eitaa logo
هیمآ...♡
138 دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
19 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
یه دختر فرفری و کیوت سفییید با مژه ها و موهای فرفری شوخ و به قول ما، هر ثانیه ش یه میم خالص با نمک و مود. و پیانیست. ولی هربار که جدی حرف میزد خودم به شخصه می‌فهمیدم چقدر جدای اون آدم شوخ و با نمکی ک ما می‌بینیم یه آدم جدی و مصمم وجود داره. امروز حالش بد بود، جوری که رنگشم زرد شده بود ولی مشخص بود نمی‌خواست خیلی بروز بده. زیاد پاپیچِش نشدیم، ولی زنگ آخر رفتم سراغش... میدونستم که برادرش خارج از کشور درس میخونه و مامانش و اینا رو هم دیدم و میدونم وضع مالی خوبی دارن. ولی خودش همیشه میگه: دوست دارن همین الان مستقل باشم، برای خودم درآمد داشته باشم... تا اینکه امروز بعد از اصرار های فراوون من، این دختر لب باز کرد و گفت... میدونید، جدی بود، ناخودآگاه صداش بغض دار میشد، میلرزید، مژه های فِرِش نمدار میشد و به خاطر غرورش طوری که مثلا من نفهمم سریع پاک شون می‌کرد. حرفاش گاهی از جنس به حقیقت تلخ انکار نشدنی بود و گاهی از جنس تنهایی :) وسط حرفاش از چیزی گفت که فکرشو نمیکردم، از یه مشکل که اصلا بهش نمی اومد... و، و من فهمیدم این دختر چقدر قویه، چقققدر مصممِ و چقدر برای هدفاش میجنگه... از خودم خجالت کشیدم، خجالت! مثلا ی حرفه ای رو دوست داره ولی خب به خاطر ی سری موضوعات نمیتونه کلاسش رو بره، باورتون میشه دو ساله خودش به خودش آموزش میده و راه افتاده؟ میگفت وقتی میخواستم اون کارو شروع کنم، یه کلاه آبی داشتم... گذاشتم سرم، ازون موقع هر دفعه میخوام تمرین کنم اون کلاه رو میذارم و میشم ی ورژن دیگه از خودم و میجنگم برای آرزوم... بعدم در میارم و به زندگیم میرسم...
میدونید با بی تفاوتی خاصی که توش غم عیجبی دیده می‌شد میگفت: دیگه عادت کردم، دیگه برام دوستی و اینا مهم نیست، خیلی دوستای مهربون و خوب دارم که دوستشون دارم و دوسم دارم، خیلی خوبن... ولی هیچ کدوم شون نمیفهمَنَم! جوری که شاید اگه جلوشون گریه کنم اونا میخندم و ب شوخی میگیرن! الان دیگه با تنهاییم کنار اومدم... خودم یاد گرفتم برم جلو آینه بخندم، وقتی گریه میکنم خودم به خودم. میگم فلانی(اسمش) نگران نباش درست میشه، خودم بودم و خودم. دیگه به تنهاییم عادت کردم... از باباش گفت و یه مشکلی براشون هست... گفت و گفت و من موندم، از دلِ پر این دخترک فرفری...
کلا میخوام بگم تو هر شرایطی که هستیم، بدتر از ما همیشه هست... بهتر از ماهم همیشه هست... میتونیم هی بالاتر از خودمون رو ببینیم و حسرت بخوریم، میتونیم هم به پایینی تره فکر کنیم و هم شکر کنیم هم دستشو بگیریم... میخوام بگم همین الان بگو، همین الان بگیم! الحمدالله علی کل حال :)
فرزندانم کل ناشناس شده حمایتی😐💔😂 من نمیخوام زیاد همسایه دار بشیم چون دوس ندارم اعضا مون زیاد بره بالا... از طرفی هم خب مسئولیت و اینا داره... واقعا هیچ صحبت جذاب دیگه ای جز حمایتی ندارین؟😐🤦‍♀😂
حقیقتا خیلی با تعجب و یه حیرت خاصی نگاه میکردن... پ.ن: رفته بودیم بیرون با تم پاییز عکس بگیریم که با برخورد باحال بعضی از مردم مواجه شدیم😂 ولی ن خدایی بعضیام خیییلی خوش برخورد بودن و اجازه میدادن ازشون عکس بگیریم :)
راست میگه یادتونه؟ 😂😂
https://pin.it/6woMeom از آهنگ های مورد علاقه :)
https://pin.it/7uu0kmR شناختین؟ آهنگ آن شرلیِ🥺
همینجوری. ضرورتی نیست اخه...
باشد✋
هیمآ...♡
باشد✋
درگیری های یک نوجوون✨ متانویا🦋 آلوچه🍒 دختران چادری❣ بوسیدن روی ماه🌙 سما🌥 دلنواز مبهم🌫 خوابالو😴 نارنج🍊 تراوش🌱 و یه سری کانال های عمومی دیگه.
هدایت شده از جیران‌خانوم
بچها یکی از عزیزترین‌های جیران دو شبه تو بیمارستانه. دعا کنین حالش خوب شه جیران خیلی نگرانشه حمد بخونین و تا میتونین صلوات بفرستین