eitaa logo
|هیرمان|
171 دنبال‌کننده
186 عکس
5 ویدیو
0 فایل
هفدهِ مردادماه، چهارصد و سه. 'می‌نویسم زخم و آن را با زخمی دورتر می‌بندم چرا که دیده‌ام وقتی آسمان را شکنجه می‌کنند آبی‌تر می‌شود وقتی دریا را شکنجه می‌کنند عمیق‌تر' اگر کاری باری بود: https://daigo.ir/secret/1380293511 https://abzarek.ir/service-p/msg
مشاهده در ایتا
دانلود
-
|هیرمان|
•ترس• واژه‌ای سه حرفی که دنیایی از هیولا‌های رنگی و خاکستری را در پشتِ خود پنهان کرده و آدمی از برِ
•تجربه• واژه‌ای است که بارِ سنگینی دارد و از زمین افتادن و بلند شدن‌های متعددِ انسان و مواجه شدن با تازه‌ترین‌ها شکل می‌گیرد و همچون شاخه‌ی پیچکی، به دورِ آدمی حلقه می‌زند.
امروز قدِ یه دنیا انگیزه دارم.
بچه‌ها
بهترین حس
و بهترین تجربه‌م بود
تهران، ارسباران. -[بیست و هشتِ مهرماه، چهارصد و سه]-
از آلزایمر رنج می‌برم، برای بار nام.
-
[یک لحظه مکث کرد خیال] یک لحظه مکث‌ کرد خیال وگرنه از پل‌ گذشته بودیم و حالا داشتیم برای همه‌چیز دست تکان می‌دادیم من اما روبه‌روی شهری ایستاده‌ام که نای ایستادن ندارد و نیم‌رخِ ماه بر شبش سوراخ است و رد پاهای تو در هزار کوچه‌اش سوراخ است و جای لب‌هایت بر پیشانی‌ام سوراخ است کلید را در جمجمه‌ام بچرخان و داخل شو به آغوش اعصابم بیا در تاریکیِ سرم بنشین اتاق را بگرد و هرچه را که سال‌هاست پنهان کرده‌ام از دهانم بیرون بریز پرد‌ه‌ها را کنار بزن چشم‌ها را بشکن و متن را از نقطه‌ای که در آن اسیر شده آزاد کن. -گروس عبدالملکیان.