اون کله خراب کیه که با زن داداشش نشسته تو ماشین و ناتوان گوش میده؟🎀(زن داداشم؟ پایه کتابخوانی های من در صندلی کمک راننده✅)
آسایشگاه روانی 🪖
اون کله خراب کیه که با زن داداشش نشسته تو ماشین و ناتوان گوش میده؟🎀(زن داداشم؟ پایه کتابخوانی های من
البته زن داداشم که از خودمونه من صوت ناتوان رو جلوی شیخ و غفورزاده گوش دادم:)))))
یعنی سطح بی توجهی که من به حیثیتم دارم رو
اسپری ام تموم شده و قرصامو نخوردم و آنقدر دوستام وقتی میرفتیم بیرون نذاشتن قهوه بخورم که از عدم حضورشون استفاده کردم و به حساب داداشم رفتم چیز خریدم خوردم ☕️(قراره بعدش پاره بشم)
آسایشگاه روانی 🪖
اسپری ام تموم شده و قرصامو نخوردم و آنقدر دوستام وقتی میرفتیم بیرون نذاشتن قهوه بخورم که از عدم حضو
اسپری؟
به قول شیخ کپسول اکسیژن🤣✅
صحبت های آقای روحانی رو گوش دادم و بماند چقدر چرت و پرت بود و حتی من دانشجوی سال سومی هم با آیه قرآن و تاریخ صدر اسلام میتونم جوابش رو بدم؛ یجا برگشته گفته در هفته در کارگروه اقتصادی هفته ای دو جلسه برگزار کردن و این نشون دهنده جدیتشون بوده. خواستم بگم شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه شهید بهشتی در ترم اول سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ و فقط در شرایط عادی(یعنی مناسبت یا برنامه ویژه و موضوع مهم نبوده و صرفا نظر جلسه خود واحد هاست) از روز چهارم جنگ دوازده روزه تا پایان ترم فقط دو جلسه سه ساعتی در هفته برگزار می شد که اگر برنامه ویژه یا دستور کار خاصی وجود داشت این جلسات هم در هفته بیشتر می شد. یعنی دستاورد یه کارگروه در سطح کلان با سطح ما در یک تشکیلات دانشجویی برابره😄😄😄😄هیچی همین دیگه
قبلاً از اینکه یکی بهم زنگ بزنه جیغم درمیومد الان وقتی یکی پیام میده
مخصوصاً تو بله
مخصوصاً اگر از دانشگاه باشه
مخصوصاً تر اگر از انجمن باشه
فرافکنی-
فرافکنی زیاد-
یک ماهه واقعا هرچی میشه یاد زینب میوفتم. حالا بیشتر از همیشه
و میدونم من تنها کسی نیستم که هنوز بغض میکنم...