کاش وقتی زنگ زدم جواب میدادی ..
من خیلی تلخ فهمیدم رفتنتو ..
من خیلی سخت فهمیدم رفتنتو ...
من زنگ زدم باهات حرف بزنم ، من با امید بهت زنگ زدم ، من بیخبر بهت زنگ زدم .
از پشت گوشی ، از فرسنگ ها دورتر بهم گفتن ، ریحانه رو میخوای ؟ میخوای باهاش حرف بزنی ؟
اخه ریحانه نیست ..
اخه ریحانه رفت .. برا همیشه رفت (:
بعدش کسی نبود به دادم برسه ..
من به امید شنیدن صدات زنگ زدم نه خبر فوتت ..
هیهآت ؛
تورا به رسم امانت ، به آسمان سپردم . .
زندگی هردومان تمام شد ،
تو درآغوش خاک ، من در آغوش غمت . .
هیهآت ؛
دستم از دست تو دوره ..
هر وقت غم داشتم و گرفته بودم بهم میگفت ؛
لَا يُكلفُ اللهُ نَفْساً اِلاّ وُسعَهَا ..
دلم براش تنگ شده بود ،
یهو انگار با همون صدا دم گوشم
همینو تکرار کرد
با همون لحن با همون حال ..