بیتاب شدن؛ دم نزدن؛... عادتم این است
با خونِ جگر ساختهام؛ قسمتم این است
جان میدهم از گریه اگر نام تو آید
عمریست که رسم دلِ کمطاقتم این است
بعد از تو به تصویر تو خو کرده نگاهم
بیچارهام آنقدر که همصحبتم این است
چون درِّ یتیمی که رها در دلِ دریاست
تنها شدهام؛ گوشهای از غربتم این است
میمیرم از این غم که در آغوش تو ای دوست
یکبار نشد گریه کنم حسرتم این است...
#حسین_دهلوی
بیچاره اوحدی با چه غمی گفته
تو که معشوقی و محبوبی و منظور، مرو :)
خدا هم جواب داده:
«کلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ...»
ببین منــو، همه میرن...همشون...
چای گیجی وسط کافه ی دنیا بودم
قند لبخند تو پیش همه محبوبم کرد
دور کردند تو را تا که مرا سرد کنند
تلخی بی کسی ام قهوه ی مرغوبم کرد
#علیرضا_آذر