هِيام | HEYAM
تا مرا روح و روان در تن بود . .
شوقِ دیدارِ شما در من بود . .
هِيام | HEYAM
من تماشاگرِ تصویرِ توام ماه منیر !
این چنین هیچ نبودم به تماشایِ کسی ..
هِيام | HEYAM
هنگام تماشایت ، از بس که تو زیبایی ،
با هُول و ولا خواندم ، لا حَولَ وَلا را . .
چشمهایش قهوه ای بود و به حق فهمیدهام ،
قهوه از سیگار و قلیان اعتیاد آور تر است . .
تا بداند که شبِ ما به چه سان میگذرد ؛
غمِ عشقش دِه و
عشقش دِه و
بسیارش دِه !