'یک جایی می رسد که آدم دست به خودکشی می زند. نه اینکه یک تیغ بردارد رگش را بزند، نه! قید احساسش را می زند..'
‹ من تورو مثل آخرين روز هفته، مثل پنج دقيقه ؛
خوابِ بيشتر، مثل یه صبحانهى دورهمى،
مثل بوى سنگک داغ، دوست دارم!
من تورو مثل یه فنجان چای گرم،
مثل یه صندلى كنار شومينه ،
مثل يک كلبهى چوبى تو دل جنگل،
دوست دارم(=
من تورو مثل خوابيدن زير نور ماه و ستارهها،
مثل لبخند زدن به یه بچه، مثل قدم زدن زير بارون،
دوست دارم(=
من تورو مثل یه مادر،
مثل یه پدر،
مثل یه خانواده دوستتدارم !🥹💙›
یه فلسطینی توییت زده بود :
دکتر زنگ زد گفت امیدی هست بچهات زنده بمونه؛
سریع رفتم بیمارستان ولی نه دکتر بود، نه بچه نه بیمارستان...😔
محبوب من
هر شب این موقع از خودم می پرسم اسم شما روی زبان من چه میکند؟
دم به دم اسم شما را از روی لبم پاک می کنم ولی باز باز آواز شما را میخوانم.
هر شب هر شب دهانم بوی اسم شمارا میدهد.
یاد شما در سینه من چکار میکند؟!