.
#روزمرگی
شولی یزدی و ساندویچ سرد، چای و نسکافه، شب ادبیات کودک در یزد
امشب که به قصدِ دوردور بیرون رفتهبودم، یک بنر با عکس استاد فرهاد حسنزاده نظرم را جلب کرد.
اینقدر نوشتههایش ریز و میلیمتری بود که مجبور شدم پیاده شوم و دیدم چهارشنبه، ۹ آبان، آقای حسنزاده در دبیرستان جوادالائمه صحبت میکنند.
دبیرستان جوادالائمه به بنر تبلیغاتی نزدیک بود و از آنجا که بیشتر سالهای تحصیلیام در موسسه جوادالائمه بودم، چندتا از معلمهایم را دیدم و باعث روشنی چشمانم شد.
همین دیشب داشتم به مدرسه جوادالائمه فکر میکردم و مقایسهاش میکردم با مدرسه سال اول دبیرستانم.
سال اول دبیرستان در مدرسه دیگری بودم و خیلی برایم سخت بود.
مخصوصا رفتار مدیرش برایم غیرقابل تحمل بود، آن موقعها زیاد فیلم و سریال در ژانر مبارزه رزمی میدیدم و دلم میخواست جای آن قهرمانان باشم.
تا آنکه سال دوم معلوم شد مدرسه جوادالائمه قرارست رشته علوم انسانی بگذارد و مجدد برگشتم به مدرسه همیشگی و محیط آشنای سابق.
علاوه بر موسسان جوادالائمه، چهرههای دیگر سیاسی و فرهنگی یزد هم در این مراسم بودند که بسیارخوشحال و شاد بهنظر میرسیدند.
با برخی قدری صحبت ردّ و بدل کردیم.
.
.
دوستان جدیدی طی ماههای اخیر به کانال حرفههنر اضافه شدند که قبلاً عضو همین کانال بودند و از اعضاء فعال گروه حرفهداستان محسوب میشدند.
عرض خیرمقدم ویژه دارم به این دوستان و ابراز خوشحالی از حضور مجددشان میکنم.
انشاالله در این ماههای غیبت باتجربهتر شدهاند😊
این هشتکها را جهت مطالعه این دوستان میگذارم:
#روایت_من
#رفتار_حرفهای
#موفقیت
با آرزوی موفقیت برای همه دوستان 🤲🍎
.
.
#رفتار_حرفهای
رویداد دوم داستان زنان مقاومت، مورد حمایت قرار گرفت.
.
#گزارش #طوفان_الاقصی
#فلسطین #لبنان
#خاطره_بازی
همین جعبه باقلوای حاج خلیفه که در دست من میبینید، همین جعبه باقلوا چه ماجراهایی پشتش دارد! 😐😁🤭
اسفند/۱۴۰۲ / میدان امیرچخماق یزد
#نویسندگان_یزد
#رویداد
#خاطره_بازی
و اینجا هم رویداد نویسندگی منطقهای در شهرکرد.
یکیمان که در عکس نیست و ردیف جلو مینشست و فعال بود، آخرِ کار هدیهی فعالترین عضو رویداد را گرفت. یک جعبه گز اضافه!😉😁
مهرماه/ ۱۴۰۲/ شهرکرد
#نویسندگان_یزد
#رویداد
.
.
#گواهینامه رویداد منطقهای در چهارمحال و بختیاری
(یادم رفتهبود رونمایی کنم😉)
.
.
#روزمرگی
این روزها بیشتر وقتم صرف نوشتن برنامه، تنظیم برنامه و تعدیلش میشود.
به اوضاع و احوال و کار و زندگیام مسلّطم.😊
اگرچه اخیراً قدری تنش کاری پیدرپی را تجربه کردم ولی حالا به ساحل امن رسیدم.
خداراشُکر که اطرافم دوستان و همکاران و مدیران دلسوزی هستند.🤲
مثنویخوانی هم بهراه است. عقب نیستم و حیفم میآید رها کنم 😇
از دوره سهشنبهها بینهایت لذت میبرم. آنقدر سطح دوره بالا و عالیست که انرژیام را تا مدتی تامین میکند.🥰
راهبری رویداد مقاومت نَرم و نرمال پیش میرود.🌹
اوضاع گروه حرفههنر بَدَک نیست امّا هنوز هم بعضی از آقایان نمیتوانند مدیریت خانمی را قبول کنند.
این دفعه مجبور شدم سه نفر از آقایان را یک هفته محدود کنم، آنهم بعد از روی خوشهای فراوان 😐
البته اینکه سرباز هم بهعنوان مدیر کنارم هست، خیلی خوب شده 😁
برای آن وزن از دست رفتهی بینوا هم فکرهایی کردهام 😂
حذف کردن بعضی از افراد و گروهها از معاشرت و کارم واقعاً در آرامش و پیشرفتم موثر بوده 😉
شنبه/ ۱۲/ آبان