اگرچه عشق برای ما هیچ سرانجامی نداشت؛ اما از تو بابتِ روزهایی که حس کردم عمیقا زندهام، ممنونم.
«موسیقی، فیلم ها، خواب، کتاب، نقاشی، باران، قهوه، سیگار، طبیعت و حیوانات»
چیزی که با آن میشود حماقتی مثل زندگی را تحمل کرد.
هدایت شده از وا
تو همیشه مثل یه زخم روی تن من میمونی، تاابد
با گوش کردن تک تک اهنگای قدیمی و جدید عرفان طهماسبی
با دیدن اسم شجریان و اهنگای قدیمی
با شنیدن صدای شادمهر و اون اهنگی که باهاش خاطره بد داشتی
با خوردن قرمه سبزی
با دیدن تهدیگ سیب زمینی
با شنیدن یه صدایی شبیه به صدات
یا دیدن یه مغازه یا ادم هم اسمت
شایدم با شنیدن یکی از تیکه کلامات و استیکرای مورد علاقت
یا حتی با دیدن گوجه سبز و البالو و بچه های کوچولو
با یه لهجه غلیظ کوردی
با یه خاطره کوچیک و یه لبخند عمیق غمگین
من همیشه ته دلم به عنوان یه دوست قدیمی دوستت خواهم داشت،هیچوقت ازت بدم نیومد
ممنونم که یه خاطره نسبتا خوب شدی و یه درس خیلی بزرگ بهم دادی..