eitaa logo
اندیش‌کده حدید
268 دنبال‌کننده
109 عکس
60 ویدیو
2 فایل
تاملاتی در فلسفه، سیاست و اقتصاد ارتباط با ما: @hadidesf
مشاهده در ایتا
دانلود
✔️‌ آخرین ژتون ترامپ در پکن برگشت خورد؛ فروپاشی توهم «فاشیسم کلامی» در برابر واقعیت هرمز 🖋 پالیسی تنسور ➖ مجلهn+1 اخیراً روانشناسی ترامپ را با مفهوم «فاشیسم کلامی» کالبدشکافی کرد. پست آخرالزمانی او در ۷ آوریل (یک ماه پیش) با تکبر نوشت: «امشب یک تمدن کامل خواهد مرد و دیگر برنمی‌گردد!» او در این توهم است که با عربده‌کشی‌های مجازی و کلمات خشن می‌تواند ژئوپلیتیک و بازار نفت را تغییر دهد. اما حوادث امروز در پکن ثابت کرد که این «لات کوچه‌خلوت مجازی» در دنیای واقعی چگونه خلع‌سلاح شده است. ➖ شوی رسانه‌ای رویترز در برابر واقعیت پکن: دولت ترامپ در تلاشی مستأصلانه برای کنترل بازار نفت، از طریق رویترز ادعا کرد که واشنگتن و پکن بر سر مخالفت با «عوارض هرمز» توافق کرده‌اند. اما این ادعا حتی ۲۴ ساعت دوام نیاورد. کالبدشکافی دقیق بیانیه‌های پکن نشان می‌دهد که شی جین‌پینگ هیچ تعهد عملی برای فشار به ایران نداده و ترامپ را با جمله کلیشه‌ای («تنگه باید باز بماند») دست‌به‌سر کرده است. ادعای رویترز فقط مسکن موقتی برای بورس وال‌استریت بود که با سیلی واقعیت در پکن پودر شد. ➖ جودوی پکن-تهران و دور زدن محاصره: در حالی که ترامپ مشغول انتشار خبر توافق در رویترز بود، محور شرق در سکوت عمل کرد. تریتا پارسی فاش کرد که درست پیش از دیدار، کشتی‌های چینی با پرداخت «هزینه حفظ محیط‌زیست» (کدواژه عوارض) عبور از هرمز را آغاز کردند. چین با این کار عملاً باجه عوارض ایران را به رسمیت شناخت و به ترامپ نشان داد که محاصره دریایی‌اش برای پکن دیگر معنایی ندارد. ➖ لات کوچه‌خلوت واشنگتن و حراج تایوان: مجلهn+1 ترامپ را دچار توهم «فاشیسم کلامی» می‌داند؛ کسی که فکر می‌کند با کلمات خشن در توییتر واقعیت می‌سازد. اما این «لات کوچه‌خلوت» در پکن برای خرید همان جملات بی‌ارزش رویترز، پیش‌پرداخت سنگینی داد: تعویق بسته تسلیحاتی ۱۳ میلیارد دلاری به تایوان. ترامپ برای پنهان کردن شکست در هرمز، شریک استراتژیک خود در آسیا را حراج کرد. ➖ اعتراف اعراب به «ببر کاغذی»: وقتی رئیس‌جمهور آمریکا با ادعای دروغین توافق از پکن برمی‌گردد، متحدان منطقه‌ای پیام را می‌گیرند. گزارش فایننشال تایمز تیر خلاص است: عربستان سعودی با درک پایان هژمونی آمریکا، به دنبال «پیمان عدم‌تجاوز هلسینکی‌وار» با ایران است. وقتی آمریکا نمی‌تواند امنیت خود را در برابر باجه عوارض ایران تأمین کند، اعراب مجبورند با قدرت واقعی منطقه توافق کنند. ➖ واشنگتن در پکن مات شد. ترامپ با آخرین ژتونش (تایوان) وارد شد، از طریق رویترز ادعای توافق کرد، اما با دست خالی و زرادخانه خالی به واشنگتن برگشت تا به تثبیت هژمونی هسته‌ای و اقتصادی ایران در هرمز بنشیند. رجزخوانی در توییتر و شوی رسانه‌ای در رویترز، واقعیت خشن ژئوپلیتیک را تغییر نمی‌دهد. ‌@Hesfir
🖋فرانچسکو ساسی،‌ استاد روابط بین‌الملل دانشگاه اسلو ➖امارات متحده عربی به‌تازگی اعلام کرده است که قصد دارد ظرفیت خط لوله «ADCOP» را تا سال آینده دو برابر کند تا از تنگه هرمز عبور نکند. بااین‌حال، یک اعلام راهبردی با دستیابی به استقلال راهبردی در میان تنش‌های فزاینده منطقه‌ای فاصله بسیار دارد. ➖این پروژه بلندپروازانه است و بی‌تردید نقش این کشور را به‌عنوان یک تولیدکننده منطقه‌ای نفت دگرگون خواهد کرد — نقشی که پس از خروج امارات از اوپک و اوپک‌پلاس‌ نیز دستخوش تغییر بوده است. این خط لوله می‌تواند ظرفیت صادرات را از ۱٫۵ تا ۱٫۸ میلیون بشکه در روز به بیش از ۳ میلیون بشکه در روز برساند و بدین ترتیب گره از تولید محدود نفت امارات بگشاید — محدودیتی که پیامد جنگ با ایران بوده و ضربه‌ای سنگین به اقتصاد این کشور وارد کرده است. ➖ امارات می‌خواهد «نیاز جهانی به انرژی را تأمین کند» و برای نیل به این هدف، به‌دنبال استقلالی تازه از تولیدکنندگان منطقه‌ای نفت است و هم‌زمان به‌دنبال تضمین‌های امنیتی بلندمدت از سوی ایران می‌گردد. بااین‌حال، زیرساخت‌ها به تنهایی نمی‌توانند از امارات در برابر حملات بیشتر پهپادها و موشک‌های بالستیک ایران محافظت کنند؛ حملاتی که بارها توانایی این کشور برای استفاده از فجیره به‌عنوان مسیر جایگزین صادرات نفت خود را تهدید کرده است. @Hesfir
✔️در باب هفتادوهشتمین سالگرد روز نکبت – ۱۵ مهٔ ۲۰۲۶ 🖋یانیس واروفاکیس ➖هفتادوهشت سال پیش، بریتانیا یکی از فاجعه‌بارترین جلوه‌های بی‌عدالتی استعماری در تاریخ معاصر را رقم زد. با یک امضا، دولت بریتانیا سرزمینی را که هیچ حق مشروعی برای واگذاری آن نداشت واگذار کرد و مردمی را از خانه‌ها، سرزمین و میراث تاریخی‌شان ریشه‌کن ساخت تا پروژه‌ای استعماری بر پایهٔ آوارگی، طرد و سلب مالکیت برپا شود. ➖نکبت حادثه‌ای تصادفی در بستر جنگ نبود؛ بلکه کارزاری عامدانه و برنامه‌ریزی‌شده برای محو یک ملت از سرزمین خویش بود. صدها روستا ویران شد و صدها هزار مرد، زن و کودک از هر آنچه در زندگی خود می‌شناختند رانده شدند. ➖بریتانیا در قبال این جنایت بنیان‌گذارانه مسئولیتی تاریخی و اخلاقی بر عهده دارد؛ مسئولیتی که هرگز آن را به رسمیت نشناخته، هرگز برای آن جبران نکرده و هرگز در برابر آن پاسخگو نبوده است. امروز این حقیقت را بی‌پرده بیان می‌کنیم: آنچه بریتانیا بر مردم فلسطین تحمیل کرد یک جنایت بود و تاریخ اجازه نخواهد داد که این حقیقت به فراموشی سپرده شود. ➖با این حال، این جنایت در سال ۱۹۴۸ پایان نیافت. دولت‌ها، نهادها و ساختارهای بین‌المللی جهان مسیر همدستی را برگزیدند. نزدیک به هشت دهه است که جامعهٔ جهانی به رژیمی که بر زمین‌های غصب‌شده بنا شده مشروعیت بخشیده، مقاومت مردم فلسطین را در هر مرحله سرکوب کرده و اسرائیل را از پاسخگویی در قبال نقض‌های مکرر حقوق بین‌الملل مصون نگاه داشته است. بسیاری یا چشم بر واقعیت بستند، یا عملاً در کنار ستمگر ایستادند، در حالی که جنایت جنگی پس از جنایت جنگی رخ می‌داد. ➖اشغال عمیق‌تر شد. شهرک‌های استعماری گسترش یافتند. محاصره تشدید شد. و دیوار آپارتاید هر سال بلندتر و طولانی‌تر گردید. ➖امروز، در برابر چشمان جهان، غزه با یک نسل‌کشی روبه‌رو است؛ کارزاری سازمان‌یافته برای نابودی یک ملت. کودکان در بیمارستان‌ها و مدارس هدف بمباران قرار می‌گیرند. گرسنگی به‌طور عامدانه به‌عنوان سلاح جنگی علیه خانواده‌ها به کار گرفته می‌شود. یک جامعه و تمدن در برابر دیدگان جهان در حال فروپاشی است. همدستی قدرت‌های جهانی در این فاجعهٔ مستمر تنها مایهٔ بی‌آبرویی آنان نیست؛ بلکه آنان را به شریک فعال در هر جنایتی بدل می‌کند که از نخستین روز تاکنون رخ داده است. ➖با این همه، فلسطین پابرجا مانده است. در میان هر کشتار و محاصره، در برابر تبعید، زندان و مجازات جمعی، و در طول هفتادوهشت سال تلاش بی‌وقفه برای درهم شکستن موجودیت آنان، مردم فلسطین هرگز تسلیم نشده‌اند و هرگز تسلیم نخواهند شد. ➖نسلی پس از نسل، این شعله را زنده نگاه داشته‌اند: از آوارگانی که در سال ۱۹۴۸ با کلید خانه‌هایشان سرزمین خود را ترک کردند، تا کودکان غزه که امروز در میان آوار می‌ایستند و اعلام می‌کنند هنوز اینجا هستند. این صرفاً تاب‌آوری نیست؛ بلکه یکی از شگفت‌انگیزترین نمونه‌های مقاومت جمعی در تاریخ معاصر است. ➖مردم فلسطین به جهان آموخته‌اند که معنای امتناع از محو شدن چیست. آنان پاک نخواهند شد. به سکوت وادار نخواهند شد. و تا زمانی که هر وجب از سرزمینشان آزاد نشود و همهٔ حقوقشان به‌طور کامل، بی‌قیدوشرط و بدون مصالحه بازگردانده نشود، از پای نخواهند نشست. ➖امروز جریان تاریخ در حال تغییر است و جهان این را می‌داند. پروژهٔ صهیونیستی که دهه‌ها با اتکا به تبلیغات، ارعاب و سرکوب حقیقت تداوم یافته بود، به‌تدریج جایگاه خود را در وجدان عمومی جهان از دست می‌دهد. میلیون‌ها نفر در سراسر قاره‌ها به خیابان‌ها آمده‌اند. دانشجویان از لندن تا لس‌آنجلس در دانشگاه‌ها به پا خاسته‌اند. هنرمندان، دانشگاهیان، وکلا و پزشکان صدای خود را بلند کرده‌اند و دادگاه‌های بین‌المللی تحقیقات خود را آغاز کرده‌اند. ➖نقاب کنار رفته و واقعیت آشکار شده است: یک رژیم آپارتاید، یک پروژهٔ استعمار شهرک‌نشینانه و نظامی از کنترل و خشونت که در جهان معاصر هیچ مشروعیتی ندارد. روایت‌هایی که زمانی اسرائیل را از پاسخگویی مصون می‌داشت در حال فروپاشی است و مصونیتی که آن را از پیامدها محافظت می‌کرد به‌تدریج فرسوده می‌شود. پایان پروژهٔ صهیونیستی به‌عنوان یک واقعیت سیاسی دیگر غیرقابل تصور نیست؛ برای نخستین بار، به امری اجتناب‌ناپذیر بدل شده است. ➖ما بی‌وقفه تلاش خواهیم کرد تا رؤیایی که سه نسل از یک ملت را زنده نگاه داشته است به واقعیت بدل شود: فلسطینی آزاد، از رود تا دریا. حقوق کامل، کرامت کامل و عدالت کامل باید به همهٔ فلسطینیان بازگردانده شود؛ چه آنان که زیر اشغال زندگی می‌کنند، چه آنان که در تبعید و پراکندگی به سر می‌برند، و چه آنان که جان خود را فدا کردند تا دیگران روزی آزاد باشند. @Hesfir
«ایستادن در آستانه» 🔸 ایرانِ امروز؛ اقتصاد جنگ، تاب‌آوری اجتماعی 🎙 با حضور دکتر سعید لیلاز، استاد دانشگاه و تحلیل‌گر اقتصادی 📅 پنج‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ 🕠 ساعت ۱۵ 📍 اصفهان، خیابان صائب، جنب آرامگاه صائب، مجتمع فرهنگی صائب 📌 ثبت‌نام (ظرفیت محدود) https://digiform.ir/astaneh @Hesfir
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ قسمت دهم: در کوبا چه می‌گذرد؟ هفتاد سال مقاومت در ۴۰۰ کیلومتری آمریکا 🎥 شنبه ٢٦ اردیبهشت، پخش از کانال آپارات 🔹هشت دهه پس از پیروزی انقلاب کوبا به رهبری کاسترو و چگوارا، سؤال بزرگ این نیست که کوبا کی تسلیم خواهد شد یا ترامپ چه زمانی یک عملیات هالیوودی برای به زانو درآوردن آن اجرا خواهد کرد بلکه سؤال اینجاست که چطور کوبا برای این همه مدت دوام آورد؟ 🔹سوسیالیسم کوبایی چگونه حتی چهار دهه پس از فروپاشی برادر بزرگتر، اتحاد جماهیر شوروی، توانست روی پاهای خود ایستاده بماند؟ سؤال مهم این است که وقتی از کوبا حرف می‌زنیم دقیقاً از چه چیزی صحبت می‌کنیم؟ 🔹یک ویرانه سوسیالیستی؟ دیستوپیایی شبیه به ۱۹۸۴؟ یا تجربه بشری ایستادن مقابل سرمایه‌داری که ترکیبی از تجربیات شکست و پیروزی است؟ به نحوه که باید از نو پرسید؛ به راستی در کوبا چه می‌گذرد؟! 🖋 سردبیر امیرحسین پرورش 🎙با حضور: علیرضا مکاریان‌پور و احمدرضا رضایی 📌 تماشای قسمت دهم @rokhdadtv
اندیش‌کده حدید
«ایستادن در آستانه» 🔸 ایرانِ امروز؛ اقتصاد جنگ، تاب‌آوری اجتماعی 🎙 با حضور دکتر سعید لیلاز، استاد
🔔 | به آگاهی علاقه‌مندان، ثبت‌نام‌کنندگان و همراهان گرامی می‌رساند؛ نشست «ایستادن در آستانه» با حضور استاد ارجمند جناب آقای دکتر ، که مقرر بود در تاریخ اعلام‌شده برگزار شود، به دلیل شرایط خاص حاکم بر کشور و بروز برخی مشغله‌های پیش‌بینی‌نشده برای میهمان برنامه، با صلاحدید طرفین به زمان دیگری موکول شده است. @Hesfir
✔️ ایران: آخرین سنگر در برابر بعل 🖋 الکساندر دوگین – ۲۰ مه ۲۰۲۶ 📎 بخش اول ➖ در لحظات بحرانی همچون آنچه اکنون در آن به سر می‌بریم، بسیار وسوسه‌انگیز است که در فاصله‌ای امن از چشم طوفان پناه بگیریم و بگوییم: “این به من مربوط نیست، نیازی نیست نگران باشم.” اما اگر تاریخ و خرد سیاسی در این نقاط عطف درسی به ما داده باشند، آن است که تصمیمی که گمان می‌کنیم به ما مربوط نیست، گاه بیش از آنچه می‌پنداریم به ما مربوط است. ➖ حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران نشانه فروپاشی حقوق بین‌الملل و آغاز عصری تازه است؛ عصری که در آن سیاست جهانی دیگر نه بر قواعد، بلکه بر قدرت عریان استوار است. اگر ایران سقوط کند، این امر می‌تواند اقداماتی مشابه را علیه دیگر دولت‌ها—به‌ویژه روسیه—تشویق کند. ➖ آنچه در نخستین روز جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران رخ داد، به‌طور بنیادین توازن قوا در جهان و قواعد سیاست بین‌الملل را دگرگون می‌کند. ترامپ پیش‌تر آشکارا گفته بود که حقوق بین‌الملل وجود ندارد: «آنچه اخلاقی است، همان چیزی است که من آن را اخلاقی بدانم.» در عمل نیز، با توجه به ربایش اخیر مادورو و برقراری نوعی قیمومت بیرونی مستقیم بر ونزوئلا، و اکنون پس از حملات به ایران و نابودی هدفمند رهبری سیاسی–نظامی و دینی کشوری که حتی داوطلبانه در حال مذاکره با ایالات متحده بود، دیگر سخن گفتن از قواعد، قوانین یا هرگونه هنجار در روابط بین‌الملل بی‌معنا شده است. ➖ اکنون تنها یک قانون باقی مانده است: قانون قوی‌تر، قانون سریع‌تر. هر کس سریع‌تر ضربه بزند یا زودتر اقدام کند، «حق» با اوست. هر چیز دیگری صرفاً توجیهاتی پسینی خواهد بود. به بیان دیگر، مهم آن است که ضربه‌ای قاطع بر دشمن وارد شود، مقاومت او درهم شکسته شود، رهبری‌اش نابود گردد و زیرساخت‌های اصلی نظامی و انرژی‌اش هدف قرار گیرد. پس از آن، می‌توان هر روایتی ساخت، هرگونه توجیهی ارائه داد و هر قدر زمان لازم بود صرف سامان دادن به جزئیات کرد. به گمان من، اکنون تقریباً همه چیز به این بستگی دارد که ایران تا چه اندازه و تا چه مدت بتواند با قاطعیت مقاومت کند. اگر حتی پس از نابودی رهبری سیاسی خود نیز به جنگ ادامه دهد، اگر تسلیم نشود، پرچم سفید بالا نبرد و تسلیم نشود، آن‌گاه این امر می‌تواند برای خودِ غرب به‌شدت پیامدهای منفی داشته باشد. زیرا در آن صورت دیگران نیز دقیقاً همین شیوه را در پیش خواهند گرفت: بی‌اعتنا به هر قاعده‌ای و با بزرگ‌نمایی توان خود، فارغ از هرگونه وضعیت حقوقی. چنین وضعی به بسیاری از قدرت‌های منطقه‌ای مجال خواهد داد که هر آنچه می‌خواهند انجام دهند. این روند حتی می‌تواند به‌سرعت به استفاده از سلاح‌های هسته‌ای بینجامد—شاید در مناقشه پاکستان و افغانستان، شاید در جای دیگر. دیگر هیچ قاعده‌ای وجود نخواهد داشت. ➖ اگر ایران تحت رهبری جدید به مقاومت ادامه دهد، این امر می‌تواند پیامدهای بسیار سنگینی برای خود غرب—برای ترامپ، ایالات متحده و کشورهای ناتو—به همراه داشته باشد. اما اگر سناریوی ونزوئلا تکرار شود—یعنی رهبری جدید تسلیم را اعلام کند یا ارتش عملاً دیگر قادر به ادامه نبرد نباشد—آن‌گاه جنگ کوتاه خواهد بود. در چنین حالتی باید انتظار سناریویی مشابه را داشت. تردیدی نیست که ترامپ و غرب، اگر ببینند این الگو کارآمد است، در گام بعدی به حذف رهبری سیاسی و سیاسی–نظامی روسیه خواهند پرداخت. اکنون روشن است که روسیه همچنان با تردید عمل می‌کند. با همان الگویی که پیش‌تر دیده‌ایم، ممکن است درست در میانه مذاکرات بعدی با کوشنر و ویتکاف مورد حمله قرار بگیریم—شاید حتی با سلاح هسته‌ای. بنابراین معتقدم وضعیت برای ما بحرانی است. ما نه از ونزوئلا دفاع کردیم و نه از ایران، و چین نیز بی‌طرف باقی مانده است. اما در این صورت، چین پس از ما هدف بعدی خواهد بود. و آنگاه «پادشاهی اپستین» بر سراسر فضای بشریت حکم خواهد راند. ➖ باید تأکید کنم که امروز دیگر صرفاً با «غرب لیبرال» روبه‌رو نیستیم. لیبرالیسم با شتاب از صحنه خارج شده و از دستور کار کنار رفته است. دیگر کسی از ارزش‌های لیبرال یا دموکراسی سخن نمی‌گوید—همه اینها به گذشته تعلق دارند. آنچه اکنون حاکم است، آیین بعل است: پرستش گوساله زرین، پرستش قدرت جهانی، پرستش ایالات متحده و اسرائیل. این تمدنی است بر بنیاد خشونت، شیطان‌گرایی، آدم‌خواری، انحراف و پدوفیلی. این «تمدن پدوفیلِ بعل» اکنون نقاب‌های خود را در برابر چشمان ما فرو می‌اندازد و به سوی قمار نهایی پیش می‌رود. 📎 پایان بخش اول ادامه دارد @Hesfir
✔️ ایران: آخرین سنگر در برابر بعل 🖋 الکساندر دوگین – ۲۰ مه ۲۰۲۶ 📎 بخش دوم و پایانی ➖ از هر زاویه‌ای که بنگریم، آنچه اکنون رخ می‌دهد بسیار به «آخرالزمان» شباهت دارد. اگر در درون خود نیروی لازم برای درک وضعیت را نیابیم، در موقعیتی فاجعه‌بار قرار خواهیم گرفت. بسیاری اصرار دارند که «اکنون زمان وحشت نیست»، اما گاهی بهتر است واقعیت را جدی بگیریم تا اینکه تصور کنیم بی‌گزند از این وضعیت بیرون خواهیم آمد. اکنون روشن است که بی‌گزند بیرون نخواهیم آمد: ایران آخرین مانع در مسیر جنگی مستقیم میان تمدن بعل و روسیه است. ➖ اگر اراده و عزم کافی داشتیم—هرچند در این باره تردیدهای جدی دارم—می‌بایست مطابق همان قواعدی عمل کنیم که اکنون همه، جز ما، بر اساس آن عمل می‌کنند. یعنی می‌توانستیم رهبری نظامی و سیاسی اوکراین را حذف کنیم و بدون توجه به هزینه‌ها، اهداف «عملیات نظامی ویژه» را به سرانجام برسانیم. ➖ اتفاقاً با توجه به نام‌هایی که قدرت‌های جهانی برای عملیات‌های نظامی خود انتخاب می‌کنند—مانند «سپر یهودا»، «عملیات خشم حماسی» یا «مهر طوفان»—من نام «عملیات نظامی ویژه» نسبتاً متواضعانه خودمان را به «شمشیر کاتخون» تغییر می‌دادم. همین تغییر نام می‌توانست بسیاری چیزها را فوراً دگرگون کند. ➖ اما بیم آن دارم که چنین جسارتی به خرج ندهیم و همچنان همان نغمه قدیمی را تکرار کنیم. و آنگاه—باز هم تکرار می‌کنم—موشک‌ها درست در میانه مذاکرات با کوشنر و ویتکاف به سوی مسکو پرواز خواهند کرد، دقیقاً مطابق سناریوی ایرانی. تمدن بعل ساده عمل می‌کند: همان سناریوها را بارها تکرار می‌کند، و هر بار هم کار می‌کند، زیرا همه گمان می‌کنند این سرنوشت فقط شامل نصرالله، اسد یا خامنه‌ای می‌شود—نه خودِ آنها. و بدین‌گونه، گام‌به‌گام، تمدن بعل به اهدافش می‌رسد. ➖ بنابراین یا باید فوراً بسیج شویم، یا وضعیت برای ما به‌غایت دشوار خواهد شد. و اگر هنوز هم در دل خود توهمی نگه داشته‌ایم، پس در درون جبهه خودمان نوعی دروغ عمیق در جریان است. این امر به‌ویژه در پرتو آنچه در ایران رخ داد آشکار است—فاجعه‌ای در مقیاس جهانی. انسان‌های شگفت‌انگیز، رهبران برجسته معنوی، کشته شدند. برای مقایسه، گویی در روسیه به‌طور هم‌زمان رئیس‌جمهور، رئیس ستاد کل و همه وزیران کلیدی کشته شوند—و همراه با آنان بیش از صد دختر دانش‌آموز، جان‌های بی‌گناه، با موشک‌ها جان ببازند. پس از چنین رویدادی، آیا می‌توان بی‌تفاوت ماند و وانمود کرد که این چندان به ما مربوط نیست؟ ➖ بنابراین اگر همه اینها را تحمل کنیم و در سکوت بمانیم، بار بعد همین کار را با ما خواهند کرد. به همین دلیل با اطمینان کامل می‌گویم که در وضعیت کنونی باید فوراً—دست‌کم در بالاترین سطح حکومت—وضعیت فوق‌العاده اعلام شود. زیرا وضعیت برای ما به‌راستی به مرحله‌ای کاملاً بحرانی رسیده است. @Hesfir
✔️ در فضیلت «موازنه‌ی وحشت» 🖋 دکتر امیرحسین پرورش ➖ ادامه‌ی جنگ یا توافق؛ هر اتفاقی رخ دهد، پس از آن ایران تنها یک شانس دیگر برای بقا خواهد داشت. ➖ تنشی که میان ایران و آمریکا در ساحت هستی‌شناسانه برقرار است، نه به پایان می‌رسد و نه زدوده می‌شود. اما پایان یافتن تهدید و اضطراب وجودی یک ملت از مسیر ایجاد «موازنه‌ی وحشت» ممکن خواهد بود. ➖ اگر آمریکا به دنبال «صلح از مسیر قدرت» است؛ واکنش ایران باید «صلح از مسیر وحشت» باشد‌. ➖ ایجاد «موازنه‌ی وحشت» روی دیگر سکه‌ی فضیلت انقلابی است. اگر می‌خواهیم در برابر رذائل و خشونت جهان اپستینی بایستیم باید فضیلت و وحشت را با هم فرابخوانیم. چنان‌که روبسپیر می‌گفت: «وحشت، چیزی جز عدالتِ بی‌درنگ، قاطع و انعطاف‌ناپذیر نیست؛ بنابراین، برآمده از فضیلت است.» @Hesfir
🖋 دنیل شاپیرو، سفیر سابق آمریکا در اراضی اشغالی: ➖با در نظر گرفتن تمامی ملاحظات پیرامون توافقی که هنوز به‌طور رسمی اعلام نشده، چند نکته قابل تأمل است: ➖ توافق میان ایالات متحده و ایران که در اخبار بازتاب یافته، توافقی ضعیف محسوب می‌شود و نتیجه نهایی این جنگ، آسیب‌های جدی به منافع استراتژیک آمریکا بوده است. با این حال، از آنجا که این جنگ از همان ابتدا اشتباه بود، حداقل می‌توان امیدوار بود که پرزیدنت ترامپ، هرچند با تأخیر، در حال حرکت به سمت پایان دادن به آن است. ➖ این جنگ از هر جهت، فاقد دوراندیشی بود؛ نه اهداف استراتژیک مشخصی داشت و نه راهی برای دستیابی به اهدافِ مطرح‌شده با هزینه‌ای قابل‌قبول. ➖ پس از بسته شدن تنگه هرمز و گسترش بحران اقتصادی جهانی، بازگشایی آن به مهم‌ترین هدف تبدیل شد. این وضعیت بدان معنا بود که ایران نسبت به ما از اهرم فشار بسیار قدرتمندتری برخوردار بود. ➖ بنابراین، پرزیدنت ترامپ تنها با گزینه‌هایی ناگوار روبه‌رو بود که خود مسبب آن بوده است. توافق گزارش‌شده، در زمره کم‌هزینه‌ترین گزینه‌هایی است که او می‌توانست انتخاب کند. دست‌کم او مسیر تشدید جنگ را در پیش نگرفته است؛ چرا که آن گزینه می‌توانست منجر به بحرانی اقتصادی حتی عمیق‌تر در سطح جهان شود. ➖ بهترینِ گزینه‌های ناگوار، «بازگشاییِ راستی‌آزمایی‌شده تنگه» و نه چیزی بیش از آن بود. در آن صورت، می‌بایست تحریم‌های کامل بر سر برنامه هسته‌ای ایران حفظ می‌شد، نظارت و بازدارندگی ایجادشده در «جنگ ۱۲ روزه» ژوئن گذشته تداوم می‌یافت و برای عقب‌نشینیِ قابل‌توجه ایران از برنامه هسته‌ای و پذیرش بازرسی‌های سرزده تلاش می‌شد. ➖ اما این توافق از آن هم ضعیف‌تر است. طبق گزارش‌ها، این توافق ۲۵ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران را آزاد می‌کند، بدون آنکه امتیازی در برنامه هسته‌ای دریافت شود. این پول، طناب نجاتی برای رژیم خواهد بود و به آن کمک می‌کند تا بودجه گروه‌های نیابتی خود را بازیابی کند. هم‌چنین هیچ تضمینی وجود ندارد که ایران پس از آغاز مذاکرات، امتیازات معناداری در زمینه غنی‌سازی یا اورانیوم با غنای بالا (HEU) بدهد. ➖ این مذاکرات که احتمالاً به درازا خواهد کشید، ممکن است بدون پشتوانه یک تهدید نظامی معتبر از سوی آمریکا انجام شود؛ چرا که ایالات متحده در تلاش است تا از خسارات این کارزار ترمیم شود، اولویت‌های استراتژیک دیگر خود (نظیر ایندو-پاسیفیک) را که دچار وقفه شده‌اند تقویت کند و در عین حال، به انتخابات میان‌دوره‌ای خود نزدیک می‌شود. ➖ در همین حال، این توافق هیچ حرفی از برنامه موشکی بالستیک ایران یا حمایت از گروه‌های نیابتی نمی‌زند. درست است که حملات آمریکا و اسرائیل، بسیاری از توانمندی‌های تهاجمی ایران را تضعیف کرد، اما آن را از بین نبرد. ➖ در مجموع، ایران با اثبات توانایی خود در کنترل تنگه، حمله به همسایگان و پایگاه‌های آمریکا در منطقه، وارد کردن خسارات سنگین، و تاب‌آوری در برابر سخت‌ترین ضربات آمریکا و اسرائیل و حفظ توانمندی برای تداوم تهاجم، اهرم فشار قابل‌توجهی برای آینده به دست آورده است. ➖ روز غم‌انگیزی برای منافع استراتژیک آمریکاست، اما همچنان بهتر از ادامه جنگ و وخیم‌تر شدن شرایط است. @Hesfir
🖋 ندیم کوتیش،‌ سردبیر‌ سابق اسکای‌نیوز عربی ➖ بیایید کلاً از واژه «توافق» استفاده نکنیم. این چیزی که به آن می‌گویند «تفاهم‌نامه»، در بهترین حالت فقط یک آتش‌بس ۶۰ روزه است: ایران در ازای باز کردن تنگه هرمز (آزاد کردن گروگان‌ها) کمی تخفیف و تسهیل اقتصادی (در حد باج) می‌گیرد؛ آن هم درباره مشکلی که خودِ جنگ به وجود آورده. در عین حال، همه مسائل اصلی مثل پرونده هسته‌ای، موشک‌ها، نیروهای نیابتی و تحریم‌ها کاملاً روی زمین می‌مانند و حل نمی‌شوند. ➖ همه این‌ها هم زیر لوای یک تفاهم‌نامه (MOU) پنهان شده که قرار است در ۶۰ روز آینده درباره مسائل سخت «مذاکره» شود؛ انگار ۴۷ سال رویارویی با ایران و دو جنگ، تلاش کافی نبوده است! دقیقاً همین. ➖ با این‌حال، این وقفه ممکن است کمی به بازار نفت و مهار تورم کمک کند؛ البته اگر مراحل تدریجی کاهش تنش، هم واقعاً موفق باشند و هم دوام بیاورند. یک جور «فرصتِ آخر» ناامیدانه. ➖ تشویق رهبران خاورمیانه به ترامپ، در تماس گروهی دیشب، برای پذیرفتن این توافق با ایران، بیشتر از آن‌که نشانه اعتماد به تصمیم‌گیری او باشد، نوعی بیمه در برابر «توان و استقامت راهبردیِ» کاهش‌یافته اوست. آن‌ها حالا خوب فهمیده‌اند که او تا آخرِ راه نمی‌ماند و پای هزینه‌های لازم برای «تمام کردن کار» نمی‌ایستد؛ چه برسد به این‌که اصلاً تعریف روشن و دقیقی از «تمام کردن کار» ارائه کند. بعضی‌ها هم در خفا بدشان نمی‌آید که این نتیجه، جلوی نتانیاهو و برتری راهبردی اسرائیل را بگیرد؛ حتی اگر بهایش این باشد که ایران نوعی پیروزی مبهم و محل اختلاف به دست بیاورد. ➖ این وضعیت شبیه ژاپن و آلمانِ ۱۹۴۵ نیست؛ بیشتر شبیه سال ۱۹۵۳ بین کره شمالی و جنوبی است. نه تحول عمیق و ساختاری‌ای رخ می‌دهد، نه مسئله‌ای ریشه‌ای حل می‌شود؛ فقط یک مکث است که شاید ایران بهتر از رقبایش از آن استفاده کند. ➖ تجربه تاریخ روشن است: صلح پایدار معمولاً بعد از پیروزی قاطع به دست می‌آید، نه بعد از یک بن‌بستِ کنترل‌شده. پیروزی کامل بعد از جنگ جهانی دوم، حدود ۸۰ سال صلح میان قدرت‌های بزرگ سابق را به دنبال داشت؛ بدون جنگ دنباله‌دار. جنگ جهانی اول با یک آتش‌بس تمام شد، نه با اشغال و تسلیم کامل. قرارداد ورسای بیشتر تحقیر کرد تا آن‌که واقعاً به شکستِ کامل منجر شود؛ نتیجه‌اش هم این شد که کمتر از ۲۰ سال بعد جنگ بعدی شروع شد. ➖ این الگو در جاهای دیگر هم دیده می‌شود: شکست روشن ناپلئون چند دهه نظم برای اروپا به همراه آورد. آتش‌بس کره، یک مناقشه منجمد برجا گذاشت که از نظر حقوقی هنوز هم تمام نشده است. خروجِ مذاکره‌شده از ویتنام هم منطقه را وارد دوره‌ای از آشوب کرد. ➖ مناقشه‌های منجمد، حتی اگر کوتاه‌مدت باشند، فقط زمان را دوباره تنظیم می‌کنند و به آن طرفی پاداش می‌دهند که بهتر خودش را برای دور بعد آماده کرده باشد. مدیریت و کنترلِ بن‌بست، ظاهرِ مسئولانه دارد، اما در عمل اغلب فقط صورت‌حساب را عقب می‌اندازد؛ آن هم با بهره‌ای که دائماً روی هم جمع می‌شود. @Hesfir