eitaa logo
|هیرمان|
171 دنبال‌کننده
186 عکس
5 ویدیو
0 فایل
هفدهِ مردادماه، چهارصد و سه. 'می‌نویسم زخم و آن را با زخمی دورتر می‌بندم چرا که دیده‌ام وقتی آسمان را شکنجه می‌کنند آبی‌تر می‌شود وقتی دریا را شکنجه می‌کنند عمیق‌تر' اگر کاری باری بود: https://daigo.ir/secret/1380293511 https://abzarek.ir/service-p/msg
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه نیاز نیست سکوت کنی. نذار یه چیزایی تو دلت بمونه که بخواد بیاد همون دلتو بِجَوه و یه لقمه‌ی چپش کنه.
؛
امروز ترازترین روز سال تحصیلی بود.
|هیرمان|
قسم به رَد‌های رنج که آدمی بند بندِ وجودش در بندش است و چون سروی ستبر بر جریان زندگی ایستاده است و
"از شب به شب گریخته‌‌ایم و از هم به هم" من راه را برایت باز کردم و چمدانم را با کوله‌ باری از دلبستگی دنبال خودم کشاندم من در را باز کردم و قبل از اینکه وارد شوی، رفته بودم زین پس چای که می‌ریزی، فنجان مرا خالی بگذار من دیگر میلی به چای‌های سرد شده‌ی این خانه ندارم زین پس حافظ نخوان چیزی بین ما برای حفظ شدن نمانده است رنگ‌هایم را از جهانت پس گرفته‌ام و این به آن معناست که تو را تنها گذاشته‌ام پشت سرت آب ریخته‌ام و به شمعدانی‌ها سر زده‌ام که مبادا بهانه‌ی نبودنت را بگیرند برای ستاره‌ها لالایی خواندم که آرام بخوابند در شبِ تاریکِ من فهمیده بودم برای ماندن، یک دلیل است و برای نماندن هزارتا. و دوست داشتنت تنها دلیلی بود که بند می‌کرد بند می‌کرد و بند می‌زد و به بند می‌کشید حالا پرنده‌ها را از قفس آزاد کرده‌ام خودم را از کمندت رها کردم و هزاران دلیل را به دنبال خود حمل‌می‌کنم و می‌روم برای روز‌های آینده و برای شکوهِ شجاعت در گوشه‌ای از تقویم نوشتم: سال‌ها بعد که مرا به خاطر می‌آوری، لبخند بزن و مرا به عنوان نمادی از فراموشی یک عشق، به یاد آور.
|هیرمان|
"از شب به شب گریخته‌‌ایم و از هم به هم" من راه را برایت باز کردم و چمدانم را با کوله‌ باری از دلبست
عشقی در کار نیست. صرفا برای چیز‌هایی نوشتمش که روزی تصمیم گرفتم رهاشون کنم.
دلم می‌خواد یکی بهم قول انگشتی بده و بگه ما دوباره سبز می‌شیم. ولی این دفعه وقتی یادم میاد چقدر سبز شدنم تو بهارِ قبلی طول کشید، وحشت وجودمو می‌گیره. تکرارِ غرق تو یه مرداب، مثل مرگ تدریجیه.
|هیرمان|
دلم می‌خواد یکی بهم قول انگشتی بده و بگه ما دوباره سبز می‌شیم. ولی این دفعه وقتی یادم میاد چقدر سبز
خودم به خودم قول انگشتی دادم. این همون درسیه که باید یاد بگیرم تا دیگه تکرار نشه.
گل‌های غربت آتلیه عکاسی گرافیک:
و صبح کسی برای همیشه رفته است.
گرياندن مردم تقريبا كار ساده‌ای و خنداندنشان كار سختی است. اما به فكر انداختن آدم‌ها از هر دو كار مشكل‌تر است و هنرمندِ اصيل و ماندگار كسی است كه بتواند هر سه اين‌ها را با هم تلفيق كند: در دل بگرياند، بر لب خنده بياورد و ذهن را به فكر فرو برد. -صحبت‌هایی با هوشنگ مرادی کرمانی.
https://t.me/hirman_e_man