فکر میکردم کار سختیه با یکبار شنیدن یک شماره تلفن حفظش کنم تا اینکه سخنران اول امروز شمارشو گفت:))))
علاقه چها که نمیکنه
حضور در جمع بچه های جنبش دانشجویی همیشه باعث می شد و میشه که بفهمم چقدر کم دارم
به مرحله ای رسیدیم نه ما قانع میشیم و نه بنده خدایی که اومدن برای پاسخگویی سوالات🤌🏻
من بالاخره رسیدم خونه و بذارید این سکانس روز اول دوره رو اینجا براتون به تصویر بکشم یک مشت روح ازدواجی فشاری بشیم😂
میخواستم نماز بخونم اومدم پشت ضریح امام خمینی وایسادم دیدم یه زوج جوون اومدن آقا پسر اومد مهر رو واسه خانمش تنظیم کرد خودشم یکم جلوتر وایساد و بعد برگشت با خانومی حرف بزنه☕️
آسایشگاه روانی 🪖
من بالاخره رسیدم خونه و بذارید این سکانس روز اول دوره رو اینجا براتون به تصویر بکشم یک مشت روح ازدوا
شاید بگید وا خب که چی
ولی خب خیلی فانتزی مذهبیههه🎀🎀 منظورتون چیههههه😭😭این سکانس بوی شهادت آخر داستان هارو میده و این صوبتا-
-ولی پسر عجب هفته سخت و وحشتناکی بود!
+ مهندس هفته مذکور هنوز شروع هم نشده حتی
- باشه ولی خب
دارم به جنون میرسم🤌🏻
خدایا منو گاو کن با کله ترامپ که دستش دفترچه مرگ باشه