دنیای عزیز، دارم میروم چون خسته شدهام. گمان کنم به اندازه کافی عمر کردهام. تو را با نگرانیهایت در این فاضلاب شیرین تنها میگذارم. خوش بگذرد.
-نامهی خودکشی جورج سندرز ، ۲۵ آوریل ۱۹۷۲
" معذرت میخوام که بد میشم گاهی "
" دست از سرم بردار! از من تکراری "
_ ضبطُ قطع کردم و دست بردم سمت کاغذ و قلم
میدونی لازمه برای این روزایی که به قول خودت بدتر از برج زهرمار شدم و با یه من عسلم از گلو پایین نمیرم یه چیزایی رو بهت بگم :
~| ببخشید اگه بجای خنده داری غر زدنامو تحمل میکنی ؛
ببخشید اگه کنار من سخت میگذره ؛
ببخشید اگه همهی دق و دلیه روزامو سر تو خالی میکنم ؛
میدونی تو انقدر برام عزیزی که نمیتونم ببینم کسی دورت بیاد |~
#لواشک_زردآلو