زنده بمون. برای مسئولیتی که در قبال خودت و این خاک و وجدانت داری. این تن خسته رو هرجور شده تا ابد به دوش میکشم. ولی متوقف نمیشم.
-زنده بمون!
|هیرمان|
غمش ایران بود جانش ایران بود خودش ایران بود.
غمش ایران بود
جانش ایران بود
امیدش ایران بود
خودش اما ابر شد
و هرجا که رفت،
برای ایران بارید.
تو این روزا فقط میتونم چند کلمهای از ذهن به هم ریختهم رو اینطوری بنویسم. اگر مدام دیدن اینجا براتون آزاردهندهست و این محتوا رو نمیپسندید، ترکش کنید. همه حق دارن خودشون محتوایی که دنبال میکنن رو انتخاب کنن. حتی اگر آشنا هستیم و دوست ندارینش، معذب نباشید برای انجامش*
هر هفته که میرم کلاس از یه چهار راه رد میشم. امروز که بعد مدتها رد شدم جای یه شخصی که همیشه اونجا بود، اعلامیهشو دیدم. پاهام میخکوب شد وقتی حس کردم برخلاف این دوسال دیگه قرار نیست وایسه. عجیب حسی بود و چه حیف.
جای خالی حتی از پیچ یه کوچه هم حس میشه.
برام یسری کلمه که براتون عمیقن و دوستش دارید رو میفرستید؟
مثلا من خودم درخت، ستاره، نور، نبض و خیلی چیزای دیگه رو دوست دارم.