موبایل را دستممیگیرم ،مینشینم و عکسهایش را تماشا میکنم
عکسهایمان را
قطرات شور اشک صورتم را گلگون و چشمانم را تار کرده
خسته نمیشوم
بازهم ورق میزنم
بازم هم
و باز هم ....
عکسهایش،حتی از پشت شیشهی سرد گوشی دلبری میکند .
ناگهان ، تصاویر در واقعیت تجسم پیدا میکنند.
به اطراف نگاه میکنم،همهمه ،شلوغی ، بوی عود و اسفند ؛
حس ناب آرامش
راستی ،خیلی وقت است که همچین آرامشی نداشته ام
سرم را که بالا میاورم،چشمانم با منظرهی روبهرو تلاقی پیدا میکند
به پنجره فولادِ بابا رضا خیره میشوم.
قدمبر میدارم
مردمبا دیدنم کنار میروند و راه برایمباز میشود
سرم را به پنجرهفولاد تکیه میدهم و زمزمه میکنم :
آقاجان ، من خیلی بیکَسَم
به حرمت پناه آوردم
ای آرامشم
نور چشمم😭
با صدای نقاره از جا میپرم و به اطراف نگاه میکنم
گوشهی اتاق نشستهام
اما صدای نقاره در فضای خانهطنینانداخته ، میدوم و به اتاق دیگر میروم
تلوزیون به مناسبت تولد شاه خراسان، پخش زنده از حرم را پخش میکند و نقارهزنهای امام رضا ،با دل و جان مینوازند،عمریست که با حضرت انس گرفتهاند و از عمق جان باورش دارند
چشمانم دوباره تر میشود
و بغض دوباره سر باز میکند، دست راستم را روی قلب پر تپشم میگذارم و میخوانم:
سلام آقا
که الان روبهروتونم....
✍خادِمُ الرِّضا
- حیدریه .
این ویدیو برای تمام کسایی که دلتنگ گنبد طلایی ان. مشهد بهمن ماه 404/🤍
جهان که لطف ندارد بگو حرم چه خبر؟
- حیدریه .
غم . .💔
نشسته ام چو غباری
به شوق اذن دخول
بیا بگو نتکانند پادریهارا :)
بهم گفت :
اومده بودیمکه بگیم :
آره ما هم هستیم..!
درگیرِ دیده شدن شدیم ،
و نیت هامون یادمون رفت
به همین سادگی و راحتی..
- حیدریه .
*¹⁰⁰¹🫀💚
قربونت برم امام رضا ع ،
قد سلام های آقا سیدعلی
دوست دارم :))))