شكسپير تو يكی از نوشته هاش گفته:
زندگی برای اینکه یک بار دوستت داشته باشم خیلی کوتاهه، قول میدم تو زندگی بعدی هم دنبالت بگردم!
- بعد از تمام ِنشدن ها . .
‹ رفتنها و از دست دادنها
بعد از تمامِ شکستن ها
و زمین خوردن ها ؛
سرت را بالا بگیر .
نفسی عمیق بکش
و خودت را برای روزهای
بهتر آماده کن .
که بعد از هر رعد و برق ،
بارانی ست
و پشتِ هر ابری ؛
آفتابی . . ))!🧡'⛅›
- نرگس صرافیان طوفان
مثلاً صبح باشد،
باموهای پریشان بیدار شوی ازخواب،
برایت چای بریزم ومحکم در اغوشت کشم،
تو لبخند بزنی وبرای من دنیا در چال گونه ات خلاصه شود!
شِفْتُ الجَنَّةَ مَرَّتَینِ:
مَرَّةً بِعیونِها وَ مَرَّةً بِضَحکَتِها
بهشت را دوبار دیدم
یکبار در چشمانش
و یکبار در لبخندش...
تورا دوست دارم
بدون آن که علتش را بدانم
محبتی که علت داشته باشد
یا احترام است یا ریا …
به چه مشغول کنم دیده و دل راکه مدام
دل تو را میطلبد ، دیده تو را میجوید…
#صائب_تبریزی
بقیهی عمر
اگر بگویند همینشب همینجا خواهی مُرد
در زمان باقیمانده چه خواهی کرد؟
ـ نگاه میاندازم به ساعت مچیام /
پیالهای آبمیوه مینوشم
گاز میزنم سیبی را
مدتی طولانی خیره میمانم به مورچهای که یافته روزیاش را
بعد نگاهی میاندازم به ساعت مچیام/
هنوز وقت دارم بتراشم ریشم را
و سر فرو کنم در آب / با خودم میگویم:
« کمی رنگ و لعاب دهم به نوشتهام/
آبی باشد لباسم بهتر است/
تا ظهر در کتابخانهام زنده مینشینم
اثری از واژهها نیست
سپید است و سپید و سپید...
واپسین نهارم را درست میکنم
دو پیاله میگذارم، یکی برای خودم
یکی هم برای آنکه سرزده میرسد
بعد، قیلولهای میان دو رؤیا/
اما از خواب میپرم با صدای خرناسهام...
بعد، نگاه میاندازم به ساعت مچیام:
هنوز وقت دارم برای خواندن/
یک بخش از دانته میخوانم و نیمی از معلّقات
نگاه میکنم که چگونه میگذرد زندگیام
و ارزانی میشود به دیگران
نمیروم دنبال کسی که پُر کند آن را
ـ اینگونه؟
ـ اینگونه، اینگونه
ـ بعد؟
ـ شانه میزنم موهایم را، و پرت میکنم شعر را...
همین شعر را
میان آشغالها
نوترین پیرهنایتالیاییام به تن
با صدای کمانچههای اسپانیایی تشییع میکنم خودم را
و قدمزنان میروم تا گورستان!
#قمارباز | #محمود_درویش🌱