آدمای زندگی من جایی نرفتن؛
شدن یه عالمه جمله توی متنایی ك مینویسم،
شدن حجم عظیمی از غم و دلتنگی و رفتن توی قلبم،
شدن آهنگ های غمگین پلی لیستم،
شدن دلیل شب بیداریام؛
هیچجا نرفتن !
حتی اگر کیلومترها از من دور باشی و برای لمس دستانت ناتوان شوم
بدان قلبم جایی در حوالی صدای نفس هایت پر میزند :)
من اونیو میخوام که رفتارش با من و بقیه فرق داشته باشه جوری که بقیه بگن چطوری تحمل میکنی🚶
تو یه چاقو بکن تو پهلوی من بچرخون
فرداش یه کمپوت بخر
بیا عیادتم من بغلت میکنم
با من از بخشش و معرفت حرف نزن....🚶
«وصله ی جان» یعنی:
مرمت کننده ی روح، متعلق به آخرین رگ قلب، چسبیده به آخرین جانِ آدمی، بنا کننده ی غم های زیبا، ریشه ی احساسات عمیق، عضو جدایی ناپذیر قلب...
اگه کسی رو داری که انقدر برات عزیزه
«وصله ی جان» صداش کن...
شقایق جمشیدی