هِيام | HEYAM
چه زیبا میشود گاهی، به شخصی مبتلا گشتن؛
برای یك نفر ماندن؛ برای یك نفر مردن . .
من تماشایِ تو میکردم و غافل بودم . .
کز تماشایِ تو خلقی به تماشای من اند . .
هِيام | HEYAM
خواب خوش دیدم که میآیی کنارم آخرش ،
میشوی مال خودم آخر، تماشا کن فقط . .
نوشته بود :
تو همان چایِ تلخ بمان !
کسی که چای دوست داشته باشد ،
با خودش قند میآورد . .
هِيام | HEYAM
چشمان من شبیهِ تو هرگز ندیده است . .
قربان آن کسی که تو را آفریده است . .
خواب دیدم که سرِ زلفِ تو در دستم بود . .
بوی عطری به مشامم زد و بیدار شدم . .