
#سردار_شهید_حاج_محمد_ابراهیم_همت
#سردار_شهید_اکبر_زجاجی
#فرماندهان_لشکر_27
#لشکر_27_محمد_رسول_اللهﷺ
#شهدای_لشکر_27_محمد_رسول_اللهﷺ
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
°•|ـشَہید مُحَمَّد اِبْراهیمِ هِمَّتـ|•°
تصاویر کمتر دیده شده از شـــہید محمد ابراهیم همت http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#سردار_شهید_حاج_محمد_ابراهیم_همت
فرمانده_دلاور_لشکر_۲۷_محمد_رسول_اللهﷺ
.
بخوان #دعای_فرج را، دعا اثر دارد
دعا #کبوتر _عشق است بال و پر دارد
بخوان دعای #فرج را و عافیت بطلب
که روزگار، بسی #فتنه زیر سر دارد
تو در هجوم حوادث، صبور باش، صبور
که صبر میوه ی شیرین تر از #ظفر دارد
در آستان ولا، جای ناامیدی نیست
#بهشت پاک اجابت هزار در دارد
#دل_شکسته بیاور، که با شکسته دلان
نسیم مهر خدا، لطف بیشتر دارد
بخوان دعای فرج را، که صبح نزدیک است
که شام خسته دلان مژده ی سحر دارد
http://eitaa.com/joinchat/684589058Ce5da6bc46f