هِنآس؛
می گفت :
_اینهمه اومدیُ نموندیُ رفتی ؛چیزی عوض نشد ولی ،
یه دفعه موندنُ انتخاب کن شاید خودتم خوشت اومد ،
یه بار صبر کن بزار بهت نشون بدم به خاطرت حاضرم چیکار کنم که فقط بخندی دیوونه :))
برای کوچههاۍ پیچ در پیچ گیسوانت
باید شاملو را خبر کنم، خیام
دو خط شعر بگوید و بنان تصنیف کند.
قصهے گیسوانت سر دراز دارد . . .♥️!
شهریارا ، من به قُربانت چه کرد این دِلبَرت
آنچنان با سوز گفتی شعر ، ما هم سوختیم ...