هِنآس؛
می گفت :
_به خودمون اومدیم دیدیم یهو دلمون ریخته براش ،
مثله برگای پاییز ....
ديگه دلم طاقت نياورد
گفتم زنگ بزنم
يك سؤالى ازت بپرسم؟
تو كسى رو دارى كه وقتى دلت پُره
در بزنه بياد تو بگه
بيا بغلم ببينم چته؟
فقط خواستم بگم :
من ندارم
همين!
خدانگهدارت
من از وقتی بدنیا اومدم تا الان
دمپایی دستشوییمون هنوز اندازم نشده ...😂
#حق_به_توان_بینهایت
«گفتم: چند دقیقه این جا بنشین و
به من تکیه بده.
گفت: کارم از تکیه گذشته.
دلم میخواهد توی بغلت بمیرم.»
#عباس_معروفی