eitaa logo
آسایشگاه روانی 🪖
42 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
404 ویدیو
13 فایل
همون نسخه دوم کلبه عمو کونیکو خودمونه. روزمرگی های یه سرباز از جنگ برگشته با رد قرمز «غیرقابل درمان» روی پرونده اش🫠
مشاهده در ایتا
دانلود
الان کلا خیلی قابلیت گریه دارم.
آسایشگاه روانی 🪖
بذارید امروز یه چیز همگانی بگم روز یازدهم از اسرائیل متنفر بودم، هستم و خواهم بود و تا ابد دغدغه م
میتونم دومین فکت روز یازدهم رو این بذارم که برخلاف قیافم من خیلی زود گریه ام میگیره.
اگر چیزیم شد بگید استاد اکبری رو خیلی دوست داشتم😔😂 جوری که واسه اقتصاد کلان لحظه شماری میکنم🥹🥹🥹🥹
امروز هم تموم شد ولی غم من بابت پایان این کتاب؟ نه✅
مامانمم دعوام کرد که کلا سه چهار ساعت صبح خوابیدم تا فقط کتاب رو تموم کنم🥲ولی آخه نمیدونه کههههههه
درود بر همگی! تو این تقدیمی قراره بهتون بگم که: توی دنیای جنایی، کارآگاه هستید یا قاتل؟ + یه داستان کوتاه از پرونده ای که باهاش درگیرید. لطفاً لینک چنلتون رو اینجا بذارید ( یا اینجا ) و تا زمان بارگذاری تقدیمی ها حتماً اینجا عضو باشید! ظرفیت: نامحدود. زمان بارگذاری: ۲۰ فروردین.
هدایت شده از اینجا
چی می‌تونه یک طلبه رو در مباحثه متوقف کنه؟در فقط تیر✅
آسایشگاه روانی 🪖
بذارید امروز یه چیز همگانی بگم روز یازدهم از اسرائیل متنفر بودم، هستم و خواهم بود و تا ابد دغدغه م
روز دوازدهم عاشق انسان های عارف هستم. چیزی که باعث شد مجذوب چمران بشم عرفان بود. چیزی که باعث شد عاشق امام بشم عرفان بود. چیزی که باعث شد عاشق آقا بشم عرفانشون بود. چیزی که باعث شد برای بروجردی دل بدم عرفانش بود. چیزی که باعث شد برای زین الدین دل بدم هم عرفان بود. این نگرش که اصلا چیزی جز خدا نیست و این نگرشی که من شبیه ترینش رو در نوشته های چمران دیدم وقتی که با خدا صحبت می کرد و بهش می گفت محبوبم، معشوقم و زیبایم! از آدم هایی که تو عادی ترین کلماتشون این عرفان رو و نگرششون رو به دنیا نشون میدن خوشم میاد.(خوشم میاد؟عاشقشونم! اگر کسی میخواد ازم دل ببره تنها راهش همینه)
دومین فکت امروز هم... بچه که بودم عاشق سپاه و فرماندهاش بودم. بزرگ که شدم دل بستم به ارتش:» (موضوع واسه قبل جنگه) یک ساختار مشخص و معین با چارچوب و نظام مند(حداقل چیزی که تو تصوراتم هست) و بنظرم کمی مظلوم تر🥺
ای کاش بال داشتم تا برم ولی...
https://eitaa.com/sunken4/8872 گفتم یکم متنبه بشم وگرنه در پیوی همون دلق- همون قدیمی ام😔.
من امروز مسافر بودم. مسافر کوچه های آبادان بودم. مسافر رادیو نفت آبادان...رهگذر درگیری های بهمن و بچه های رادیو...همکار مریم و همراه موسیو...من رهگذر خاطرات مجری عرب زبان بودم و جوانی که پشت میکروفون لعن صدام را می کرد. من امروز مسافر آبادان۱۱۶۰ بودم. خیابان انقلاب کوچه ۱۳۵۹، خانه روایت ایران!