eitaa logo
|هیرمان|
171 دنبال‌کننده
186 عکس
5 ویدیو
0 فایل
هفدهِ مردادماه، چهارصد و سه. 'می‌نویسم زخم و آن را با زخمی دورتر می‌بندم چرا که دیده‌ام وقتی آسمان را شکنجه می‌کنند آبی‌تر می‌شود وقتی دریا را شکنجه می‌کنند عمیق‌تر' اگر کاری باری بود: https://daigo.ir/secret/1380293511 https://abzarek.ir/service-p/msg
مشاهده در ایتا
دانلود
کم‌خوابی واقعا داره باقیِ روانمو ازم می‌گیره.
هدایت شده از دایناسور؛
کسی نمی‌شنوند ما را اگر که رویِ سخن داری و درد حرف زدن داری اگر دهانِ خودت هستی اگر زبان خودت هستی به گوش هایِ خودت رو کن.
این‌جا چقدر خاک گرفته چقدر حسِ غریبگی می‌ده
لبخند‌های قشنگ، نگاه‌های طولانی. -[هجدهِ آبان‌‌ماه، چهارصد و سه.]
|هیرمان|
می‌ترسم.
در تاریکی راه می‌روم و هرچه که دلم را گرم کند، چنگ می‌زنم و با خود حمل می‌کنم.
-
نگاهت می‌کنم خاموش و خاموشی زبان دارد.. -ابتهاج.
سلام مجدد به این‌جا
چهارشنبه‌ست و من باز اومدم سلام بدم و بعد بیبیدی بابیدی بوق. خداحافظ تا هفته بعد.
با قدِ کوتاهش اومد کنار شیشه و گفت خوبه دیگه.. از هرچی که بخوای عکس می‌گیری. می‌خواستم از اونم بگیرم ولی سریع محو شد و رفت.
راستش خیلی فکر کردم این چند وقت به خیلی چیزا و تهش نمی‌دونم به نتیجه‌ای هم رسیدم یا نه.. به آدمای جدیدِ اطرافم، به روابط جدیدی که نصفه و نیمه‌ست و دو دلم که چیکارشون کنم، به درگیری‌های ذهنی‌ای که رها شدنی نیستن، به برنامه‌ ریزیام، به وابستگی‌هام، به خودم به خودم به خودم.