میگفت میمونه و کمکم میکنه زندگیمو بسازم
ترسامو به اغوش میکشه
مرهم زخمام میشه
میگفت منو فرای همه دوست داره
فقط کنار من میخنده
دلش به من گرمه
میگفت پشتمو خالی نمیکنه
هوامو داره
دستمو ول نمیکنه
ولی...
تنها کسی که تو بدترین شرایط منو ترک کرد اون بود
دستامو ول کردو گذاشت یخ بزنه
خودش شد یکی از ترسای زندگیم
دلیل زخمام شد
پشتمو خالی کرد
انقدر زود منو فراموش کرد که انگار اصلا نبودم از اول تو زندگیش
میدونی چیه ؟
اون قشنگ دروغ میگفت و منم ساده باور میکردم !
دلم خوش بود به حرفاش
یادم نبود همه ی ادما یه روزی میرن؛
من حالم خوبه فقط باور نکردم هنوز که رفته و من دیگه ندارمش!...
#ناگفته_ها
#برای_تو
هِنآس؛
و قسم به حقارت واژه و شکوهِ سکوت که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست!
و قسم به درد واژه ی انتظار که امن ترین پناه این روز های من است ؛
«به هیچکس از جانب من سلام نرسان. کسی را از جانب من نبوس. این نامه فقط برای توست. کاش فقط میتوانستی خودت را از جانب من ببوسی.»
- پشت درخت توت؛ احمد پوری.
شمارو نمیدونم ولی "میزان غمگین بودنِ من" بامدت آنلاین بودنم تو مجازی رابطهی مستقیم داره؛
هرچی بیشتر غمگینم، بیشتر اینجاها میپلکم .