eitaa logo
اندیش‌کده حدید
213 دنبال‌کننده
26 عکس
14 ویدیو
1 فایل
تاملاتی در فلسفه، سیاست و اقتصاد ارتباط با ما: @hadidesf
مشاهده در ایتا
دانلود
46.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 سخن‌رانی دکتر امیرحسین پرورش ➖ نشست "میراث داوری؛ تاملی در سیر اندیشه‌ورزی دکتر رضا داوری اردکانی" | بخش سوم و پایانی ➖ عنوان: فیلسوف تواب @Hesfir
42.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️ سخن‌رانی محمود فروزبخش ➖ نشست "میراث داوری؛ تاملی در سیر اندیشه‌ورزی دکتر رضا داوری اردکانی" | بخش نخست ➖ عنوان: چرا به داوری نیاز داریم؟ @Hesfir
42.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️ سخن‌رانی محمود فروزبخش ➖ نشست "میراث داوری؛ تاملی در سیر اندیشه‌ورزی دکتر رضا داوری اردکانی" | بخش دوم ➖ عنوان: چرا به داوری نیاز داریم؟ @Hesfir
28.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️ سخن‌رانی محمود فروزبخش نشست "میراث داوری؛ تاملی در سیر اندیشه‌ورزی دکتر رضا داوری اردکانی" | بخش سوم و پایانی ➖ عنوان: چرا به داوری نیاز داریم؟ @Hesfir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
46.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️ سخن‌رانی دکتر علی‌رضا مکاریان پور نشست "میراث داوری؛ تاملی در سیر اندیشه‌ورزی دکتر رضا داوری اردکانی" | بخش نخست ➖ عنوان: داوری و راه دشوار تجدد @Hesfir
46.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️ سخن‌رانی دکتر علی‌رضا مکاریان پور نشست "میراث داوری؛ تاملی در سیر اندیشه‌ورزی دکتر رضا داوری اردکانی" | بخش دوم ➖ عنوان: داوری و راه دشوار تجدد @Hesfir
47.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✔️ سخن‌رانی دکتر علی‌رضا مکاریان پور نشست "میراث داوری؛ تاملی در سیر اندیشه‌ورزی دکتر رضا داوری اردکانی" | بخش سوم و پایانی ➖ عنوان: داوری و راه دشوار تجدد @Hesfir
✔️ ایستادن در آستانه ✔️ تاملی در مفهوم توسعه ⏱ سه شنبه، ۱۵ مهر، ساعت‌ ۱۶:۳۰ 🏢 اصفهان، خیابان صائب، مجموعه فرهنگی هنری صائب ➖ ثبت نام (ظرفیت محدود) در ایتا و تلگرام: @hadidesf @Hesfir
Recorded by RecForge بازار آزاد و مسیر توسعه.mp3
زمان: حجم: 24.1M
✔️ بازار آزاد و مسیر توسعه 🎙 سخن‌رانی آقای عادل شکیبایی در اندیش‌کده حدید ⏱ سه شنبه، ۱۵ مهر ۰۴ @Hesfir
توسعه و انکار دیگری-امیرحسین پرورش.mp3
زمان: حجم: 44.8M
✔️ توسعه و انکار دیگری 🎙 سخن‌رانی دکتر امیرحسین پرورش در اندیش‌کده حدید ⏱ سه شنبه، ۱۵ مهر ۰۴ @Hesfir
❗️شهر خوک‌ها یا شهر انسان؟ تاملی در آینده‌ی شهر 🖋 دکتر امیرحسین پرورش ➖این پرسش دشوار پیش روی هر شهروند امروزی است: خوک بودن یا نبودن؟ چرا از خوک‌ها حرف می‌زنیم؟ آیا این لحن توهین‌آمیز است؟ این تمثیل چه نسبتی با مسائل امروز شهر ما دارد؟ بد نیست برای روشن شدن مسئله یکی، دو تمثیل از «خوک وارگی» جوامع انسانی را با هم مرور کنیم. ➖اولین تمثیل را باید از زبان سقراط شنید، به قلم شاگرد بلندآوازه‌اش افلاطون در کتاب دوم جمهور، جایی که سقراط گونه شناسی سه گانه‌ای از مفهوم شهر انجام می‌دهد: شهر خوک‌ها، شهر تب‌‌آلود و شهر آرمانی. ➖نخستین شهر، شهر خوک‌هاست. شهر خوک‌ها شهر تامین نیازهای ابتدایی است. در شهر خوک‌ها خوراک، مسکن، پوشاک و طبیعت نیکو در دسترس است. در شهر خوک‌ها خیلی خبری از فکر کردن و اندیشیدن نیست. آنچه مهم است تامین نیازها، سیر ماندن شکم‌ها و گرم ماندن بدن‌هاست.‌ ➖اما خب خوک بودن پیامدهای خاص خودش را هم دارد! شاید بگویید شهر خوک‌ها خیلی جای بدی هم نیست. اما شهر خوک‌ها در این وضع باقی نمی‌ماند. شراره‌های آز و طمع کم‌کم از زیر خرمن‌ نیازهای طبیعی شعله می‌کشد و شهر را به آتش می‌کشد. سقراط در گفت‌وگوی خودش با گلاوکن و آدیمانتوس می‌گوید: «شهر تب می‌کند.» تب حرص و طمع شهر را به سمت تجمل خواهی می‌برد. ➖حالا «شهر تب آلود» کم کم سر بر می‌آورد. همه برافروخته‌اند و آزمند. اگر خوک‌های سربه‌زیر قبلی به رفع نیازهای معمول قانع بودند؛ خوک‌های برانگیخته‌ی کنونی نه تنها با مصرف بیشتر ارضا نمی‌شوند که بر حرص و آزشان افزوده می‌شود. البته این خوک‌های تب کرده خیلی هم بی فرهنگ نیستند! آسیاب مصرف‌گراییشان همه چیز را خرد می‌کند. شعر مصرف می‌کنند، از دیدن گالری‌های شیک و پیک نقاشی لذت می‌برند و برانگیخته می‌شوند تا برای خریدن گران‌ترین آثار با هم رقابت کنند. از فرش‌های گران قیمت و نفیس خوششان می‌آید و خلاصه با هنر لوکس میانه‌ی خوبی دارند. ➖اگر شهر اولیه‌ی خوک‌ها، شهر ساده و متناسبی بود، شهر تب‌دار، از حدود تجاوز می‌کند؛ وسیع می‌شود و هم مرتفع. در آن برای خراشیدن آسمان مسابقه است. شهر تب‌دار در تب وسعت و ارتفاع می‌سوزد و برای مصرف کردن منابعش هیچ حدی باقی نمی‌گذارد، نه به طبیعت رحمی دارد نه به معدود انسان‌های باقی مانده یا حتی خوک‌های سر به زیر و قانع! شهر تب‌دار، شهر مال‌ها و مراکز خرید عظیم الجثه است. پر از ویترین‌هایی که درجه‌ی حرارت بدن خوک‌های شهر را بالا و بالاتر می‌برد. آشفته و تب‌دار وارد این مراکز خرید می‌شوند و با کیسه‌هایی پر اما آشفته‌تر و تب‌دار تر از آن خارج می‌شوند. و چه قدر جالب است که در شهر تب‌دار، این مال‌ها و مراکز غول‌پیکر خرید را «مرکز شهر» می‌نامند! جنون مصرف در این قلب تب‌آلود از همه جا بیشتر نمایان است. ➖حیف است که از خوک‌وارگی صحبت کنیم و سخنی از «هایائو میازاکی» و شاهکارش «شهر اشباح» به میان نیاوریم. خوک‌وارگی یا مسخ انسان به خوک یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم اثر میازاکی است. بر خلاف افلاطون، میازاکی از ابتدا با خوک بودن میانه‌ی خوبی ندارد. شاید به این دلیل که ۲۳۶۹ سال بعد از نابغه‌ی آتنی به دنیا آمده و دیده بود که خوک شدن و خوک ماندن‌ چگونه به «تب خوکی توسعه» می‌انجامد. ➖میازاکی نشان می‌دهد افراط پدران و مادران انسان امروزی، آن بنیان گذاران جهان مدرن، آن مشعل‌های درخشان عصر روشنگری! در مصرف و حرص و آز چگونه به «خوکینگی تمدن» انجامیده است. میازاکی راه نجات را در معصومیت کودک‌وار چیهیرو، دختر والدینی خوک‌شده می‌بیند. چیهیرو مثل پینوکیو فقط ساده و معصوم نیست. چون سادگی و معصومیت صرف به «خر شدن» پینوکیو می‌انجامد. چیهیرو فقط یک بچه‌ی خوب و سر به زیر و حرف گوش کن نیست، او اهل مبارزه برای تغییر است! ➖در ابتدا برای مقابله با چیزی که بر سر والدین‌ش آمده می‌ترسد، اما گام به گام بر ترسش غلبه می‌کند و اعتماد به نفسش را باز می‌یابد. چیهیرو از ایستادن در مقابل «جادوگر» قدرتمند شهر نمی‌ترسد. و مهم‌تر از همه چیهیرو «به یاد می‌آورد.» اگر خوک‌وارگی خاطرات را می‌زداید و مدام ما را به «اکنون» فرا می‌خواند، چیهیرو نام پدر و مادرش را به یاد دارد. آن‌ها را «می‌نامد و صدا می‌زند.» ➖نمی‌دانم ما در شهر خوک‌ها زندگی می‌کنیم یا نه، اما می‌دانم شهر ما «تب دار» است. دهه‌هاست تب وسعت بخشی و بلند مرتبه سازی، تب انباشت و سرمایه‌گذاری، تب بخار کردن رودخانه‌ی محبوب‌مان در کوره‌‌های عظیم توسعه خواهی، در شهر ما فراگیر شده است. همه‌ی ما داریم در حرص و آز چشیدن از سفره‌ی رنگین خوک‌ها گُر می‌گیریم. زمان آن رسیده که اصفهان را به نام دیرینش صدا بزنیم. زمان آن رسیده که اصفهان را، خودمان را به یاد بیاوریم، شاید شانسی پیدا کردیم و خوک نشدیم! @Hesfir