شازده کوچولو: بعضی کارها، بعضی حرفها بدجور دل آدم رو آشوب میکنه
گل: مثل چی؟
شازده کوچولو: مثل وقتی که میدونی دلم برات بیقراره و کاری نمیکنی.
«بعضیها هم هستن که به نظر فراموششان کردهایم اما وقتی حرفشان به میان میآید، دیگر نمیتوانیم لبخند بزنیم.»
هِنآس؛
می گفت :
_یه تاریخ دقیق بده به من واسه حالِ بدم ،
بگو کی دست برمیدارن این خاطره های لعنتیت از زجر دادنِ من !
٬ به پرستوهای شهر بگویید :
٫ برای کوچ میان آدم ها نیایند !
اینجا کسی در سرمای سکوت در انتظار انها نیست ؛...
استیکرا و گیفای من یه جوریه که دستم نیم میل اونطرف تر بره بدبخت میشم. 😐😂
#حق_به_توان_بینهایت
باید رو پیشونیم بنویسم: «من دلنازکم، الکی ادای آدم قویا رو میارم لطفا با من مهربون باش.»