هِنآس؛
یه استرسی باهامه که انگار میدونم فردا معلم قراره ازم درس بپرسه ولی من هیچی نخوندم و بلد نیستم. 🚶
در من، دانشآموزی؛ برگهی رضایت والدینش را گم کرده است.🚶
دعوا و بحث کردن با من بی فایدس، چون من بحث نمیکنم که ببرم ، بحث میکنم تا عصبیت کنم.😏😂
#حق_به_توان_بینهایت
مامان باباهاتون چجوری قبل ازدواج با هم دوست بودن؟ مامان باباهای ما هنوزم دوست نشدن.😂😐
#حق_به_توان_بینهایت
بهم گفت:
سختیش شبای اولشہ، میگذره،
گفتم مگہ تو هم دلت شکستہ؟!
گفت آره،
گفتم بعدش چے میشہ؟'
من بدون اون چطور نفس بکشم؟'
گفت بعدی وجود نداره؛
بعدش دلت تنگ میشہ، ولے عادت میکنے بہ دلتنگے..
گفتم خیلے سختہ؟'
سکوت کرد، انگار كہ بغض نمیذاشت حرف بزنہ،
بهش گفتم مےارزید؟'
یہ قطره اشک چکید از چشمش،
گفت: بخدا مےارزید؛
اینکہ حداقل واسہ یہ شب،
حس کنے خوشبختتر از تو وجود نداره،
و یہ شب از ذوق حرفاش خوابت نبره،
بہ اینهمہ شب بیداری؛
و گریہهایِ آخر شب مےارزه :)!🕊'
این شعر #فاضلنظری که میگه:
«این زخم خورده را
به ترحم نیاز نیست،
خیر شما رسیده به ما؛
مرحمت زیاد»
رو باید روی پیشونیم بنویسم! 🔐
باید بگم ك من هیچوقت سوپرایز نشدم !
هیچوقت کسي تو تنهاییام نیومد دنبالم هیچوقت کسي برایِ خودم بھم پیام نداد . .
کسي خوشحالم نکرد ، واقعي دوسم نداشت
هوا ك بارونی بود کسي زنگ نزد پاشو بریم
قدم بزنیم وقتایي ك از گریه بالشتم خیس
میشد کسي پیشم نبود ، هیچوقت کسي بی
مقدمه زنگ نزد و حالمو بپرسه من همیشه
فقط خودم و خودم بودم
و این باعث شد ك این " من " قوی الان به وجود بیاد : )!💙"...