eitaa logo
هزار مناره
104 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
585 ویدیو
19 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
آمده ‌ام جبهه شهيد بشوم دور هم نشسته بوديم. يكي از بچه‌ها كه زيادي اهل حساب و كتاب بود و دلش مي‌خواست از كُنه هر چيزي سر در بياورد، گفت: «بچه‌ها بياييد ببينيم براي چه اومديم جبهه» و بچه‌ها كه سرشان درد مي‌كرد براي اين‌جور حرف‌ها، البته با حاضر جوابي‌ها و اشارات و كنايات خاص خودشان، همه گفتند: «باشه.» از سمت راست نفر اول شروع كرد: «والله بي‌خرجي مونده بودم. سر سياه زمستوني هم كه كار پيدا نمي‌شه، گفتيم كي به كيه مي‌رويم جبهه و مي‌گيم براي خدا آمديم بجنگيم» بعد با اين‌كه همه خنده‌شان گرفته بود، او باورش شده بود و نمي‌دانم تندتند داشت چه چيزي را مي‌نوشت. نفر بعد با يك قيافه‌ي معصومانه‌اي گفت: «همه مي‌دونن كه منو به زور آوردن جبهه، چون من غير از اين‌كه كف پام صافه و كفيل مادرم هستم و دريچه‌ي قلبم گشاد شده، خيلي از دعوا مي‌ترسم، سر گذر هر وقت بچه‌ها با هم يكي به دو مي‌كردند، من فشارم پايين مي‌آمد و غش مي‌كردم.» دوباره صداي خنده‌ي بچه‌ها بلند شد و جناب آقاي كاتب يك بويي برده بود از قضيه و مثل اول ديگر تندتند حرف‌هاي بچه‌ها را نمي‌نوشت. شكش وقتي به يقين تبديل شد كه يكي از دوستان صميمي‌اش گفت: «منم مثل بچه‌هاي ديگه، تو خونه كسي محلم نمي‌گذاشت، تحويلم نمي‌گرفت. آمدم جبهه بلكه شهيد بشوم و همه تحويلم بگيرن.»
ذِکرِ إِمروز: 🍃 {خدائی‌جز‌آن‌خدایِ‌یکتا‌کہ سلطانِ‌حق‌و‌آشکار‌أست‌نخواهد‌بود} ۱۰۰مَرتَبِہ...
✍از اوایل انقلاب، در کارهایی که در اختیار من بوده، به جوانان مسؤولیت می‌دادم؛ هم در نیروهای مسلّح، هم در کارهای دولتی، هم در دوران ریاست جمهوری.تجربه من این است که اگر ما به جوان اعتماد کنیم - آن جوانی که شایسته دانستیم به او مسؤولیت بدهیم و صلاحیتش را داشت؛ نه هر جوانی و هر مسؤولیتی - از غیر جوان، هم بهتر و مسؤولانه‌تر کار را انجام می‌دهد؛ هم سریعتر پیش می‌برد، هم کار را تازه‌تر و همراه با ابتکار بیشتری به ما تحویل خواهد داد. یعنی روند پیشرفت در کار حفظ می‌شود. برخلاف غیر جوان که ممکن است کار را بالفعل خوب انجام دهد، اما روند پیشرفت در آن متوقّف خواهد شد. غالباً این‌گونه است.۷۷/۲/۷
بعد از گذشت ۳۰ سال، بسیاری از خاطرات از ذهن آدم پاک می‌شود، اما بسیاری نیز با پوست و گوشت چنان حس شده‌اند که اگر سالیان سال هم بگذرد، روز‌ها و شب‌ها می‌توانی با این خاطرات زندگی کنی!» این‌ها نخستین حرف‌هایی است که حسین ظریف متولد ۱۳۴۲ در مشهد به زبان می‌آورد. او که دو سال خدمت سربازی خود را در زمان جنگ ایران و عراق در کردستان خدمت کرده است خاطرات زیادی از آن زمان دارد خاطراتی که به قول خودش آن‌قدر زیاد است که در چند برگه گزارش ما نمی‌گنجد. ظریف که از نیرو‌های آتش‌بار ۸۹۷ پدافند هوایی بوده است و اکنون فروشگاه لوازم ورزشی در ایستگاه سراب دارد در گپ و گفت کوتاهی به مروری چند از خاطراتش هم‌زمان با ۱۸ آذرماه، روزی که سازمان ملل، عراق را مسئول و آغازگر جنگ تحمیلی بیان کرده است می‌پردازد و شرایط رزمندگان و روزهایشان در کردستان را برایمان بازگو می‌کند. لمس جنگ در کردستان سال ۶۲ با بچه‌های محله که تمام آن‌ها هم‌سن و سال بودند و از دوران کودکی با یکدیگر بزرگ شده بودند، تصمیم می‌گیرند تا با گرفتن دفترچه به سربازی بروند و این‌گونه می‌شود که دوران آموزشی خود را در گرگان گذرانده و سپس تقسیم می‌شوند. تعدادی از آن‌ها در این تقسیم به منطقه کردستان شهر مریوان اعزام می‌شوند. ظریف که در آن‌زمان بیست ساله بوده با اشاره به اینکه تصورش از جبهه و جنگ با آنچه در منطقه اعزام‌شده می‌دیده بسیار تفاوت داشته است می‌گوید: «تمام عمر خود را در شهر زندگی کرده بودیم و با وجودی که سه سالی از جنگ می‌گذشت و اخبار را از طریق روزنامه و تلویزیون می‌شنیدیم، اما هیچ‌گاه تصورم از جنگ با آنچه می‌دیدم و درک می‌کردم مقایسه‌شدنی نبود.» او می‌افزاید: «زمانی که به پادگان مریوان رسیدیم با دیدن دیوار‌های آن که پر از ترکش بود و سپس با شنیدن صدای تیراندازی، تازه جنگ را از نزدیک با گوشت و پوست خود لمس می‌کردیم مانند طفل کوچکی که او را در یک محیط غریبه رها کرده باشند، حضور و لمس واقعه برای تمام سرباز‌های تازه‌وارد نامأنوس بود، اما مدتی که گذشت نه‌تن‌ها عادت کردیم، بلکه وقتی آرپی‌جی شلیک می‌شد مثل اینکه اتفاق خاصی نیفتاده باشد بسیار راحت برخورد می‌کردیم.»‌ می‌گوید: «ابتدای خدمت آسایشگاه ما در مقابل اردوگاه اسرای عراقی قرار داشت و از آنجا که صدام آغازگر جنگ بود، هر روز صبح که بیدار می‌شدیم، چون به‌وضوح آن‌ها را می‌دیدیم که با خیالی آسوده قدم می‌زنند، کلی بد و بیراه به آن‌ها می‌گفتیم، چون از طرفی به‌خوبی می‌دانستیم که همین بعثی‌ها بر سر اسیران ایرانی چه می‌آورند، اما اینجا در اردوگاه خبر چندانی از تنبیه برای آن‌ها نبود.» او با اشاره به اینکه حدود ۴ هزار اسیر عراقی در این اردوگاه بودند، ادامه می‌دهد: «بعضی بچه‌ها به عنوان نگهبان گاهی در اردوگاه اسرای عراقی خدمت می‌کردند و شاید تنها سختی اسرای عراقی همین احترامی بود که باید به نگهبانان می‌گذاشتند. به خاطر دارم دو تا از اسرای عراقی همان ابتدای خدمت از اردوگاه فرار کرده بودند، اما به خاطر سرما نتوانسته بودند خیلی پیشروی کنند و دوباره اسیر شدند و زمانی که آن‌ها را به اردوگاه بازگرداندند متوجه شدند که به‌دلیل سرمازدگی انگشتان پای خود را از دست داده‌اند.» ادامه دارد.....
18.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ 🔸شاخصه های ریاست جمهوری از دید مقام معظم رهبری ♦️نقاط قوت موجود منهای نقاط ضعف
عراقي سرپران اولين عملياتي بود كه شركت مي‌كردم. بس كه گفته بودند ممكن است موقع حركت به سوي مواضع دشمن، در دل شب عراقي‌ها بپرند تو ستون و سرتان را با سيم مخصوص از جا بكنند، دچار وهم و ترس شده بودم. ساكت و بي صدا در يك ستون طولاني كه مثل مار در دشتي مي‌خزيد جلو مي‌رفتيم. جايي نشستيم. يك موقع ديدم يك نفر كنار دستم نشسته و نفس نفس مي‌زند. كم مانده بود از ترس سكته كنم. فهميدم كه همان عراقي سرپران است. تا دست طرف رفت بالا معطل نكردم با قنداق سلاحم محكم كوبيدم توي پهلويش و فرار را بر قرار ترجيح دادم. لحظاتي بعد عمليات شروع شد. روز بعد در خط بوديم كه فرمانده گروهان مان گفت: «ديشب اتفاق عجيبي افتاده، معلوم نيست كدام شير پاك خورده‌اي به پهلوي فرمانده گردان كوبيده كه همان اول بسم الله دنده هايش خرد و روانه بيمارستان شده.» از ترس صدايش را در نياوردم كه آن شير پاك خورده من بوده ام.
| ✍🏼 رهبر انقلاب: "در همین زمان ما، یک زن جوان شجاع عالم متفکر هنرمندی به نام خانم «بنت‌الهدی‌» توانست تاریخی را تحت تأثیر خود قرار دهد، توانست در عراق مظلوم نقش ایفا کند؛ البته به شهادت هم رسید. عظمت زنی مثل بنت‌الهدی، از هیچیک از مردان شجاع و بزرگ کمتر نیست" ۷۶/۷/۳۰ ‌ ‌📍نوزده فروردین سالگرد شهادت بنت‌الهدی صدر توسط حکومت بعث عراق است.
✅ موضوع: بیدارباش انتخاباتی 💯 انتخابات در ايران جزو سالم ترین در دنیا است
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹💐هدیه به روح پاک و مطهر امام شهدا،شهدای انقلاب،شهدای هشت سال دفاع مقدس ،شهدای مقاومت، بخصوص سیدالشهدای مقاومت حاج قاسم سلیمانی،شهید ابومهدی المهندس،شهیدپورجعفری وهمه درگذشتگان.🍂
ذِکرِ إِمروز: َر‌جَهُمْ🍃 {خدایا‌درود‌فرست‌بر‌محمد‌و‌خاندانِ‌محمد} ۱۰۰مَرتَبِہ...
بچه‌های مشهد داوطلب اعزام به خط مقدم ظریف بعد از اینکه به پادگان مریوان می‌رود بعد از گذراندن سلسله مراتب روز بعد به خط مقدم اعزام می‌شود: «زمانی که صحبت از اعزام به خط مقدم، آن هم در خاک عراق و منطقه‌ای به نام شیخ لطیف به میان آمد، تمام بچه‌هایی که از مشهد آمده بودند گفتند که داوطلب اعزام هستند، چون دوست نداشتند در پادگان بمانند و با این هدف در زمان جنگ به سربازی آمده بودند که بتوانند به‌نوعی خدمت کنند و از خاک میهن خود دفاع کرده و نگذارند دشمن بعثی به مال و نوامیس ما تعدّی کند.» با وجودی که ۳۶ سال از زمان حضورش در شیخ لطیف می‌گذرد، اما تک تک لحظه‌هایی را که آنجا بوده است به یاد دارد: «شیخ لطیف دقیق خط مقدم و در خاک عراق بود و پایگاه ما در نقطه‌ای قرار داشت که دیده‌بان‌های عراقی کاملا روی ما احاطه داشتند و شاید بتوان گفت این منطقه یکی از بدترین نقاط خط مقدم آن زمان در کردستان به شمار می‌رفت.» ظریف که به عنوان نیرو‌های پشتیبانی پدافند هوایی خدمت می‌کرده است، بیان می‌کند: «زمانی که فرد در حال و هوای جبهه حضور ندارد جنگ را درک نمی‌کند، اما هنگامی که در این فضا از نزدیک قرار می‌گیرد، می‌بیند که هدفی دارد، هدفی که کوچک نیست و شاید او فقط یک نفر باشد، اما همین یک نفر می‌تواند همراه با دیگر نیرو‌های خود چه کار‌هایی انجام دهد. عِرق به میهن در خون تمام ایرانی‌ها وجود دارد و کسی نیست که بگوید خاک کشورش و سرنوشت آن برایش اهمیت ندارد، بنابراین در زمان جنگ با وجودی که بسیار شهید و جانباز دادیم، اما باز هم جوانان زیادی داوطلب حضور در جبهه‌ها می‌شدند، چون هدف والایی برای خود داشتند.» ادامه دارد....‌
7.05M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مسئولیت رهبری از زبان رهبری