اعترافات خودمونی
سلام یه بار یه دو تا دختر تو مسجد دعواشون شده بود
من دوتا از دوستانم اونجا نشسته بودیم
یه دفعه اون دختره گفت من میخواستم کنار ضحی باشم ضحی گفتم مگه من خرم که میخوای کنار من باشی باورت نمیشه ما خودمون گرفته بود نمیتوانستیم بخندیم میگفتی زشته فقط صبر کردیم دخترا برن آقا تا رفتن زدیم زیر خنده همون خدا این موقعیت رو برا هیچکس پیش نمیاره🤣
اعترافمیکنم✍🏻...
یه بار رفته بودم بازار ، بعد اینقدر بازار شلوغ بود که نگو جای سوزن انداختن نبود
بعد من یه لحظه چشمم افتاد به یه مانکن رفتم نزدیکش همینطوری داشتم میگفتم اوفففف چه لباسه شیکه چه مانکنه خوشتیپه فلان کلیییی داشتم پیش خودم از لباس و مانکن تعریف میکردم اینقدر هم شلوغ بود من فقط حواسم به قسمت بدن مانکن بود یه دفعه سرمو آوردم بالا دیدم یکی با یه مَن ریش و دوتا چشم از شدت تعجب داشت از حدقه میزد بیرون با یه دهن بااااز داره عین بز نگام میکنه 😂 یعنی خودم ریختم پشمام موند
حس میکنم از وقتی اون یه مَن ریش و دوتا چشم و دهن باز رو دیدم دیگه اون آدم سابق نشدم
یکی نبود به من بگه تورو چه به تیشرت و شلوار مردونه که رفتی نگاه میکنی😐😐
#اِعتِراف_کن
اعترافمیکنم✍🏻...
سر کلاس خوابیده بودم بعد یه هو استاد اسممو صدا زد و منم هول شدم پریدم😁
با یه لحن عصبی گفت فلانی خوابیدی؟
منم گفتم نه استاد دراز کشیدم 😆😆😆
گفت دفعه آخرت باشه جلو من دراز میکشی 😂😂😂
یعنی از خجالت مردم 😶😶😶
#اِعتِراف_کن
مسابقه ی سین زنی بزرگ آنیسا شروع شد !!
فقط کافیه پیوی 🌸 بفرستید تا من از اکانتتون شات بگیرم و بزارم کانال اگر بیشترین سین رو خورد برنده ی مسابقه میشید و این مسابقه تا جمعه ساعت 8صبح فرصت داره و بعد برنده اعلام میشه 💋
جایزه ی مسابقه : 10گیگ نت + 500کارت به کارتی + 100 ت شارژ (هر خطی باشی) .
نکته : سین خریدنی نداریم و سین فیک ممنوعه و اگر بخری میفهمم و حذف میشی از چالش !!
چنلمون باید جوین باشید :
@HHHHHHHH88
اینجام
@A_N_I_s_A_94
@SSSSSSSSSSS88
سلام
من اعتراف میکنم که ............
یه بار سر کلاس ریاضی بودم داشتم غذا میخوردم،آخرش بود داشتم نوشابه میخوردم که خانممون صدام زد😰
منم یهو ترسیدم جوگیر شدم لیوان نوشابه از دستم افتاد تو بشقاب جفتشون شکست😨😱
بعد حالا مامانم داد زد چی شده؟
از اون ور خانم معلم میگفت چرا جواب نمیدی🤦🏻♀
بعد به مامانم گفتم سر کلاسم بعد جوابشو میدم،تو این فاصله جواب رو با ماشین حساب،حساب کردم و جواب دادم اونم موشکی🚀⚡️
بعد هم به مامانم گفتم فیلم صداش زیاد بود و صدا شکستن اومد و مامانم خیالش راحت شد و توی اتاق بی خیال من شد😮💨
من هم گوشی زدم تو دیوار از کلاس پرید بیرون😂
به درک که ادامه کلاس رو نبودم😒
کی میفهمه؟کی به فکر منه؟😕
بعد هم تیکه شیشه های لیوان و بشقاب و لیوان رو ریختم دور و نشستم گیم بزنم🤣
سلام
معترف میشم😂
همون روزی که جنگ شد، ما تو مدرسه که بودیم. دیدیم هی معلممون میره و میاد. ماهم گفتیم چیبید ؟فهمیدیم جنگه تا مدیرمون به معلما گفت به بچه ها نگید. بعد دیدیم نصف مدرسه رفتن ولی دنبال من بدبخت نیومدن😭😂بعد خودم با معلم تیزهوشانم رفتیم خونه
سین بزن تا برنده ی 10گیگ نت + 500ت کارت به کارتی + 100ت شارژ بشی ❤️🔥
@SSSSSSSSSSS88
سلام یکبار با خانواده بابام رفته بودیم بیرون من خیلی گشنم بودم اومدم تو بشقاب دختر دایی بابام یه بیسکوییت برداشتم مامانم گفت این مال دختر داییت هست 😵💫🥸
یعنی آب شدم رفتم تو زمین 🙈
خوب گشنم بود به من چه😅🤣