مامان میگه مامانجون عادتم داده ولی من که میدونم مامانجون فقط تو چایی خوردن همراهیم میکنه👀
رفتیم هتل برای روز سمپاد و بچه ها تولدمو یادشون نرفته بودددد(کلی خرذوق شدم)*
و کلی کادو گرفتم بعد از صبحونه مدرسه برنامه داشت ولی ما نرفتیم تو راهپله نشستیم و کلی حرف زدیم و چالش رئال رو رفتیم و کلی کار دیگه کردیم
بعد منو هما رفتیم پارک و دیدیم یه نفر صدامون میکنه برگشتیم دیدیم بقیه بچه ها اومده بودن و سه ساعت با هما با اسکیت راه رفتیم(خیلی خیلی خوب بود آخراش از پا درد مردیم ولی میارزید)*
و الان هم درازکش در حال لبخند زدنیم😭🌬💕