به نظر من سختترین قسمتِ عاشقی ؛
معشوقهی یک ‹ نویسنده › بودن است !
تصور کن از راه میرسد ؛
برایت مینویسد . . .
مینویسد . . .
مینویسد . . .
به یکباره ترکت میکند !
‹ دیگر مخاطب نوشتههایش نیستی . . . ›
و این ؛
عجیب دق میدهد آدم را . . .:))
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ
ﮐﺎﺵ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ
ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﮔﻨﺠﻪ ﺍﯼ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﻗﻔﻞ ﮐﻨﻢ
ﺩﺭ ﺗﺎﺭﻳﮑﯽ ﻳﮏ ﮔﻨﺠﻪ ﺧﺎﻟﯽ
ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﻢ
ﺟﺎﯼ ﺳﺮﻡ ﭼﻨﺎﺭﯼ ﺑﮑﺎﺭﻡ
ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﻪ ﺍﺵ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻴﺮﻡ
#ناظم_حکمت
هِنآس؛
شد ، شد ؛ نشد از دور سایه به سایه است میام :)
شد ، شد ؛
نشد شاعر میشم و از قهوهی چشمات قلم میزنم :)
فروغ فرخزاد یه جایی میگه:
«نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم.
چرا تحمل زندگی فامیلی را ندارم.
تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک بشوم و
نزدیک که میشوم میبینم اصلا استعداش را ندارم..»
اگه کتونی سفید منو لگد کردی و یه روزی یه جایی دیدی از پشت چاقو خوردی بدون کار من بوده.🔪😂
#حق_به_توان_بینهایت