یادته هی میگفتی وای چرا فروردین تموم نمیشه؟ شهریورم تموم شد حالا چیکارا کردی؟😂
#حق_به_توان_بینهایت
خواست از رفتنِ او قلم بزند
نه کاغذ رنگ گرفت
نه خودکار نوشت
انگار بعد از او همه چیز جان باخته بود !...
من تو وجودم یه مادربزرگ درون دارم که هر چند دقیقه یه بار تو مغزم میگه «میخوای یه چیزی بخوری؟»😂
پرسید :
_حالت خوبه؟
بغض را با خون جمع شده در دهانش فرو داد،
اشک را به بهانه ی گرد و خاک از چشمانش زدود؛
و با درد خندید!
«خنده مهر شد روی لب های ترک خورده اش :)
اما کسی نفهمید هر لحظه برای حفظ سکوت و آرام کردن ذهن پراز التهابش
تا مرز جنون میرود »
#ناگفته_ها
#برای_تو