1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و خرابه های ساختمون شیشهای...
اینجایی که مبینید دقیقا میز خانم امامی بود که پشتش داشتن خبر میگفتن که انفجار شد.
هیمآ...♡
شروع روز دوم رویداد🌱 پ.ن: منی که دارم بیهوش میشم از خواب. واقعا دو هفتهی رویداد شبانه روز به هم د
حقیقت اینه که یکی دو ساعت بعد از گرفتن این عکس اومدم توی نمازخونه و از شدت خستگی تا همین الان افتاده بودم👈👉
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مامان مسافرته، همسرم هم همینطور. حسین هم تازه دیشب از اعتکاف برگشت. برای همین این چند روز من و بابا داریم باهم زندگی میکنیم...
هوا هنوز روشن نشده و بابا داره منو میرسونه به ورکشاپ.
توی راه دعای عهد پخش میشه و صدای فرهمند میپیچه توی ماشین و من به این فکر میکنم که زندگی چقدر حس ۴،۵ سال قبل رو میده... همون موقع که یه دختر هنرستانی کوچولو بودم و هر روز صبح با بابا توی تاریکی میزدیم بیرون و راهی مدرسه میشدیم و کنسرت ماشینی برگزار میکردیم🥲
جوری که روز رو با معنویت شروع کردم و جوری که رسیدم و با جو قبل از شروع کلاس شروع شدم: