https://eitaa.com/hersbokhor/2506
چجوری فهمیدی سطلیه😭😂
/
نمیدونم از حرف زدنش معلوم بود کم داره
حرص بخوریم.
دوستش از کنارم رد شد گفت ببخشید اینم برگشت به دوستش گفت نه تو باید ببخشیش
جالب اینجاست برگشت نگاهم کرد ببینه واکنشم چیه ولی سگ محلش ندادم
https://eitaa.com/hersbokhor/2512 رسیدم خونه و الان زیر باد پنکه و کولر لم دادم.
/
لعنت به من، لعنت به تو و کولر
حرص نخور بابا ولشون کن مهم اینه که رهبر دعوتت کرده رفتی
/
حس میکنم رهبر از اینکه دل تهرانیا رو شکوندم ازم ناراحته💔
داری کاری میکنی نخوام فردا پاشم بیام
/
من گوه بخورم همچین کاری کنم
الان همه ی پیاما رو پاک میکنم
جدی میگم نکنه پاشم بیام سقط شم از گرما و ازدحام
/
نه همچین اتفاقی نمیافته
نگاه کن من زندم و هنوز تایپ میکنم
داشتم تو مصلی برای خادمهای انتظامات و... باکی آب میبردم(حدودا30تاشد) همش از ته مصلی تا سرش رو طی میکردم تو اون آفتاب.بعد از بلند کردن اون باکس های آب انگار انگشتای دستم داره قطع میشه
/
خدا خیرت بده، تو خیلی ثواب کردی
اجرت با اباعبدالله
باید خاستتت دوستان گرمه جمعیت زیاده ولی پاشید بیاید رهبر درسته دیگه به طور مادی پیشمون نیست ولی عجیب مهمون نوازه
/
دقیقا همینه