هدایت شده از برنامه اینترنتی رُخداد
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ قسمت دهم: در کوبا چه میگذرد؟
هفتاد سال مقاومت در ۴۰۰ کیلومتری آمریکا
🎥 شنبه ٢٦ اردیبهشت، پخش از کانال آپارات
🔹هشت دهه پس از پیروزی انقلاب کوبا به رهبری کاسترو و چگوارا، سؤال بزرگ این نیست که کوبا کی تسلیم خواهد شد یا ترامپ چه زمانی یک عملیات هالیوودی برای به زانو درآوردن آن اجرا خواهد کرد بلکه سؤال اینجاست که چطور کوبا برای این همه مدت دوام آورد؟
🔹سوسیالیسم کوبایی چگونه حتی چهار دهه پس از فروپاشی برادر بزرگتر، اتحاد جماهیر شوروی، توانست روی پاهای خود ایستاده بماند؟ سؤال مهم این است که وقتی از کوبا حرف میزنیم دقیقاً از چه چیزی صحبت میکنیم؟
🔹یک ویرانه سوسیالیستی؟ دیستوپیایی شبیه به ۱۹۸۴؟ یا تجربه بشری ایستادن مقابل سرمایهداری که ترکیبی از تجربیات شکست و پیروزی است؟ به نحوه که باید از نو پرسید؛ به راستی در کوبا چه میگذرد؟!
🖋 سردبیر
امیرحسین پرورش
🎙با حضور:
علیرضا مکاریانپور
و احمدرضا رضایی
📌 تماشای قسمت دهم
@rokhdadtv
اندیشکده حدید
«ایستادن در آستانه» 🔸 ایرانِ امروز؛ اقتصاد جنگ، تابآوری اجتماعی 🎙 با حضور دکتر سعید لیلاز، استاد
🔔 #اطلاعیهمهم | #تعویق_نشست
به آگاهی علاقهمندان، ثبتنامکنندگان و همراهان گرامی میرساند؛
نشست «ایستادن در آستانه» با حضور استاد ارجمند جناب آقای دکتر #سعید_لیلاز، که مقرر بود در تاریخ اعلامشده برگزار شود، به دلیل شرایط خاص حاکم بر کشور و بروز برخی مشغلههای پیشبینینشده برای میهمان برنامه، با صلاحدید طرفین به زمان دیگری موکول شده است.
@Hesfir
✔️ ایران: آخرین سنگر در برابر بعل
🖋 الکساندر دوگین – ۲۰ مه ۲۰۲۶
📎 بخش اول
➖ در لحظات بحرانی همچون آنچه اکنون در آن به سر میبریم، بسیار وسوسهانگیز است که در فاصلهای امن از چشم طوفان پناه بگیریم و بگوییم: “این به من مربوط نیست، نیازی نیست نگران باشم.” اما اگر تاریخ و خرد سیاسی در این نقاط عطف درسی به ما داده باشند، آن است که تصمیمی که گمان میکنیم به ما مربوط نیست، گاه بیش از آنچه میپنداریم به ما مربوط است.
➖ حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران نشانه فروپاشی حقوق بینالملل و آغاز عصری تازه است؛ عصری که در آن سیاست جهانی دیگر نه بر قواعد، بلکه بر قدرت عریان استوار است. اگر ایران سقوط کند، این امر میتواند اقداماتی مشابه را علیه دیگر دولتها—بهویژه روسیه—تشویق کند.
➖ آنچه در نخستین روز جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران رخ داد، بهطور بنیادین توازن قوا در جهان و قواعد سیاست بینالملل را دگرگون میکند. ترامپ پیشتر آشکارا گفته بود که حقوق بینالملل وجود ندارد: «آنچه اخلاقی است، همان چیزی است که من آن را اخلاقی بدانم.» در عمل نیز، با توجه به ربایش اخیر مادورو و برقراری نوعی قیمومت بیرونی مستقیم بر ونزوئلا، و اکنون پس از حملات به ایران و نابودی هدفمند رهبری سیاسی–نظامی و دینی کشوری که حتی داوطلبانه در حال مذاکره با ایالات متحده بود، دیگر سخن گفتن از قواعد، قوانین یا هرگونه هنجار در روابط بینالملل بیمعنا شده است.
➖ اکنون تنها یک قانون باقی مانده است: قانون قویتر، قانون سریعتر. هر کس سریعتر ضربه بزند یا زودتر اقدام کند، «حق» با اوست. هر چیز دیگری صرفاً توجیهاتی پسینی خواهد بود. به بیان دیگر، مهم آن است که ضربهای قاطع بر دشمن وارد شود، مقاومت او درهم شکسته شود، رهبریاش نابود گردد و زیرساختهای اصلی نظامی و انرژیاش هدف قرار گیرد. پس از آن، میتوان هر روایتی ساخت، هرگونه توجیهی ارائه داد و هر قدر زمان لازم بود صرف سامان دادن به جزئیات کرد.
به گمان من، اکنون تقریباً همه چیز به این بستگی دارد که ایران تا چه اندازه و تا چه مدت بتواند با قاطعیت مقاومت کند. اگر حتی پس از نابودی رهبری سیاسی خود نیز به جنگ ادامه دهد، اگر تسلیم نشود، پرچم سفید بالا نبرد و تسلیم نشود، آنگاه این امر میتواند برای خودِ غرب بهشدت پیامدهای منفی داشته باشد. زیرا در آن صورت دیگران نیز دقیقاً همین شیوه را در پیش خواهند گرفت: بیاعتنا به هر قاعدهای و با بزرگنمایی توان خود، فارغ از هرگونه وضعیت حقوقی. چنین وضعی به بسیاری از قدرتهای منطقهای مجال خواهد داد که هر آنچه میخواهند انجام دهند. این روند حتی میتواند بهسرعت به استفاده از سلاحهای هستهای بینجامد—شاید در مناقشه پاکستان و افغانستان، شاید در جای دیگر. دیگر هیچ قاعدهای وجود نخواهد داشت.
➖ اگر ایران تحت رهبری جدید به مقاومت ادامه دهد، این امر میتواند پیامدهای بسیار سنگینی برای خود غرب—برای ترامپ، ایالات متحده و کشورهای ناتو—به همراه داشته باشد. اما اگر سناریوی ونزوئلا تکرار شود—یعنی رهبری جدید تسلیم را اعلام کند یا ارتش عملاً دیگر قادر به ادامه نبرد نباشد—آنگاه جنگ کوتاه خواهد بود. در چنین حالتی باید انتظار سناریویی مشابه را داشت. تردیدی نیست که ترامپ و غرب، اگر ببینند این الگو کارآمد است، در گام بعدی به حذف رهبری سیاسی و سیاسی–نظامی روسیه خواهند پرداخت.
اکنون روشن است که روسیه همچنان با تردید عمل میکند. با همان الگویی که پیشتر دیدهایم، ممکن است درست در میانه مذاکرات بعدی با کوشنر و ویتکاف مورد حمله قرار بگیریم—شاید حتی با سلاح هستهای. بنابراین معتقدم وضعیت برای ما بحرانی است. ما نه از ونزوئلا دفاع کردیم و نه از ایران، و چین نیز بیطرف باقی مانده است. اما در این صورت، چین پس از ما هدف بعدی خواهد بود. و آنگاه «پادشاهی اپستین» بر سراسر فضای بشریت حکم خواهد راند.
➖ باید تأکید کنم که امروز دیگر صرفاً با «غرب لیبرال» روبهرو نیستیم. لیبرالیسم با شتاب از صحنه خارج شده و از دستور کار کنار رفته است. دیگر کسی از ارزشهای لیبرال یا دموکراسی سخن نمیگوید—همه اینها به گذشته تعلق دارند. آنچه اکنون حاکم است، آیین بعل است: پرستش گوساله زرین، پرستش قدرت جهانی، پرستش ایالات متحده و اسرائیل. این تمدنی است بر بنیاد خشونت، شیطانگرایی، آدمخواری، انحراف و پدوفیلی. این «تمدن پدوفیلِ بعل» اکنون نقابهای خود را در برابر چشمان ما فرو میاندازد و به سوی قمار نهایی پیش میرود.
📎 پایان بخش اول
ادامه دارد
@Hesfir
✔️ ایران: آخرین سنگر در برابر بعل
🖋 الکساندر دوگین – ۲۰ مه ۲۰۲۶
📎 بخش دوم و پایانی
➖ از هر زاویهای که بنگریم، آنچه اکنون رخ میدهد بسیار به «آخرالزمان» شباهت دارد. اگر در درون خود نیروی لازم برای درک وضعیت را نیابیم، در موقعیتی فاجعهبار قرار خواهیم گرفت. بسیاری اصرار دارند که «اکنون زمان وحشت نیست»، اما گاهی بهتر است واقعیت را جدی بگیریم تا اینکه تصور کنیم بیگزند از این وضعیت بیرون خواهیم آمد.
اکنون روشن است که بیگزند بیرون نخواهیم آمد: ایران آخرین مانع در مسیر جنگی مستقیم میان تمدن بعل و روسیه است.
➖ اگر اراده و عزم کافی داشتیم—هرچند در این باره تردیدهای جدی دارم—میبایست مطابق همان قواعدی عمل کنیم که اکنون همه، جز ما، بر اساس آن عمل میکنند. یعنی میتوانستیم رهبری نظامی و سیاسی اوکراین را حذف کنیم و بدون توجه به هزینهها، اهداف «عملیات نظامی ویژه» را به سرانجام برسانیم.
➖ اتفاقاً با توجه به نامهایی که قدرتهای جهانی برای عملیاتهای نظامی خود انتخاب میکنند—مانند «سپر یهودا»، «عملیات خشم حماسی» یا «مهر طوفان»—من نام «عملیات نظامی ویژه» نسبتاً متواضعانه خودمان را به «شمشیر کاتخون» تغییر میدادم. همین تغییر نام میتوانست بسیاری چیزها را فوراً دگرگون کند.
➖ اما بیم آن دارم که چنین جسارتی به خرج ندهیم و همچنان همان نغمه قدیمی را تکرار کنیم. و آنگاه—باز هم تکرار میکنم—موشکها درست در میانه مذاکرات با کوشنر و ویتکاف به سوی مسکو پرواز خواهند کرد، دقیقاً مطابق سناریوی ایرانی. تمدن بعل ساده عمل میکند: همان سناریوها را بارها تکرار میکند، و هر بار هم کار میکند، زیرا همه گمان میکنند این سرنوشت فقط شامل نصرالله، اسد یا خامنهای میشود—نه خودِ آنها. و بدینگونه، گامبهگام، تمدن بعل به اهدافش میرسد.
➖ بنابراین یا باید فوراً بسیج شویم، یا وضعیت برای ما بهغایت دشوار خواهد شد. و اگر هنوز هم در دل خود توهمی نگه داشتهایم، پس در درون جبهه خودمان نوعی دروغ عمیق در جریان است. این امر بهویژه در پرتو آنچه در ایران رخ داد آشکار است—فاجعهای در مقیاس جهانی. انسانهای شگفتانگیز، رهبران برجسته معنوی، کشته شدند. برای مقایسه، گویی در روسیه بهطور همزمان رئیسجمهور، رئیس ستاد کل و همه وزیران کلیدی کشته شوند—و همراه با آنان بیش از صد دختر دانشآموز، جانهای بیگناه، با موشکها جان ببازند. پس از چنین رویدادی، آیا میتوان بیتفاوت ماند و وانمود کرد که این چندان به ما مربوط نیست؟
➖ بنابراین اگر همه اینها را تحمل کنیم و در سکوت بمانیم، بار بعد همین کار را با ما خواهند کرد. به همین دلیل با اطمینان کامل میگویم که در وضعیت کنونی باید فوراً—دستکم در بالاترین سطح حکومت—وضعیت فوقالعاده اعلام شود. زیرا وضعیت برای ما بهراستی به مرحلهای کاملاً بحرانی رسیده است.
@Hesfir
✔️ در فضیلت «موازنهی وحشت»
🖋 دکتر امیرحسین پرورش
➖ ادامهی جنگ یا توافق؛ هر اتفاقی رخ دهد، پس از آن ایران تنها یک شانس دیگر برای بقا خواهد داشت.
➖ تنشی که میان ایران و آمریکا در ساحت هستیشناسانه برقرار است، نه به پایان میرسد و نه زدوده میشود. اما پایان یافتن تهدید و اضطراب وجودی یک ملت از مسیر ایجاد «موازنهی وحشت» ممکن خواهد بود.
➖ اگر آمریکا به دنبال «صلح از مسیر قدرت» است؛ واکنش ایران باید «صلح از مسیر وحشت» باشد.
➖ ایجاد «موازنهی وحشت» روی دیگر سکهی فضیلت انقلابی است. اگر میخواهیم در برابر رذائل و خشونت جهان اپستینی بایستیم باید فضیلت و وحشت را با هم فرابخوانیم. چنانکه روبسپیر میگفت:
«وحشت، چیزی جز عدالتِ بیدرنگ، قاطع و انعطافناپذیر نیست؛ بنابراین، برآمده از فضیلت است.»
@Hesfir
🖋 دنیل شاپیرو، سفیر سابق آمریکا در اراضی اشغالی:
➖با در نظر گرفتن تمامی ملاحظات پیرامون توافقی که هنوز بهطور رسمی اعلام نشده، چند نکته قابل تأمل است:
➖ توافق میان ایالات متحده و ایران که در اخبار بازتاب یافته، توافقی ضعیف محسوب میشود و نتیجه نهایی این جنگ، آسیبهای جدی به منافع استراتژیک آمریکا بوده است. با این حال، از آنجا که این جنگ از همان ابتدا اشتباه بود، حداقل میتوان امیدوار بود که پرزیدنت ترامپ، هرچند با تأخیر، در حال حرکت به سمت پایان دادن به آن است.
➖ این جنگ از هر جهت، فاقد دوراندیشی بود؛ نه اهداف استراتژیک مشخصی داشت و نه راهی برای دستیابی به اهدافِ مطرحشده با هزینهای قابلقبول.
➖ پس از بسته شدن تنگه هرمز و گسترش بحران اقتصادی جهانی، بازگشایی آن به مهمترین هدف تبدیل شد. این وضعیت بدان معنا بود که ایران نسبت به ما از اهرم فشار بسیار قدرتمندتری برخوردار بود.
➖ بنابراین، پرزیدنت ترامپ تنها با گزینههایی ناگوار روبهرو بود که خود مسبب آن بوده است. توافق گزارششده، در زمره کمهزینهترین گزینههایی است که او میتوانست انتخاب کند. دستکم او مسیر تشدید جنگ را در پیش نگرفته است؛ چرا که آن گزینه میتوانست منجر به بحرانی اقتصادی حتی عمیقتر در سطح جهان شود.
➖ بهترینِ گزینههای ناگوار، «بازگشاییِ راستیآزماییشده تنگه» و نه چیزی بیش از آن بود. در آن صورت، میبایست تحریمهای کامل بر سر برنامه هستهای ایران حفظ میشد، نظارت و بازدارندگی ایجادشده در «جنگ ۱۲ روزه» ژوئن گذشته تداوم مییافت و برای عقبنشینیِ قابلتوجه ایران از برنامه هستهای و پذیرش بازرسیهای سرزده تلاش میشد.
➖ اما این توافق از آن هم ضعیفتر است. طبق گزارشها، این توافق ۲۵ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران را آزاد میکند، بدون آنکه امتیازی در برنامه هستهای دریافت شود. این پول، طناب نجاتی برای رژیم خواهد بود و به آن کمک میکند تا بودجه گروههای نیابتی خود را بازیابی کند. همچنین هیچ تضمینی وجود ندارد که ایران پس از آغاز مذاکرات، امتیازات معناداری در زمینه غنیسازی یا اورانیوم با غنای بالا (HEU) بدهد.
➖ این مذاکرات که احتمالاً به درازا خواهد کشید، ممکن است بدون پشتوانه یک تهدید نظامی معتبر از سوی آمریکا انجام شود؛ چرا که ایالات متحده در تلاش است تا از خسارات این کارزار ترمیم شود، اولویتهای استراتژیک دیگر خود (نظیر ایندو-پاسیفیک) را که دچار وقفه شدهاند تقویت کند و در عین حال، به انتخابات میاندورهای خود نزدیک میشود.
➖ در همین حال، این توافق هیچ حرفی از برنامه موشکی بالستیک ایران یا حمایت از گروههای نیابتی نمیزند. درست است که حملات آمریکا و اسرائیل، بسیاری از توانمندیهای تهاجمی ایران را تضعیف کرد، اما آن را از بین نبرد.
➖ در مجموع، ایران با اثبات توانایی خود در کنترل تنگه، حمله به همسایگان و پایگاههای آمریکا در منطقه، وارد کردن خسارات سنگین، و تابآوری در برابر سختترین ضربات آمریکا و اسرائیل و حفظ توانمندی برای تداوم تهاجم، اهرم فشار قابلتوجهی برای آینده به دست آورده است.
➖ روز غمانگیزی برای منافع استراتژیک آمریکاست، اما همچنان بهتر از ادامه جنگ و وخیمتر شدن شرایط است.
@Hesfir
🖋 ندیم کوتیش، سردبیر سابق اسکاینیوز عربی
➖ بیایید کلاً از واژه «توافق» استفاده نکنیم. این چیزی که به آن میگویند «تفاهمنامه»، در بهترین حالت فقط یک آتشبس ۶۰ روزه است: ایران در ازای باز کردن تنگه هرمز (آزاد کردن گروگانها) کمی تخفیف و تسهیل اقتصادی (در حد باج) میگیرد؛ آن هم درباره مشکلی که خودِ جنگ به وجود آورده. در عین حال، همه مسائل اصلی مثل پرونده هستهای، موشکها، نیروهای نیابتی و تحریمها کاملاً روی زمین میمانند و حل نمیشوند.
➖ همه اینها هم زیر لوای یک تفاهمنامه (MOU) پنهان شده که قرار است در ۶۰ روز آینده درباره مسائل سخت «مذاکره» شود؛ انگار ۴۷ سال رویارویی با ایران و دو جنگ، تلاش کافی نبوده است! دقیقاً همین.
➖ با اینحال، این وقفه ممکن است کمی به بازار نفت و مهار تورم کمک کند؛ البته اگر مراحل تدریجی کاهش تنش، هم واقعاً موفق باشند و هم دوام بیاورند. یک جور «فرصتِ آخر» ناامیدانه.
➖ تشویق رهبران خاورمیانه به ترامپ، در تماس گروهی دیشب، برای پذیرفتن این توافق با ایران، بیشتر از آنکه نشانه اعتماد به تصمیمگیری او باشد، نوعی بیمه در برابر «توان و استقامت راهبردیِ» کاهشیافته اوست. آنها حالا خوب فهمیدهاند که او تا آخرِ راه نمیماند و پای هزینههای لازم برای «تمام کردن کار» نمیایستد؛ چه برسد به اینکه اصلاً تعریف روشن و دقیقی از «تمام کردن کار» ارائه کند. بعضیها هم در خفا بدشان نمیآید که این نتیجه، جلوی نتانیاهو و برتری راهبردی اسرائیل را بگیرد؛ حتی اگر بهایش این باشد که ایران نوعی پیروزی مبهم و محل اختلاف به دست بیاورد.
➖ این وضعیت شبیه ژاپن و آلمانِ ۱۹۴۵ نیست؛ بیشتر شبیه سال ۱۹۵۳ بین کره شمالی و جنوبی است. نه تحول عمیق و ساختاریای رخ میدهد، نه مسئلهای ریشهای حل میشود؛ فقط یک مکث است که شاید ایران بهتر از رقبایش از آن استفاده کند.
➖ تجربه تاریخ روشن است: صلح پایدار معمولاً بعد از پیروزی قاطع به دست میآید، نه بعد از یک بنبستِ کنترلشده.
پیروزی کامل بعد از جنگ جهانی دوم، حدود ۸۰ سال صلح میان قدرتهای بزرگ سابق را به دنبال داشت؛ بدون جنگ دنبالهدار.
جنگ جهانی اول با یک آتشبس تمام شد، نه با اشغال و تسلیم کامل. قرارداد ورسای بیشتر تحقیر کرد تا آنکه واقعاً به شکستِ کامل منجر شود؛ نتیجهاش هم این شد که کمتر از ۲۰ سال بعد جنگ بعدی شروع شد.
➖ این الگو در جاهای دیگر هم دیده میشود: شکست روشن ناپلئون چند دهه نظم برای اروپا به همراه آورد. آتشبس کره، یک مناقشه منجمد برجا گذاشت که از نظر حقوقی هنوز هم تمام نشده است. خروجِ مذاکرهشده از ویتنام هم منطقه را وارد دورهای از آشوب کرد.
➖ مناقشههای منجمد، حتی اگر کوتاهمدت باشند، فقط زمان را دوباره تنظیم میکنند و به آن طرفی پاداش میدهند که بهتر خودش را برای دور بعد آماده کرده باشد.
مدیریت و کنترلِ بنبست، ظاهرِ مسئولانه دارد، اما در عمل اغلب فقط صورتحساب را عقب میاندازد؛ آن هم با بهرهای که دائماً روی هم جمع میشود.
@Hesfir
✔️ ۷۹.۲ درصد مردم ایران خواهان دریافت عوارض از تنگه هرمز هستند
➖ نتایج جدیدترین نظرسنجی انجامشده توسط یک مرکز افکارسنجی معتبر، ۷۹.۲ درصد مردم ایران معتقدند که حتی به قیمت طولانیشدن جنگ، ایران نباید از دریافت عوارض در تنگه هرمز چشمپوشی کند.
➖ این افکار سنجی ابتدای اردیبهشتماه و به صورت کشوری با جامعه آماری ۱۲۰۰ نفر کشوری انجام شده است.
@Hesfir
🖋 رابرت ای.پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو:
➖ جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ جهانِ پس از جنگ سرد را ساخت.
جنگ ۲۰۲۶ ایران ممکن است به آن پایان داده باشد.
➖ به مدت ۳۰ سال، جهان اینطور فرض میکرد که آمریکا میتواند تقریباً در هر نقطهای از زمین، بر روند تشدید درگیریها مسلط باشد.
جنگ ایران ممکن است نخستین جنگی باشد که این فرض را در هم میشکند.
@Hesfir
✔️ شرق فتحشده
بخش نخست
➖ در میانه بزرگترین تجاوز بیگانه به ایران در حالیکه طبقه روشنفکر در سکوت سوختن ما را تماشا کرد دو نفر از ایران به جشنواره کن رفتند: اصغر فرهادی و پگاه آهنگرانی. فرصتی جهانی برای جبران خاموشی، اما دهان بازکردند و تازه فهمیدیم در مغزشان چه میگذرد.
➖ پس از بلوای ۴۰۱، نیویورک تایمز گزارش طولانی منتشر کرد که تمام کارنامه فرهادی را زیر سوال میبرد. با گلشیفته، امام موقت انقلابیون، هم مصاحبه شده بود. از اتهام سرقت تا فریبکاری و حتی عبارت vasat-baz را هم عینا برایش نوشتند. همان کسی که دوبار به او اسکار سیاسی دادند، یکی را سرمایه ۸۸ کردند و دیگری را پل برجام. همان کسی که قهرمان و الگو و پرچمدار ساختند. چرا چنین لجن مال و لکه دار کردند؟!
➖ ۴۰۱ نقطه عطف است، و این جنگ میوهاش. طبقه متوسط ایران باید میفهمید دوره وسط بازی تمام شده. حالا باید مثل گلشیفته لخت شوید و به میدان بیایید. کار دست اسرائیل است.
➖ فرهادی، قهرمان از دست رفته، در جشنواره کن بدون ذکر آمریکا و اسرائیل با همه کشته شدهها همدردی کرد! چنان وسط که از قمهکش دی، دختر میناب و سرباز اسرائیلی را شامل میشود. تپیکال روشنفکری ایران: پس مانده. وسط جنگ هم جرات اعتراض به متجاوز را ندارد. چطور به کسی اعتراض کند که بزرگش کرده؟! این بیوطنی نتیجه صدسال حسرت غرب است.
➖ در همان صندلی خاویر باردم، بازیگر فیلم سابق فرهادی، گفت برایش مهم نیست که حذفش کنند، برای غزه جلوی اسرائیل می ایستد. فیلمساز ایرانی که کودکانش زیر آوار شلیک اسرائیل است خفقان گرفته، بازیگر اسپانیانی اعتراض میکند. یعنی نه فقط از جامعه ایران بلکه از دنیا پس ماندهاند.
➖ نسل جدید روشنفکران اما پیام گزارش ۴۰۱ را گرفتند و از فرهادی هم عبور کردند. راه، راه گلشیفتههاست. آهنگرانی هم با لباس نیمهعریانش تعارف حجاب را کنار گذاشت و صریحا مستند "تمرین هایی برای انقلاب" را پیشکش کرد. کدام تمرین؟ کدام انقلاب؟ میگوید تصویری است از تلاشهای مردم ایران در ۸۸ و ززا تا دی برای "آزادی و دموکراسی". مستند را هم تقدیم به مادرانی کرد که فرزندانشان را در راه آزادی از دست دادند. دقیقا در روزهایی که آمریکا و اسرائیل هم برای "آزادی و دموکراسی" و حمایت از "انقلاب" به ایران تجاوز نظامی کردند. لختی استعمار را میبینید؟ دقیقا مسیر عراق، افغانستان، سودان، لیبی،...
با موشک و بمب دارند ما را آزاد میکنند و همزمان تصویر نیاز ما به آن آزادی را فراهم میکند. این دیگر پسماندگی نیست، نوکری است. جنگ شد و فهمیدیم بخشی از طبقه روشنفکر ما عملا مزدور و نوکر اجنبی است.
➖ آهنگرانی چندماه پس از انسجام بینظیر جنگ خرداد و دقیقا قبل از کودتای دی هم از بیبیسی پروپاگاندایی با ترانه علیدوستی پخش کرد. فراموش نکنیم دلیل موثر در جنگ خرداد و رمضان تصویرسازی از انقلاب بود. گفتند جمهوری و مردم و اسلامی و حجاب و رهبر و اینها تمام شده، اینجا انقلاب شده، بیا بزن کار را تمام کن. مسئول ما هم فکر میکرد با رهاسازی و فراموشی امنیت میآورد. حالا هنرمندشان حتی در تجاوز بیگانه هم مستند میسازد که مردم دارند برای رسیدن به ارزشهای متجاوز تمرین میکنند! اینها پیوست بمباران میناب هستند. متجاوز مثل خلبان اف ۳۵ به فیلمساز این تصویر از ایران نیاز دارد. اینها ابزار استعمار اند.
➖ پگاه آهنگرانی یک اسم تازه رسیده خودساخته نیست. مادر فیلمسازش منیژه حکمت در کنارش میگوید باید امید داشته باشیم! پدرش هم کارگردان بود و همسرش خواننده مشهور است. او بهترین نماینده یک طبقه و جریان است. طبقه فروشنده. فرهادی میفهمد آنجا تصویر ایرانی سرکوب شده را میخرند. در همین جشنواره گفت ایران مثل "مادر بیمار" است! باید برگردم بهش سر بزنم. چه بیماری دارد؟
➖ آهنگرانی و گلشیفته صریحتر میگویند: شرقی بودن. این مادر بیمار، کمبود آزادی و دموکراسی غرب دارد. علت بازتاب ۴۰۱ در غرب همین انگاره زن شرقی سرکوب شده بود و تلاشش برای آزادی. امثال آهنگرانی خروجی آن سفارش هستند که حتی هویت زن شرقی را هم کنار میگذارند و کامل مثل زن غربی میشوند. یعنی بدنشان را هم تقدیم ارباب میکنند تا عکسهای تبلیغ او بشود. سرنوشت تلخ طبقه روشنفکر ایران.
🖋 سلمان معمار
📎 ادامه دارد
@Hesfir
✔️ شرق فتحشده
بخش دوم و پایانی
➖ در همین زمان زن ایرانی در خیابانهای کشور پرچم بلند کرده و مقابل تجاوز خارجی ایستاده است. همین زنان عموما محجبه یکتنه ایران را از دهان آمریکا آزاد کردند. این تضاد باورنکردنی است. حتی شال سرش هم دارد میجنگد. نه فقط ایران بلکه بار تاریخ را به دوش کشیده اند و به صورت ابرقدرت جهان چنگ زدند. معلوم است که این تصویر را دوست ندارند.
➖ آنها در میانه تجاوز نظامی به خاک ایران تصویر زن زیبایی را میخواهند که بغض کند و از سرکوب در ایران و آزادی در غرب بگوید. این هیچ تفاوتی با بمب ندارد. همانی که بر سر ما موشک میریزد به اینها جایزه میدهد. همان وقتی که ما کودکانمان را خاک میکنیم اینها از متجاوزان مزد میگیرند و برایشان کف میزنند.
چه ایرانی بشود فردای آزادی و دموکراسی، بعد از صف غذای سازمان ملل.
➖ پگاه آهنگرانی البته یک نماد سیاسی هم هست. او و ترانه و گلشیفته و فرهادی و... سالها سرباز اصلاحات بودند. صادقانه برای خاتمی نفس زدند، و قلبا برای موسوی شعار دادند. حتی برای روحانی و ظریف تمامشان را پای کار آوردند. منظور او از "تمرین های انقلاب" این دورانست نه فقط دی ماه. نوکری متجاوز از براندازی بیرون نیامده بلکه برعکس اینها فرزندان کسانی بودند که سالها پیش "مادر بیمار" را میخواستند همینجا "آزاد" کنند. این تفکر استعماری خانهزاد است.
➖ آنها از انقلاب میگویند درحالیکه زن ایرانی کف میدان انقلاب جلوی کل استعمار ایستاده و آزادی را برملا کرده است. نه تنها آزادی خودش بلکه آزادی مستضعفان جهان را پیش میبرد. و انقلابی به عظمت تحقیر آمریکا ساخته است. ما انقلابی که آنها در خیالشان تمرین میکنند را در خیابان زندگی میکنیم.
@Hesfir