.
📚 معرفی داستان "عشق من، رز قرمز" از کتاب "قهوهیزدی"
عشق من، رُز قرمز داستانی عاشقانه، با نثر قاجاری و به شیوه نامهنویسی است.
رگههای طنز و شوخی در سراسر داستان جریان دارد.
راوی زنی است در زمان معاصر که شخصیتی منتقد دارد، نه شخصیتی منفعل.
اینکه آیا در پایان این داستان عاشقانه زن و شوهر از لحاظ فکری و عاطفی بهم نزدیک میشوند، چیزی است که شایسته است مخاطبان در زیرمتنِ این داستان جستجو کنند.
جامعه ما، درکل جامعه گفتگومحوری نیست!
نامهنویسی روشی است که خودم بارها تجربه کردهام در برابر انسانهایی که بلد نیستند درست مکالمه کنند و بلد نیستند که درست بشنوند.
البته اینکه نامه بتواند قالب جایگزینی برای رسیدن به تفاهم با اینگونه افراد باشد مطمئن نیستم ولی اینکه نویسنده میتواند کمتر در معرض بلاهت و سفاهت آنها قرار بگیرد، احتمالش وجود دارد زیرا نامه مکالمه غیرمستقیم است و انسان فرصت تراش دادن کلمات و ارسال و فرار را هم دارد.
به گمانم کسی که بلد نیست مکالمه بیانی کند، بلد هم نیست مکالمه نوشتاری کند، پس جواب آنها سند است برای زمان دلخواه!
جواب ندادن نامه هم انفعال است و انفعال، نوعی اعتراف به ضعف است!
و اما ایده داستان، الهام گرفتهشده از تجارب زیسته مستقیم و بادقت گوش دادن به تجارب زیسته دیگران است.
عشق من، رُز قرمز در پس ماجرای عاشقانهاش به وضعیت انسان معاصر و جامعه معاصر، انتقاد میکند.
امیدوارم از خواندن داستان عشق من، رُز قرمز و دیگر داستانهای کتاب قهوهیزدی لذت ببرید.
#قهوه_یزدی
.
📚 معرفی داستان "چسبندگی"
میزانِ نقش فقرا و حاشیهنشینان در زمینه فقر و فلاکتشان چیست؟
این داستان از زاویهای کمتر پرداخته شده به مسئله فقر میپردازد.
در قسمت پژوهشهای "چسبندگی" باید تشکر کنم از دوست جامعهشناسم، خانم دکتر سمانه رنجبری بابت همکفریها و راهنماییهایی که به من کردند.
همچنین تشکر از آقای اصغر ایزدیجیران، مدیر هسته پژوهشی مردمشناسی فرهنگی دانشگاه تبریز.
ایشان سالها تحقیقات میدانی داشتند در زمینه مسائل حاشیهنشینان که در وبیناری عصاره تحقیقاتشان را ارائه دادند. من در وبینار ایشان با نام " روستائیان حاشیهنشین" شرکت کردم و در پرداخت پیرنگ داستان "چسبندگی" از صحبتهای ایشان بهرهبردم.
ایده داستان در ضمیر ناخودآگاهم بود. یک سالی که در پاکستان بودیم، صاحبخانه ما پیرزن نسبتاً پولداری بود. رانندهاش جوان خامی بود به نام احمد که شبها نقش نگهبان را داشت. هرشب در گرمای شرجی و شبهای سرد لاهور روی یک تختخواب فلزی جلوی در خانه پیرزن تا صبح میخوابید.
زن احمد شبانهروز داخل آلونکی دلگیر در گوشه حیاط پشتی به سر میبرد. زن جوانی که فقط در تمام این مدت دو یا سه بار دیده بودمش.
زندگی این زن برایم معما بود. همیشه میخواستم بدانم با این همه تنهایی و گوشهنشینی و بدون فرزند چگونه این زندگی سخت را سپری میکند.
تاکید داستان "چسبندگی" به روی زبان است که از طریق واگویههای دختر حاشیهنشین و با لحن خاصش ، برای خوانندگان ایجاد همذاتپنداری میکند.
از خواندن کتاب #قهوه_یزدی اثر زهرا ملکثابت لذت ببرید ☕️❤️
.
.
همخوانی کتاب "قهوه یزدی" در گروه کتاب و کتابخوانی درجریان است
https://eitaa.com/joinchat/4204724468C2d31718796
☕️☕️☕️☕️☕️
.
https://dnws.ir/0033kR
لینک خبر آئین تقدیر از برگزیدگان جشنواره ادبی یوسف استان قم ۱۴۰۳
داستان کوتاه "شیرکوه" اثر "زهرا ملکثابت" برگزیده شد
https://dnws.ir/0033ko
#موفقیت_اعضا
#جشنواره_یوسف
.
پیامک اطلاعرسانی
برگزیده شدن "زهرا ملکثابت" در فراخوان ملی داستان کودک و نوجوان "جهان منجی میخواهد"
#موفقیت_اعضا