شب سردیست، هوا منتظر باران اسـت
وقت خواب اسـت و دلم پیش تو سرگردان اسـت
شب بخیر ای نفست شرح پریشانی من
ماهپیشانی من، دلبر بارانی من ...
یادمه یه دفعه که قرار بود بعد از یه هفته ببینمت از خوشحالی تموم شبو نخوابیدم :)
کلی وقت گذاشتم لاک همون رنگی که دوست داری زدم
اون پیرهن سفیده که خودت انتخاب کردی برامو پوشیدم
موهامو نبافتم که خودت دست ببری لای خرمن موهام و بگی :
± کاش یه شیشه از عطر موهاتو بدی ببرم باخودم که دلتنگ شدم تو رو کنارم حس کنم !
کل روزو پشت در منتظر بودم ...
یادمِ چندتا کار مهم داشتم ولی همرو کنسل کردم تا تو بیای ،
به ساعت گفته بودم وقتی اومدی دیگه نگذره ،که بیشتر کنارم باشی ،
ولی نیومدی ،
یه روز گذشت و بازم خبری نشد ،
اولش نگران شدم ...
فرداش زنگ زدم ولی جوابی نداشت ...
حس کردم همه رویاهام که ساخته بودم مثله خونه شنی لب دریا بعد طوفان دیگه اثری ازش باقی نمونده ؛
واسه من سخت بود ، هنوزم یادم نرفته ...
نگا کن منو حتی ثانیه به ثانیه ش یادمه ...
اونجا که با حرص همه ی لاکامو جویدم
یا اونجا که فهمیدم گمونم اصلا یادت نبوده که باید بیای و اروم کنی قلب بهونه گیر منو موهامو انقدر کوتاه کردم که وقتی دفعه بعدی اومدی نتونی ریه هاتو از بوی بابونه پرکنی ،
| میدونی چیه ¿!
من هزار بار شکستم ولی دم نزدم ؛
خواستم بهت بگم که بازم قراره ببینمت .
ولی نه دیگه ذوق دارم
نه قراره برات دلبری کنم
یا به قول خودت نمکی بخندم که کیلو کیلو قند تو دلت اب کنن :/
این دفعه اونی که چشم انتظار میمونه من نیستم |
#شرحِ_غم