اگه خونه ی مادربزرگ نباشه دیگه کجا باید حال و هوای یه خونه ی قدیمی با حوض کوچک و فرشای قرمز رو تجربه کنم که به قبلم برای یک ماه تپیدن نیرو و حال خوب تزریق کنه؟
قایقِ کاغذی!
درخت آلبالو، درخت خرمالو، درخت انار، حوض وسط حیاط، ایوان قدیمی
چیزی هست که جای اینا رو بگیره؟
قایقِ کاغذی!
چیزی هست که جای اینا رو بگیره؟
قطعا نه
هیچی برای من جای استکان چای و نعلبکی قدیمی، لحاف کرسی، روبالشتی های گلدوزی شده، چادر گلدار مامانجون، فرش ایرانی، پرده های توری سفید، گل یخیِ دمِ در و آلبوم های خاک خورده رو نمیگیره
قایقِ کاغذی!
قم که نشد برم میشه مشهد رفتنم قطعی بشه؟:)
این پیام بمونه اینجا تا وقتی که امام رضا دعوتم کنه :)
هفته ی پیش کلاس رو پیچوندم رفتم یه برنامه ای بود تو سالن همایش مدرسه، فکر کردم خیلی زرنگم بعد که اومدم دیدم دبیر گرامی گفتن که اونایی که این جلسه نبودن هفته ی دیگه حتما ازشون میپرسم🙂 و الان من موندم و انبوهی از درسای نخونده