خندهات،
صبح روز تعطیل است
وسط روزهای پرکاری
خندهات،
چند ثانیه مکث است
تا بفهمم که دوستم داری!
#محمد_على_بهمنى
هِنآس؛
اما دوستت دارم...
خیال میکنی
نهنگ ها نمیدانند آمدن به ساحل یعنی مرگ ؟
خیال میکنی
به عاقبتش فکر نکردم گفتم دوستت دارم ؟
فوقش یبار دوبار بهت میگم از این رفتارت بدم میاد ، بار سوم که شد از خودتم بدم میاد !
ولی من هر شب غصه ی حرفایی رو میخورم که لیاقتم نبود بشنوم از آدمایی که روشون خیلی حساب باز کرد بودم ..
الان که دارم برات اینارو می نویسم نمیدونم چند سالمه
نمیدونم ساعت چنده
حتی نمیدونم چند شنبه س
حساب و کتابه روزا دیگه از دستم در رفته دلبر!
راستشو بخوای حتی نمی دونم چند روزه از این اتاق بیرون نرفتم و رنگ و روی آفتابُ ندیدم ...
دیگه به ماه نگاه نمی کنم ...
دکتر راست میگه باید همه چیزو از یاد ببرم !
باید برگردم به روزهای اول آشناییمون شاید بشه که اینجوری یه بار دیگه ببینمت !
شاید اگه خوب بشم دیگه ازم فرار نکنی :)!
#بیماراتاق۲۱۳
- یه تیکه از #کتاب قهوه سرد آقایِ نویسنده ك میگه :
‹ دیروز خیلی بهت حسودیم شد چون وقتی از خواب بیدار شدی
نمیدونستی کی هستی و نمیدونستی کجا اومدی !
شاید حرفم از نظرت احمقانه باشه اما تو آدمِ خوش شانسی
هستی چون خوب خیالبافی میکنی و میتونی طولانی بخوابی
میدونی ك هیچ چیز بهتر از یه خواب طولانی نیست .
تازه چه بهتر ك خواب هم ببینی باور کن خیلی خوبه ك واسه چند
ساعت یا حتی چند دقیقه از اون خزعبلاتی ك ذهنت رو داره
نابود می کنه دور باشی اما من نمیتونم
من حتی تو خوابم دارم بهش فکر می کنم ..)!