اندیشکده حدید
✔️ ایستادن در آستانه ✔️ نزاع تمدنی شرق و غرب با محوریت کتاب نیکوکاران نابکار اثر هاجون چَنگ (چهار ج
🟢 نشست دوم " ایستادن در آستانه؛ نزاع تمدنی شرق و غرب" فردا چهارشنبه ۱ مرداد، ساعت ۱۷:۳۰ برگزار میشود.
🏢 خیابان صائب، مجموعه فرهنگی هنری صائب
@Hesfir
اندیشکده حدید
✔️ ایستادن در آستانه ✔️ نزاع تمدنی شرق و غرب با محوریت کتاب نیکوکاران نابکار اثر هاجون چَنگ (چهار ج
🟢 نشست سوم " ایستادن در آستانه؛ نزاع تمدنی شرق و غرب" فردا چهارشنبه ۸ مرداد، ساعت ۱۷:۳۰ برگزار میشود.
🏢 خیابان صائب، مجموعه فرهنگی هنری صائب
@Hesfir
✔️فراسوی ترس و عشق
🖋 دکتر امیرحسین پرورش
➖نیکولو ماکیاولی فیلسوف نامی ایتالیایی در مشهورترین اثر خود «شهریار» به حاکمان دو گزینه را برای جلب اطاعت مردم پیشنهاد میکند: ترس یا عشق.
او بر مبنای اصول واقعگرایانهاش به شهریار راه سادهتر یعنی حکمرانی بر اساس ترس را پیشنهاد میکند. زیرا که شهریار خود خانهی ترس و منبع اصلی آن است. مالک اصلی ترس خود شهریار است و از این رو خود کنترل کنندهی بنیان حکومت خویش است.
➖اما راه دشوارتر حکومت بر اساس عشق است. دشواری تاسیس رژیم سیاسی بر مبنای عشق در این است که منبع عشق درون مردم است. اگر ترس در ید قدرت حکومت است٫ هندسهی عشق در مختصات مردم معنا مییابد. مردم دوست میدارند و عشق میورزند٫ مردم خانهی عشق است.
از همین روست که حکمرانی بر اساس عشق حکمرانی دگربنیاد است. این بیرونبودگی بنیان حکومت از آن سبب خواهد شد که «دیگری» نقشی حیاتی در بقای حاکم ایفا کند. در این معادله حکومت کردن بدون دوست داشته شدن ممکن نخواهد بود. و این یکی از دشوارترین پرسشهای سیاسی برای ماکیاولی است٫ چگونه میتوان بر اساس عشق حکومت کرد؟
➖در فلسفهی سیاسی شیعه نیز به خوبی میتوان رد این پرسش دشوار را رهگیری کرد. کلیدیترین واژه در گفتمان سیاسی شیعه «ولایت» است. ولایت خود واژهای با همین دوپهلویی معنایی است. مولا کلمهای ممزوج از دو مفهوم تصرف و عشق است. در طول تاریخ گروهی از عشق به نفع تصرف صرفنظر کرده و راه آسانتر را برگزیدهاند و گروهی با انصراف از دشواری پرسش؛ از حکومت به نفع عشق گذشتهاند.
از همینروی به نظر میرسد دشواری تحقق ولایت همان دشواری برپایی حکومت بر اساس عشق است. ولایت سنتز عشق و تصرف است. تصرفی دگربنیاد و خانهگزیده در مردم که تنها زمانی محقق میشود که بدان عشق ورزیده شود.
@Hesfir
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
✔️ جهانِ بدیو
🎙 سخنرانی دکتر امیرحسین پرورش در اندیشکده حدید
⏱ سه شنبه، ۱۱ شهریور ۰۴
@Hesfir
✔️ ۱۰ نکته درباره فرهنگ، رسانه و اقتصاد
🖋 دکتر علیرضا مکاریانپور
➖ ۱. تئودور آدورنو میگفت انسان بهدست رسانههای همگانی، به افسونِ بتوارگیِ کالاهای فرهنگی گرفتار آمده است.
➖ ۲. هنر تودهای و صنعت فرهنگ، ذهنِ دریافتکننده را خِردگریز میکند و بدان ماهیت غریزی میدهد. این پدیده به دلیل ماهیت کالاگونه خود روی به ابتذال میآورد.
➖ ۳. در این زمانه، میان هنر و اقتصاد پیوند مدرن برقرار است و هنر سیاسی شده است. فرهنگ، صنعت شده و از قوانین صرفا اقتصادی پیروی میکند. از دید مکتب فرانکفورت، جریانهای اصلی در تئاتر، تلویزیون و اینترنت و... در خدمت فرهنگ بورژوازی هستند و وظیفه رامکنندگی تودههای مردم را برعهده دارند.
➖ ۴. صنعت فرهنگ، تکنولوژی و خِرد ابزاری را در خدمت سلطه هرچه بیشتر سرمایه به کار میگیرد. سرمایهداری همه نوع آزادی بیان را مُجاز میشمارد البته تا جایی که تحت فرمان آن باشد.
➖ ۵. هنر تودهای لذتبخش هست اما تعالیدهنده استعدادها یا نیازهای زیباییشناسانه نیست.
➖ ۶. این هنر معمولا پنهانکنندهی نابرابریهای اجتماعی است و میکوشد آداب بورژوایی را تحمیل کند. مارکس از بردگیِ با دستمزد در سرمایهداری میگفت اما فرانکفورتیها از تمایل خودِ مردم به بردگی میگویند. این بردگی عبارتست از تمایل به واردشدنِ خودخواسته به نظامی که سرکوبشان میکند.
➖ ۷. سرمایهداری در همین فضا اسطوره "افراد موفق" را به خوردِ مخاطب میدهد. تو اگر موفق نیستی خودت بیعرضهای؛ اگر سلبریتی میلیاردر است حتما توانایی خود او علتاش بوده؛ ایراد از سرمایهداری نیست.
سوبژکتیویته معاصر از نوع همدستی منحرف سوژه با سرمایهداری است. (ملپس و ویک، درآمدی بر نظریه انتقادی، ص ۷۲)
➖ ۸. بخصوص در زمانه ما، متغیرهای اجتماعی تابع منطقِ تصویر هستند. تصاویر تلویزیونی قوامبخشِ صورتهای اجتماعی هستند. (محمد مددپور، فلسفههای پستمدرن غربی و گریز و گذر از مدرنیته، ص ۱۱۶) البته در این قوامبخشی، نوعی گرایش توتالیتر در فرهنگ ظهور میکند که موجِد نوعی یگانگی در جامعه است؛ یگانگی استثمارکننده.
➖ ۹. آدورنو میگفت "شعر گفتن پس از آشویتس وحشیگری است." چرا که ما را به فراموشی یا بیاعتنایی به قساوت بشری سوق میدهد.
به همین سیاق، نسلکشی و فاجعه مرگ کودکان در غزه بهدلیل گرسنگی میتواند بهراحتی فراموش شود. پس از سکوت سلبریتیها در ایران چندان تعجب نکنید.
➖ ۱۰. شاید اینان راهی برای برونرفت ارائه نکرده باشند، شاید فرهنگ نقادانهای که مطرح میکنند مناط و ضابطهای نداشته باشد اما در تبیین و تفسیر آنچه در فضای فرهنگی هنری ایران شاهدیم، از نقش پررنگ سلبریتیها تا سینمای خانگی، کنسرتهای موسیقی و مهمتر حضور سرمایهداران بدنام در نقش سرمایهگذار فرهنگیهنری، نیاز به توجه دوباره به این مباحث بیشتر احساس میشود. اهالی فرهنگ و هنرمندان که میخواهند مستقل بمانند، به این مباحث بیش از دیگران نیازمندند.
@Hesfir
✔️ در جنگ ۱۲ روزه شکست خوردیم یا پیش رفتیم؟
🖋 عادل شکیبایی، دانشجوی دکتری اقتصاد
در بخشی از پیام رهبری در مراسم چهلم فرماندهان شهید این جنگ آمده:
"بیشک فقدان فرماندهانی چون شهیدان باقری و سلامی و رشید و حاجیزاده و شادمانی و دیگر نظامیان، و دانشمندانی چون شهیدان طهرانچی و عباسی و دیگر دانشمندان، برای هر ملتی سنگین است. اما دشمن ابله و کوتهبین به هدف خود نرسید. آینده نشان خواهد داد که هر دو حرکت نظامی و علمی شتابندهتر از گذشته به سمت افق های بلند پیش خواهد رفت انشاءالله."
➖ سوالی که برایم پیش میآید این است که وقتی در فقدان شخصیتهای مهم ملی میگوییم درست است ما ضربه خوردیم ولی دشمنی که ضربه زد موفق نشد، آیا این حرف تناقضآمیز نیست؟
ما در عین اینکه ضربه خوردن را خودمان داریم تایید میکنیم، میگوییم دشمن ما پیروز نشد، پس سوال اینجاست که این ضربه را چگونه باید تحلیل کنیم؟ آیا اساسا این مدل ادبیات توجیهکننده پس از شکست نیست که برای تسلی خودمان آن را تکرار میکنیم؟ پس از این اعتراف وقتی بلافاصله این عبارت میآید که دشمن ابله ما به هدفش نرسید.آیا این دو گزاره با هم ناسازگار نیستند؟
➖ موفقیت هر اقدامی را باید در نسبتش با هدفش سنجید مثلا اگر شخصی به هدف دزدیدن تلفن همراه به شما هجوم آورد و شما با او درگیر شوید و در این درگیری او شما را زخمی کند و بعدش فرار کند آیا کسی میگوید دزد موفق شد؟ آیا خود دزد خوشحال است و خود را پیروز میداند و عمليات سرقتش را خوب ارزیابی میکند؟ قطعا خیر ولو اینکه زخمی که ایجاد کرده قابل توجه باشد.
➖ حال اگر از این قصه بخواهیم برای تحلیل درگیری و تقابلهای بین حکومتها استفاده کنیم، ملاک موفقیت برای ما روشنتر خواهد شد. آیا رژیم بعث در جنگ ۸ ساله موفق شد؟ با آنکه در پایان جنگ امکانات نظامی علیحدهای داشت و توان زمینی و هواییاش چند برابر ابتدای جنگ شده بود و ضربات جانی و اقتصادی فراوانی هم بر ما تحمیل کرد، ولی هیچ کس او را پیروز جنگ نمیداند چون به هدفش که سرنگونی نظام و اشغال ایران بود به هیچ وجه نرسید. پس وقتی او به هدف اصلی خود نرسیده صرف نظر از فقدان فرماندهان و جوانان پاک و ارزشمندمان که حقیقتا خسارت آور است و همه آسیبهایی که به شهرها و تاسیسات ما وارد کرد او شکست خورد. بلی رژیم بعث در جنگ با ایران شکست خورد.
➖ در تحلیل جنگ ۱۲ روزه ایران و اسراییل نیز همینگونه است. اسراییل به هدف تسلیم و فروپاشى نظام حاکم و تجزیه ایران جنگ را آغاز کرد و وقتی به این هدفش نرسید آمریکا نیز ورود مستقیم نظامی کرد. قطع نظر از ارزش شهدایی که از دست دادیم که قابل قیاس با هیچ نیروی انسانی در جهان نیستند او را نمیتوان پیروز میدان دانست.
➖ حال یک نکته عجیبتر در دل جنگهای ما که بر محور دفاع از حق و مردم و میهن است هم وجود دارد و آن تاثیرات معکوسی است که چنین اقدامات ناشیانه دشمن بر ما میگذارد و آن بهوجود آمدن و تقویت عنصری درست بر خلاف هدف دشمن است که این دیگر به واقع حیرتانگیز است. دشمن به قصد فروپاشی حمله میکند اما خون شهدا و اتحاد مردم، نظام را قویتر میکند او به قصد پراکندگی و نارضایتی مردم از نظام حمله میکنند ولی مردم متحدتر میشوند و مخالفین نظام هم مدافعش میشوند و با تمام ناراحتیها و انتقادهایشان عبای آخوند را امنتر بمبهای دشمن مییابند.
➖ اینجاست که حماقت دشمن نمایان میشود که نه تنها با ضرباتش به هدفش نزدیک نشده که با شتاب بیشتری دورتر هم شده و این وضعیت محصول و نتیجه یک سیاست محکم مبتنی بر وحی در دکترین دفاعی و نظامی و تقابل با دشمن است که شرایطی پدید می آید که هر اقدام دشمن به ضررش تمام خواهد شد؛ اگر دست روی دست بگذارد ما قوی و قویتر میشویم و ديگر دست درازی به ما برایش ناممکن خواهد شد و اگر دست درازی کند همین تجاوزش ما را مصممتر، متحدتر و هوشیارتر میکند.
@Hesfir
sophism.mp3
زمان:
حجم:
38.4M
✔️ سوفیسم در زمانه ما
🎙 سخنرانی دکتر حسین نوروزیفرد در اندیشکده حدید
⏱ سه شنبه، ۲۵ شهریور ۰۴
@Hesfir