eitaa logo
𝘓𝘢𝘣𝘺𝘳𝘪𝘯𝘵𝘩
137 دنبال‌کننده
341 عکس
101 ویدیو
3 فایل
you want a LOVE that consumes you.
مشاهده در ایتا
دانلود
چیزی که فکر میکردم قراره پایان داستانم باشه، آخرش شد شروع داستان جدیدم:))
از آدمایی که حس امن بودن میدن واقعا خوشم میاد!
امروز روز جالبی نبود.. بود؟
summer depression.m4a
حجم: 2.5M
"0:33" I don't care, I'm feeling down I wanna stay home, never go outside Summer depression comes every year I just want to disappear Summer depression.
پینترست از تیک تاک و اینستاگرام هم بدتره، وقتی میری توش دیگه هیچ جوری نمیتونی بیای بیرون...
بعد از مدت‌ها دلم یه پیام از طرف یه نفر میخواد که ساعت‌ها نگاهش کنم و چشمام برق بزنه و ندونم چی بگم✨✨✨✨✨
هدایت شده از 𝓐𝓷𝓷𝓮𝓱
دلم میخواد مثل فیلم ها یا رویاهای که از نظر خیلیا احمقانست،یه دوستی رو داشته باشم که انقدر عمیق و زیبا همدیگر رو دوست داشته باشیم که از طریق اون دوست داشته شدنه به درک برسیم،به بینش برسیم،به نور برسیم.. برای همدیگه با در نظر گرفتن اون قسمت تاریک وجودمون همیشه خوشبختی رو بخواییمم.. تجربه کنیم،شکست بخوریم ،زخمی بشیم و از عمق وجودمون برای دردهایی که تا ابد جاشون میمونه گریه کنیم. کنار همدیگه یاد بگیریم که انسانیم،انسان های عادی که در نهایت عادی بودنشون میتونن فوق‌العاده باشن.. هیچوقت نتونستم توی بچگی همچین دوستی رو داشته باشم؛ چرا آدم هایی بودن و هستن که مدت خیلی،خیلی طولانی هست که باهاشون در ارتباطم ولی اون دوستی که من میگم چیزی فرای این ها است.. اون حس که دوست داری در عین حال که در کنارش بی‌نظیر و شیک به نظر میرسی با شلخته ترین ظاهر ممکن هم کنارش لم بدی و غر بزنی!! اگه بخوام درموردش بگم باید صفحه ها بنویسم اما هرچقدر هم درموردش بنویسم تجربه کردنش کاملا متفاوته.. دلم میخواد تجربش کنم،از این که به زبون بیارمش میترسم چون هروقت به زبون آوردم یه چیزی رو واقعا می‌خوام که انجام بدم با جای خالیش مواجه شدم.. اما.. هی دختر بیا و باهاش رو برو شو براش بجنگ لعنتیی.. f.f
I said to him "I want to talk for hours , but everyone says I talk too much and makes me fall silent " He replied "As long as I am alive , talk to me ." Trembling and ashamed of my own fragility I went to him and bowed my head ; he embraced me soothed my shaking body and caressed me. I spoke of my endless pain . He said, "Speak ; let me hear your inner voice, and let us share this burden together . This is your sorrow, yet you are my very soul so your sorrow is "our" sorrow , my dear ." He stayed by my side gifting me beautiful emotions and a sense of belonging I had never experienced before and I wept simply because he was in my life for to me , with my pained and broken spirit, he was the most beautiful gift of all .
خیلی خسته از اتوبوس پیاده شدم تا سوار اتوبوس بعدی بشم که یه نفر صدام زد و برگشتم دیدم دوستمه!! کسی که این دو روزه خیلی تو فکرش بودم و دیدنش واقعا خوشحالم کرد💘